منتشر شده در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۰

مطابق ایران، زن در عقد دائم به عهده شوهر است و اولاد به عهده پدر و در نبود پدر یا عدم استطاعت مالی پدر به عهده پدر بزرگ (و اجداد پدری اولاد) می باشد.

نفقه به معنای انفاق و کمک کردن است که این انفاق بعضا الزام آور می شود، مانند نفقه زوجه، فرزندان و اقارب.
نفقه عبارت است از تامین هزینه زندگی زن که شامل خانه، اثاثیه منزل، غذا، لباس، دارو و درمان که بر عهده زوج می باشد.
اگر زن در خانه پدری خود خادم داشته و یا این ‌که طی زندگی مشترک به بیماری خاصی مانند روماتیسم مبتلا شده که به واسطه آن به خادم نیاز پیدا کرده باشد، مرد مکلف به گرفتن خادم برای همسرش است.
بر اساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی، ‘نفقه عبارت است از نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.’
مقدار نفقه متناسب با استطاعت مالی مرد، برابر میزانی است که موجب گذران زندگی زن شود و تقریبا مایجتاج اولیه زندگی زن را اداره کند، اگر مبلغی که زوج به عنوان نفقه به زوجه می پردازد به قدری باشد که کفاف تهیه مسکن و خرید لباس و اثاث البیت و غذا را بنماید، مشمول ترک انفاق نیست، اما اگر فقط مبلغی جزیی در حد کفاف غذا و مخارج روزانه به زوجه بپردازد، بدون تهیه مسکن و اثاث و لباس و سایر شقوق و جزییات اموری که انفاق قانونی محسوب می شوند، مشمول ترک انفاق است.
به محض این که عقد ازدواج صورت گرفت و زندگی زناشوئی خود را آغاز کردند، شوهر مکلف به پرداخت نفقه است که نفقه بر دو نوع است: ۱ – نفقه معوقه ۲ – نفقه جاریه.
نفقه معوقه زن شامل هزینه هایی است که مثلاً زن برای چند ماه گذشته (مثل ۲ یا ۳ ماه قبل) که همسرش نداده است، مطالبه نماید که میزان آن را یا خود زن مشخص می کند یا بر اساس آنچه که در سند نکاحیه که در هنگام عقد مشخص شده است و یا در صورت عدم تعیین، از طریق ارجاع به کارشناس مشخص می شود.
نفقه جاریه، هزینه های جاری زن را شامل می شود. در عقد موقت زن حق نفقه ندارد، مگر این که شرط شده باشد یا این که عقد بر این مبنا واقع شده باشد.
بنا بر این دریافت نفقه مشروط به عقد دائم و زوجه از زوج است. ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی می گوید: در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.
بنا بر این در ازدواج موقت، زن استحقاق دریافت نفقه را ندارد، مگر این که در حین عقد شرط شده باشد، اما در ازدواج دائمی به محض تمکین، زن مستحق دریافت نفقه می شود.
تمکین در اصطلاح قانونی عبارتست از بر آوردن نیازهای شوهر و اجابت کردن خواسته های مشروع او که خود بر دو قسم است، تمکین عام و تمکین خاص.
تمکین عام، فرمانبرداری در تمام امور کلی زندگی است و زن موظف به پیروی و اطاعت از شوهر است. به موجب قانون مدنی، ریاست خانواده از خصائص مرد است و تمکین خاص، اطاعت از نیازهای غریزی مرد از جانب زن است.
در همین رابطه ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تصریح می کند: هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف امتناع کند، مستحقق نفقه نخواهد بود.
اقامت زوجه در اقامتگاه دایمی شوهر یکی از مصادق تمکین است، یعنی زن برای دریافت نفقه باید در خانه شوهر زندگی کند، مگر یک استثناء و آن این که در خود عقد ازدواج شرطی غیر از آن شده باشد که زن در خانه ای غیر از اقامتگاه شوهر زندگی کند.
اگر زن بدون دلیل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی در خانه پدر یا مادر خویش اقامت کند، مرد می تواند نفقه وی را نپردازد.
حسن معاشرت زن با شوهر و داشتن رابطه زناشویی از دیگر مصادیق تمکین است. در مورد رابطه زناشویی به جز موارد خاص شرعی و بیماری یا درخواست های خلاف شوون اخلاقی یا مغایر با سلامت جسم و روح زن باید به همسر خود تمکین کند.
بر این اساس نفقه حقی است که در صورت عدم نشوز به زن تعلق می گیرد و این بدان معنی است که صرف ادعای زن و درخواست زن او صاحب حق است و نیاز به اثبات این که به او نفقه تعلق می گیرد، نیست و این امکان به واسطه رابطه زوجیت فراهم شده است.
زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری کند، زن ناشزه یعنی نافرمان و خاطی نامیده می شود و در این صورت علاوه بر این که مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود، بلکه می تواند تقاضای وی را نیز از دادگاه بخواهد و می تواند زن دیگری اختیار کند.
البته اگر زن به دلیل عذر شرعی یا مسایل پزشکی قادر به ایفای نباشد یا برای انجام واجب شرعی ناچار باشد به مسافرت برود و از شوهر اجازه نگیرد، ناشزه محسوب نمی شود و نفقه وی بر عهده شوهر است.
وقتی زن از شوهرش تمکین می کند، اما شوهر از دادن نفقه خودداری می ورزد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه، محکومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد.
در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حکم به پرداخت نفقه خواهد داد. در این شرایط اگر مرد پذیرفت قضیه ختم به خیر می شود. اما اگر پس از محکومیت به پرداخت نفقه، مرد امتناع کند یا واقعا در فقر باشد یا لجبازی نماید، زن می تواند درخواست طلاق نموده و قاضی مرد را مکلف خواهد کرد که وی را طلاق دهد.
راه دیگر برای گرفتن نفقه، شکایت کیفری است که علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا که عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است، زن در صورتی که نفقه اش پرداخت نشودن می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی، جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر الزام به پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محکوم خواهد شد.
ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی: هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را به سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.
نفقه از جمله جرائم مستمر محسوب می شود، یعنی در صورت عدم پرداخت به دفعات قابل شکایت کیفری می باشد، مثلا اگر نفقه مرداد ماه پس از شکایت کیفری از شوهر اخذ گردید، ولی او از پرداخت نفقه ماه بعد خودداری نمود، زن می تواند مجددا شکایت ترک انفاق نماید، به همین لحاظ بزه ترک انفاق، جرم مستمر محسوب می گردد و با گذشت شاکی پرونده بسته می شود.
* نحوه محاسبه مقدار نفقه
ضابطه موجود در تعیین میزان نفقه بر مبنای شئون خانوادگی زن و عرف و عادت ساکنان هر منطقه و وضع مالی مرد می باشد و در صورت عدم توافق زوجین در میزان نفقه دادگاه به تعیین میزان آن اقدام می نماید.
* نفقه در مدت عقد و قبل از ازدواج
معمولا از زمان عقد تا انجام ازدواج و رفتن زن به خانه شوهر مدتی سپری می شود، که در این مدت نفقه ای به زن تعلق نمی گیرد، مگر این که زن برای شروع به زندگی اعلام آمادگی کرده باشد، اما مرد از بردن همسرش خودداری کند که در این صورت زن مستحق دریافت نفقه است.
همچنین به زنی که بعد از عقد، شروع زندگی زناشویی و رفتن به خانه شوهر را منوط به پرداخت مهریه کند، نفقه تعلق می گیرد و مرد مکلف است نفقه وی را بپردازد.
بر اساس ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی: ‘زن می تواند تا مهریه او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند، مشروط بر این که مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.’
نکته مهمی که در این زمینه باید به آن توجه شود این است که بر اساس رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور در چنین شرابطی موضوع عدم پرداخت نفقه تنها جنبه حقوقی دارد و زن می تواند برای الزام شوهر به پرداخت نفقه به دادگاه حقوقی مراجعه کند و الزام وی را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد، اما نمی تواند اقدام کیفری نماید، به عبارت دیگر عدم پرداخت نفقه زن در این شرایط جنبه کیفری ندارد.
* به عهد کیست؟
مطابق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی در صورت حیات پدر، نفقه اولاد به عهده پدر است و در نبود پدر یا عدم استطاعت مالی پدر به عهده پدر بزرگ (و اجداد پدری اولاد) می باشد.
در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم توانایی آنها به پرداخت مخارج زندگی فرزند، تکلیف پرداخت نفقه به عهده مادر می گیرد. هر گاه مادر هم فوت نماید یا قادر به پرداخت مخارج مذکور برای فرزندش نباشد این تکلیف به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری فرزند می گیرد. نکته مهم آن که حتی اگر حضانت کودک به عهده مادر باشد نیز پرداخت نفقه فرزند به عهده پدر است.
در شرع و قانون سن معینی برای نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفا مادام که اولاد دارای شغل و درآمد مشخص نباشد، پدر نسبت به پرداخت نفقه مسوولیت دارد.
نکته مهمی که باید به آن توجه شود، این است که در زمینه مسائل خانوادگی و تنظیم روابط زن و شوهر و حضانت و تربیت فرزند، نمی توان از قانون، دستگاه قضایی و نهادهای مسئول انتظار داشت تا به تنهایی جوابگوی تمامی مسائل و مشکلات باشند و در زمینه مسائل خانوادگی کارآیی قانون نسبی است.

 

خبرگزاری بین المللی زنان – ۱۳۹۰/۰۵/۱۹

11/100 امتیاز، از 1 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید

۳ دیدگاه

    پاسخ دادن گندم:

    سلام
    ممنون از وبلاگ خوبتون
    سوالی داشتم
    اگر همسری با زنش قراردادی ببند مبتنی بر پرداخت نفقه،و آنر ا نپردازد و در حین جریان دعوا خانم فوت شود
    آیا ورثه می توانند نفقه معوقه یا جاریه او را که در دعوا بوده است بگیرند یا با فوت این خانم دعوا قائم به شخص بوده و از بین خواهد رفت؟
    ممنون میشم پاسخ سوالاتم رو بدهید

    پاسخ دادن ویج ایران:

    باسلام
    در مواد قانونی چیزی در این مورد که در صورت فوت زوجه آیا نفقه توسط ورثه قابل مطالبه است چیزی دیده نمی شود . اما چون علم حقوق علم استدلال هست ، پس مي توان گفت :
    طبق ماده 1107 قانون مدنی : نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض .
    به نظر مي رسد نفقه برای امتاع ( بهره مندی ) زوجه است و این در صورتی است که خود زوجه نیز در این قبال تمکین کند و در صورتی که از همسر خود تمکین نکند مستحق نفقه نخواهد بود و این خود یکی از وجه تمایز های نفقه و مهریه است که در بحث مهریه ، زوجه در هر صورت به غیر از بعضی موارد خاص مستحق دریافت مهریه است و در صورتی که زوجه فوت کند ورثه او می توانند برای دریافت مهریه اقدام کنند .
    در ثانی اگر هم استدلال در این مورد غلط باشد بازهم کسی جز زوجین خبر ندارند که آیا زوج نفقه را پرداخت می کرده یا نه ؟ و آیا زوجه تمکین میکرده یا نه ؟ و اگر هم از جانب زوجه شاهدانی باشند که این امر را ( نپرداختن نفقه از جانب زوج را ) ثابت کنند ، این اثبات در مورد تمکین عام زوجه است و در مورد تمکین خاص زوجه شاهدی به جز زوجین وجود ندارد .
    با تفاسیر بالا به نظر مي رسد که احتمال صدق آن زیاد است پرداخت نفقه ساقط می شود و به ورثه تعلق نمیگیرد
    باتشکر

    پاسخ دادن م.ز:

    شوهرم پس از سی سال با داشتن فرزندان بزرگ و داماد و نوه خانه را ترک کرده ( با زن دیگری ارتباط دارد). خودم خانه ای اجاره کرده ام گاهی کمی پول برایم واریز می کند آیا می توان از راه قانون از او بخواهم تا بطور مستمر به من خرجی و اجاره خانه ام را بدهد؟