فرآيند پيشگيري از جرم

منتشر شده در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۱
چكيده :
وترس از از دغدغه هاي رايج در جوامع مختلف است . تدابير مختلف در طول زمان براي برخورد با وبي نظمي اتخاذ شده است . جز معدودي از كشورهاي اسلامي به تبعيت از سيستم جنايي اسلام توجه قابل توجهي به تدابير متنوع پيشگيرانه داشته اند. در ساير ملل ، اين تدابير صبغه واكنشي وسركوبگرانه داشته وبه شكل ظاهر و از طريق سيستم عدالت اعمال مي شده است. در دهه هاي اخير ناتواني سيستم دادگستري در حل مشكل جرم و ناامني برهمگان معلوم شده است. اين واقعيت و همچنين هزينه هاي سرسام آور اقدامات سركوبگرانه ، سياست گذاران را به استفاده از تدابير پيشگيرانه وادار ساخته است . اقدامات پيشگيرانه نيز در طول زمان كارآمدي خود در پيشگيري از جرم وحل مشكل جرم و ناامني نشان داده اند. اما موفقيت در امرپيشگيري از جرم ، مستلزم تهيه برنامه هاي منسجم ومديرانه است كه تدوين آنها بايد فرآيندي معيني را طي كند.

مقدمه :
دربرخورد با پديده جرم وناامني دو گزنيه اصلي در برابر اولياي امور دارد. گزينه اول ، رويكرد سنتي سركوبي ومجازات است كه با شدت عمل واز طريق سيستم عدالت كيفري ( شامل ها وپليس وسازمان زندان ها ) پيگيري مي شود. اين رويكرد در اواخر قرن اخير ناتواني خود در حل مشكل جرم را آشكارا نشان داده است. گزينه دوم ، مقوله پيشگيري از جرم است. به دليل كارآيي بالاي اين رويكرد در دو دهه اخير اقبال بسيار به پيشگيري از جرم در جوامع مختلف ديده مي شود. اما آيا طراحي واجراي برنامه هاي پيشگيرانه فرآيند خاصي دارد؟
پيشگيري از جرم نوعاً از طريق راه حل هاي ثابت وكليشه اي قابل دسترسي نيست ، بلكه بيشتر به صورت اجراي اصول اساسي در مراحل مختلف يك فرآيند ديده مي شود. در سال هاي اخير نسخه هايي از اقدامات پيشگيرانه از قبيل مدل « سارا» كه مخفف كلمات و به معني وارسي، تجزيه و تحليل ، پاسخ و ارزيابي است ، ارائه شده اند كه در پليس مسئله محور كاربرد دارند. تدابير منسجم پيشگيري متنوع هستند و برخي از آنها بيشتر نظري و علمي و برخي ديگر جنبه عملياتي وكاربردي دارند. نگارنده برهمين اساس الگوهاي موجود در زمينه فرآيند پيشگيري از جرم را به دو دسته ( الف ) علمي و( ب ) كاربردي، تقسيم كرده ومورد بررسي قرار خواهد داد. لازم به ذكر است كه ذكر عنوان « الگوي علمي » به معني غير علمي بودن الگوي ديگر نيست و برعكس نام نهادن « الگوي كاربردي» به الگوي دوم به معني غيركاربردي بودن الگوي ديگر نخواهد بود. بلكه ، انتخاب اين اوصاف صرفاً جهت سهولت در مطالعه است.
الف  الگوي علمي و نظري فرآيند پيشگيري
درالگوهاي علمي ارائه شده براي پيشگيري از جرم كم وبيش مراحل زير ديده مي شود.
1 – شناسايي مسئله جرم وهدف گذاري؛
2 – آسيب شناسي علل جرم ؛
3 – انتخاب اقدامات ويژه وارائه راه حل هاي عملياتي وكاربردي ؛
4 – اجرا راه كارهاي پيشگيرانه ؛
5 – ارزيابي و تعديل نتايج اجراي برنامه.
اينك هريك از اين مراحل را به اختصار توضيح مي دهيم:
مرحله اول  شناسايي مسئله جرم و تعيين اهداف كاهش جرم
نخستين مرحله از فرآيند پيشگيري ، مسئله يابي وبه بيان ديگر ، تعيين الگوي خطر جرم است . اين كار از طريق تجزيه وتحليل الگوي جرم يا هدف گيري بزهكاران ، صورت مي گيرد . در تجزيه وتحليلي هرجسمي سه مقوله متفاوت بررسي مي شود . اين مقوله ها عبارتند از :
1. مطالعه فضاي جغرافيايي بزه مورد نظر ؛
2. تحليل ساختارجرم ومباشران وبزه ديدگان آن ؛ و
3. تحول در نوسانات جرم مذكور در دوره زماني معين.
هدف نهايي اقدامات پيشگيرانه ممكن است كاهش جرم يا محدود كردن آن يا جلوگيري از رشد آن باشد. در طرح ريزي پيشگيري ، بايد از اهداف كلي ومبهم صرف نظر كرده و هدف را با كمال واقع بيني و به طور دقيق مشخص و شاخص هاي ريسك را معين كرد.
محدوديت منابع اقتضا مي كند آماج پيشگيري از ميان اشخاص واموال در معرض خطر بيشتر حرم انتخاب شوند. برهمين اساس، اشخاص و اموال آسيب پذير در اولويت پيشگيري قرار مي گيرند. الگوي طب پيشگيري كه به طور گسترده در پيشگيري از جرم مورد استفاده قرار گرفته است ، سه رويكرد در مورد هدف گذاري شيوه هاي مداخله را ارائه مي كند :
پيشگيري اوليه – از طريق تمركز بركل جمعيت يا بزهكاران بالقوه ، يا تمركز بر موقعيت هاي بالقوه جرم يا اشخاص واموال آماج جرم ؛
* پيشگيري ثانويه – يعني تمركز بر اشخاص در معرض خطر خاص بزه ديدگي ، تمركز برآماج تحت خطر بزه ديدگي يا اماكني كه در خطر صحنه جرم شدن ، قرار دارند ؛
* پيشگيري سومين – يعني تمركز بر محكومان يا بزه ديدگان قبلي يا اهداف وصحنه هاي جرائم موجود ( ارتباط با مفاهيم بزه ديدگي مكرر، بزهكاري مكرر و نقاط جرم خيزكه عموماً رويكردي بسيار اثر بخش به هدف گذاري منابع كمياب مالي است ).
نيازي نيست كه مؤسسات يا اشياي هدف گيري شده به سطح فردي محدود شوند. خانواده ها، گروه هاي معاشرين ، مؤسسات، جمعيت ها وغيره مي توانند هدف گيري شوند، بدانگونه كه الگوي « سطوح اجتماعي » در ذيل توضيح داده است. البته ، راهبردهاي هدف گيري جايگزين ‘ مزيت ها وايرادهاي قابل توجه خواهند داشت وبستگي به مسئله جرم وشيوه كاهش آن بستري گسترده تر خواهد داشت . مسأله شايع ، سبك وسنگين كردن اثر بخشي هدف گذاري در مقايسه يا بد نامي حاصل از آن است. هدف گيري يك منطقه مسكوني يا اشخاص خاص به عنوان بزهكاران بالقوه ممكن است بسيار اثر بخش باشد، اما در مقابل مي تواند بدنامي و برچسب خوردن محله را به دنبال داشته باشد . هدف گذاري بايد منصفانه بوده واحساس بي عدالتي را موجب نشود. به عنوان مثال در صورتي كه ساكنان يك منطقه امنيت محلي بيشتر دريافت كنند يا گشت هاي پليسي بيشتري در محل شان انجام شود ، ساكنين مناطق مجاور كه نرخ جرم مشابه دارند ، ممكن است برآشفته شوند. البته، اين قبيل مسائل بايد به نحوي راهبردي از طريق بررسي ، مشاوره وطراحي فرآيند اجرا ، برخورد شود ، اما مسائل بيشتر براي بررسي در سطح مستقيم اجرايي وجود خواهد داشت.
مرحله دوم  آسيب شناسي علل جرم
دومين مرحله از فرآيند پيشگيري ، تعيين علل جرم است. براي شناسايي علل جرم از نظريات جرم شناختي استفاده مي كنيم. علل جرم را مي توان به علل بلاواسطه وعلل بعيد تقسيم كرد. به موجب نظريه تقارن فرصت مجرمانه ، جرم محصول تأثير عللي بي واسطه است كه جمع شدن آنها در كنار يكديگر ، موجب وقوع آن مي شود . در تحقق انواع جرائم ، يك بزهكار آماده ، انگيزه مند وتوانا از طريق دسترسي به يك هدف آسيب پذير وجذاب براي جرم ، در يك محيط مساعد ودر غياب پيشگيريان انگيزه مند ولايق به دنبال يافتن يا ايجاد موقعيت مجرمانه است. علل بعيد جرم متعدد هستند و بسياري از علل فردي واجتماعي ومحيطي را در برمي گيرد ، ليكن اين دسته از علل ، از طريق علل قريب جرم عمل مي كنند. علل قريب جرم را به 11 عنوان تقسيم كرده اند. به نظر اكبلوم ، اين علل گاهي از ناحيه فرد بزهكار وزماني نيز از موقعيت ناشي مي شوند:
دسته اول – عوامل مرتبط با فرد بزهكاراكبلوم اين عوامل رابه شش دسته به نحو زير تقسيم كرده است :
1.استعداد مجرميت ( يا ظرفيت بزهكاري ) يعني تأثيرات دراز مدت ومنحصر به فردي كه افراد را مستعد ارتكاب جرم مي كند.
2.فقدان مهارت هاي اجتناب از جرم – خواه مهارت هاي احتراز از ناسازگاري وخواه مهارت هاي تأمين معاش از طرق مشروع ؛
3.آمادگي براي بزهكاري – تأثيرات كوتاه مدت – انگيزه ها وحالت هاي هيجاني ناشي از زندگي روز مره ( مانند نياز مالي ، اضطراب ) ، كشمكش ها، تأثير مواد مخدر ؛
.4تسهيلات ارتكاب جرم – مهارت ، جسارت ، شناخت آماج جرم وشناخت شگردهاي ارتكاب جرم ، دسترسي به ابزارهاي ارتكاب جرم مانند اسلحه ودسترسي به شبكه همدستان ؛
.5پيش بيني ودرك خطر ، برآورد تلاش لازم براي ارتكاب جرم، شناخت منافع جرم و توانايي سركوب وجدان ؛
.6حضور در موقعيت ارتكاب جرم ودسترسي آسان به آماج جرم.
دسته دوم – عوامل مرتبط با موقعيت جرم :
اكبلوم پنج عامل زير را مرتبط با موقعيت دانسته است :
7.آماج جرم – كه شامل شخص يا مالي است كه آسيب پذير ، حمايت كننده يا جاذب جرم هستند ؛
8.محل آماج جرم – شامل ساختمان ، اطاق يا كانتينري كه در برابر عمليات اجرايي جرم آسيب پذير بوده و وسايل ارزشمندي در آن وجود باشد ؛
.9محيط فيزيكي مناسب براي جرم – كه از نظر عقلاني وتاكتيكي براي بزهكاران مطلوب وبراي پيشگيران جرم نامطلوب بوده ومي تواند جاذب جرم بوده يا انگيزه براي ارتكاب ايجادكند ؛
.10غيبت پيشگيران جرم – يعني غيبت اشخاص يا سازمان هاي رسمي يا غير رسمي كه مانع ارتكاب جرم شوند.
.11حضور عوامل مشوق جرم يعني عواملي كه وجود آنها احتمال ارتكاب جرم را بيشتر ( خواه سهواً ، خواه از روس بي احتياطي وخواه از روي عمد ) ، به عنوان مثال با تأمين وسايل ارتكاب جرم ، يا ارائه يا ساير خدمات قبل يا پس از وقوع جرم.
.12به نظر نگارنده اين تقسيم بندي خالي ا ز ايراد نيست زيرا اكبلوم علل جرم را به دو دسته اصلي يعني علل مرتبط يا بزهكار وعلل مرتبط با موقعيت تقسيم كرده است واين در حالي است كه تحقيقات انجام شده در رشته جديد بزه ديده شناسي حاكي از اهميت فراوان خود بزه ديده در تكوين جرم است. نوعاً خصوصياتي در آماج جرم وجود دارد كه موجب انتخاب آنها به عنوان آماج بالفعل جرم از ميان انبوه آماج بالقوه جرم مي شود.
مرحله سوم- انتخاب اقدامات ويژه و ارائه راه حل هاي عملياتي كاربردي ( مداخله )
برنامه ريزان پيشگيري مجبورند با آسيب شناسي علل جرم ، نحوه وزمان مداخله هاي پيشگيرانه را انتخاب كنند . اقدامات پيشگيرانه موجب از هم گسيختگي تقارن فرصت جرم شده ، خطر وقايع مجرمانه را كاهش داده و در صورتي كه همه چيز به خوبي پيش برود، شمار وقايع مجرمانه را كه در عمل اتفاق مي افتند ، كاهش مي دهند. تدابير پيشگيرانه براي مسائل وزمينه هاي خاص محلي تهيه وبومي سازي شوند. تدابير پيشگيرانه مي توانند از ميان انواع پيشگيري يا تلفيقي از آنها انتخاب شوند.
« اكبلوم » تدابير پيشگيرانه را به 11 دسته تقسيم كرده كه هدف نهايي آنها ممانعت ، تضعيف يا حتي اگر لازم باشد ، انحراف مسير وقوع جرم است ( همانند طرح هاي اوان كودكي ) مداخله يك راه بالا دست ( در مقابل راه هاي پايين دست ) ، پيشگيري از جرم است .
فضاي مداخله : پيشگيري از جرم و تقارن فرصت جرم
علل بلاواسطه جرم
مداخله در علل جرم
رواج دهندگان جرم
دلسرد كردن يا بازداشتن رواج دهندگان جرم وبيدار كردن وجدان آنان با اقداماتي نظير نام بردن وشرمنده كردن آنان ، اعمال مسؤوليت مدني ، حمله به خرده فرهنگ مجرمانه ، كنترل روند جرم يا كاهش تقاضاي جرم
پيشگيري كنندگان جرم
حمايت از پيشگيري كنندگان جرم از طريق تقويت حضور، هوشياري ، كفايت ، انگيزش ومسؤوليت آنان ، خواه از طريق كنترل رسمي ( نظارت،كنترل دسترسي ) يا نظارت غيررسمي
محيط
طراحي و مديريت محيطي از طريق روش هايي مانند كمك به نظارت، حل مناقشه ها و وضع مقررات
حصار كشي آماج جرم
كنترل دسترسي و امنيت پيراموني.
آماج جرم
سخت تر كردن هدف ، جابجايي هدف ، كاهش ارزش هدف
حضور شخص بزهكار در موقعيت جرم
محروم كردن يا منحرف كردن بزهكاران از موقعيت هاي جرم ، ( به عنوان مثال دورنگه داشتن جمعيت كودكان از شيريني فروش ها ، قراردادن بزهكلرلت تحت مقررات خاموشي ، شبانه ، محروم كردن مديران فاسد شركت ها از امور تجاري ).
پيش بيني خطر ، تلاش و پاداش ناشي از جرم
ارعاب – افزايش خطر وهزينه دستگير شدن ؛ دلسرد ساختن بزهكاران از طريق اقناع آنان به زياد بودن تلاش لازم براي ارتكاب جرم وپايين بودن منافع ناشي از جرم ؛ بيدار كردن وجدان كه مي تواند پيش بيني واحتراز از درد وشروم ناشي از بزهكاري شود.
منابع جرم
محدود كردن منابع جرم – كنترل سلاح ، ابزار واطلاعات مربوط به آماج جرم وانتقال شگردهاي مجرمانه
ظرفيت بزهكاري
تغيير شرايط زندگي از جمله مسائل مربوط به الكل ومواد مخدر ، آرام كردن عوامل محركي مانند مسكن فقيرانه وكاهش كشمكش ها.
منابع احتراز از جرم
آموزش مهارت هاي اجتماعي وشغلي به بزهكاران.
بزهكاري ( زمينه )
مداخله از اوان كودكي براي كاهش رويا رويي با عوامل خطر ساز وگسترش عوامل حمايتي شناخته شده از طريق خانواده ، مدرسه ومعاشرين ؛ زمينه سازي براي برخورد درماني يا محكومين.
انواع مداخلات پيشگيرانه از نظر اكبلوم
 شيوه هاي انفرادي پيشگيري مي توانند با مجموعه تدابيري كه علل گوناگون جرم خاص يا علل شايع مسائل گسترده جرم را مورد حمله قرار مي دهند، تركيب شوند. اين رويكرد كلي نگر،موجب هم افزايي نيرو وكارآمدي شده است، ليكن اين ديدگاه بايد بسيار خاص باشد.و از انجام ابتكارات در مورد اهداف غير صريح و بي مقصد احتراز شود
مرحله چهارم  اجراي تدابير پيشگيري
اجراي پيشگيري شامل هدف گذاري و انجام برنامه است. يعني انجام اقدامات مناسب در خصوص علل جرم به روشي كارآمد ، اثر بخش، پايدار و قابل قبول كه نيازهاي معين و اولويت دار بزه ديدگاه وجامعه را مورد هدف قرار دهد.
پيشگيري كنندگان رسمي يا اداري از جرم مانند فرمانداري ها ونمايندگان آنها وشركاي محلي ، به تنهايي نمي توانند به وظيفه خود عمل كنند بلكه بايد با بسيج سايرمؤسسه هاي عمومي يا خصوصي و شهروندان عادي علاقمند به ايفاي نقش هاي ويژه در كاهش جرم ، اقدام كنند. اين نقش ها مي توانند مداخلات مستقيم در علل جرم يا تسهيل مداخلات سايرين (از طريق انگيزش و توانا ساختن آنها يا كم كردن محدوديت ها ) را شامل شوند.
عده اي مقام صالح براي پيشگيري را خود مردم مي دانند. اين افراد مردم را به دو گروه تقسيم مي كنند . گروه اول كساني هستند كه در معرض خطر بزهكاري وبزه ديدگي هستند وگروه دوم را مابقي اعضاي جامعه تشكيل مي دهند. بديهي است كه جمعيت در معرض خطر بزهكاري وبزه ديدگي ، بايد در پيشگيري شركت داده شوند اما مشاركت آنان بايد تعريف شده وسازمان دهي شده باشد. به طوري كه جاي سوء استفاده فراهم نشود. زيرا چنانچه بر مشاركت اين دسته از جمعيت ومردم در پيشگيري مقرراتي وضع نشود، موارد سوء استفاده رايج مي شود مثلاً عده اي به بهانه دفاع شخصي پا را از دفاع مشروع فراتر خواهند نهاد وخود به بهانه دفاع در برابر جرم ، مرتكب جرم خواهند شد.
براي تنظيم تلاش هاي طولي براي پيشبرد اين نقش ها ، نيازمند تأثير گذاري بر ساني نيز هستيم كه تصادفاً يا از روي بي احتياطي ، جرم را با فعاليت هاي روزمره شخصي ، عمومي يا اقتصادي خود ترويج مي دهند.
جا انداختن برنامه هاي پيشگيرانه در جامعه مستلزم تدابيري است كه حرف اول آنها به اختصار با عنوان () بيان مي شود وابعاد زير را در بر مي گيرند :
* شفاف سازي وظايف كاهش جرم . اين كار بايد از بيرون به درون صورت گيرد. اين وظايف مي توانند شامل شفاف سازي خود اقدامات يا شفاف سازي نحوه كمك به ساير اشخاص اقدام كننده از طريق ارائه پشتيباني يا فايق آمدن بر موانع ، شوند.
* استقرار نهاداي پيشگيرانه – شناسايي مؤسسات وشاخاصي كه به دليل تخصص هاي موجود ، نيروي انساني ، قرار گرفتن در مكان مناسب يا شمول در مرحله اي كليدي از فرآيند مربوطه وتنظيم مسؤوليت ها ومنافع خود با وظايف كاهش جرم مورد نظر، ظرفيت انجام مؤثر وقابل قبول وظايف كاهش جرم را داشته باشند (يافتن مؤسسه اي كه براي انجام مسؤوليت هاي خود نياز به راهنمايي مختصر دارد بهتر از مؤسسه اي است كه براي انجام مسؤوليت هاي خود نياز به راهنمايي مختصر دارد بهتر از مؤسسه اي است كه براي انجام مسؤوليت هاي خود نياز به انگيزش وضمانت اجرايي وحمايت كلان از خارج داشته باشد ) . پس از استقرار نهادهاي پيشگيري ، مراقبت از همكاري آنها وافزايش عملكرد آناندر تعقيب اهداف طراحي شده لازم است ،از طريق :
* اخطار به جامعه در مورد مشكل جرمي كه ممكن است خود يا سايرين تحت تأثير آن قرار گيرند. اخطار در مورد اينكه ممكن است خواسته يا ناخواسته به علل جرم كمك كنند ويا بتوانند به حل مشكل جرم كمك كنند.
* انگيزش نهادهاي پيشگيريدر راستاي انجام وظيفه كاهش جرم – از طريق پذيرش وباور ارزش ها ، خودباوري در رسيدم به آنها يا قبول مشوق هاي خارجي وضمانت اجراهاي مرتبط با انجام مسؤوليت ها ووظايف، تبعيت از استانداردها ، اجتناب از تعارض وغيره.
* تقويت نهادهاي پيشگيري – بناي ظرفيتي توانمند با ارائه قابليت ( كمك هاي مهارتي و تكنيكي ) ، ارائه منابع اجرايي ( مانند بودجه ، كاركنان واطلاعات واختيارات مناسب قانوني ) ؛ سبك كردن محدوديت هاي ، اما در عين حال تضمين كنترل وتعادل در راستاي محدود كردن فعاليت هاي پرطرفدار.
* هدايت نهادهاي پيشگيري ( در صورت لزوم ) ، براي دنبال كردن رهنمودهاي خاص ، انتخاب اهداف بخصوص يا يا انجام فعاليت هاي ويژه .
براي موفقيت در زمينه اجراي تدابير پيشگيريانه ، مجريان برنامه نيازمند شناخت لايه هايي از اجتماع هستند كه با آن سروكار دارند ، زيرا يك جرم خاص ممكن است در يك لايه ظاهر شود اما علل آن ممكن است در جرم ديگر اثر كرده وراه حل ها متفاوت رابطلبد. به عنوان مثال ، ايراد صدمه در حال مستي كه منجر به جراحت مي شود ممكن است در جمعيت خيابان ها تأثير گذاشته وسياست هاي مربوط به صدور مجوز براي مراكز تفريح عمومي را تعيين كند.
بسياري از اين « برنامه هاي كاهش جرم در جامعه » جامعه محور هستند . جامعه مي تواند با نقش هاي زير نمايان شود:
به عنوان بستر فيزيكي يا اجتماعي يا محيطي براي جرم ؛
به عنوان آماج براي جرم ( به عنوان مثال در صورتي كه محلي مورد حمله واقع شود ) ؛
به عنوان منبع اقدامات پيشگيرانه ( اعمال مربوط به مجموعه دفاع شخصي ، كنترل غير رسمي اجتماعي ، ميانجيگري در دعاوي ) ؛
به عنوان زمينه ي پيشگيري كه مي تواند به وقوع جرم كمك كرده يا مانع از جرم شود ( به عنوان مثال با نگرش خصمانه نسبت به پليس ) ؛
به عنوان منبع هوشياري ، انگيزش وتقويت پيشگيران جرم ( مثلاً يك گروه مراقبت از محله ) ؛
به عنوان ابزار اجراي شيوه هاي پيشگيري از جرم ( مثلاً كمك به همسايگان سالمند جهت علامت گذاري اموال يا هشدار به آنان در مورد خطرات سرقت به عنف وحمايت از بزه ديدگاه ) ؛
به عنوان كانون بزهكاران ( مثلاً بسياري از اشخاص پرخطر در آنجا زندگي كنند) ومروجين جرم ( خرد وفروش اموال مسروقه ، بازار تسهيلات جرم مانند اطلاعات يا اسلحه ) ؛
به عنوان علل اجتماعي جرم ( مثلاً با ايجاد يك خرده فرهنگ گريز، يا رورش جامعه اي با تضاد دروني ) .
بسياري از اين جنبه هاي جامعه مي توانند با مفهوم در حال توسعه سرمايه اجتماعي مرتبط شوند. اين واژه به عنوان خصيصه اي از نهادهاي اجتماعي مانند شبكه ها ، هنجارها واعتماد تعريف شده است كه هماهنگي وهمكاري براي منافع تقابل را تسهيل مي كند. يك مفهوم مرتبط با اين پديده ، سودمندي اجتماعي است يعني توانايي جامعه براي كنترل مولدهاي جرم و سطوح اعتماد، احترام و ارزش به خود در داخل و بين اعضاي جامعه كه آنان را قادر به انجام امور مي كند.
مرحله پنجم  بازخورد گيري ، نظارت و ارزيابي
آخرين مرحله از فرآيد پيشگيري ( يعني ارزيابي وتعديل ) از منظر وسيع مديريتي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است . چند نوع فعاليت كاهش جرم وجود دارند كه بايد مديريت شوند :
خدمات روزمره – مانند گشت زني ، ارائه رهنمودهاي پيشگيرانه از جرم ، يا انجام تعليق مراقبتي ؛
عمليات موردي – مانند هدف گيري بزهكاري خاص يا ريشه كني يك جرم بخصوص ؛
طرح هاي يا برنامه هاي سازمان يافته كاهش جرم كه مسأله جرم يا بي نظمي محلي خاص را در زمان خاص واغلب از طريق اجراي يك يا چند شيوه پيشگيري مورد هدف قرار مي دهند. برخي طرح ها ممكن است مجموعه تدابيري را شامل شوند ( يعني مجموعه اي از طرح هاي مرتبط به هم را در بر مي گيرند كه طيف وسيعي از علل يا شايد مجموعه اي كلي از علل مشترك در شماري از مسائل جرم در يك منطقه را مورد هدف قرار مي دهند ).
مديريت مي تواند در دو سطح راهبردي يا تاكتيك مورد بررسي قرار گيرد. سطح راهبردي يا فرآيندي با بررسي جرم ونقشه هاي مداخله آغاز مي شود وسطح تاكتيك مديريت طرح هاي موردي كاهش جرم تحت يك راهبرد وسيع تر را در بر مي گيرد. هريك از اين سطوح ترتيبات متفاوتي را براي مديريت مي طلبند
علي الاصول ، برنامه هاي پيشگيري از جرم در ظاهر امر ، اميداوار كننده هستند ، اما اين پيش داوري صحيح نيست ، زيرا حتي اگر تمام پيش بيني ها هم در برنامه ريزي وطرح ريزي پيشگيري لحاظ شده باشند ، ليكن بازهم ممكن است در مرحله اجرا با شكست مواجه شود . لذا لازم است كه ارزيابي برنامه هاي پيشگيري به صورت علمي صورت گيرد. اصولاً تمايل سازمان هاي دولتي و اداري به اين است آثار مثبت برنامه هاي خود را پررنگ تر جلوه دهند. به همين جهت بهتر است كه براي ارزيابي برنامه هاي پيشگيرانه از افراد متخصصي غير از مجريان آن برنامه ها استفاده شود .
شاخص هاي مختلفي براي سنجش نتايج اجراي برنامه هاي پيشگيري ارائه شده است. يكي از شاخص هاي سنجش ، كاهش يا توقف يا محدود شدن بزهكاري است. اين شاخص با ملاحظه نرخ جرائم قبل وبعد از اجراي برنامه قابل دسترسي است. البته تكيه به آمار ظاهري جرم به تنهايي كافي نيست بلكه بايستي از مكانيسم هاي سنجش نرخ واقعي جرائم نيز بهره جست.
شاخص ديگر ، تغيير رفتار مردم وملاحظه تغيير ظرفيت هاي مجرمانه ووضعيت هاي ما قبل بزهكاري است. در قضاوت نسبت به نتايج پيشگيري تعجيل نبايدكرد زيرا ممكن است در بدو اجراي برنامه، جرم كاهش پيدا كند ليكن پس از مدتي با پديده جابجايي وتغيير يا تبديل جرم يا ساير پديده هاي جنبي روبروشويم. مثلاً پس از اجراي تدابير پيشگيري وضعي در مورد سرقت خودرو ، ممكن است در كوتاه مدت ، سرقت خودرو كاهش پيدا كند و ما با ملاحظه كاهش مقطعي جرم ، تصور كنيم كه برنامه پيشگيري موفقيت آميز بوده است اما پس از مدتي متوجه شويم كه جرم به محل ديگري جابجا شده يا از سرقت خودرو به سرقت وسايل داخل خودرو يا سرقت از منازل ومغازه ها تبديل شده است .
توصيه شده است كه ارزيابي وسنجش برنامه هاي پيشگيري به صورت دوره اي انجام شود مخصوصاً درصورتي كه برنامه پيشگيري طولاني باشد ، طراحان برنامه بايد به طور منظم و دوره اي نمونه برداري كرده ونتايج را ارزيابي كنند. بديهي است كه اين ارزيابي هاي دوره اي به متخصص پيشگيري امكان مي دهد كه جرح وتعديل هاي موضعي براي اثر بخش تر كردن برنامه انجام دهد.
در سنجش پيشگيري ، متخصص پيشگيري درصدد است كه « هزينه هاي » طرح را با « منافع » آن مقايسه وتجزيه وتحليل كند. ارزيابي ميزان نفع حاصل شده نسبت به هزينه هاي انجام شده به برنامه ريزان كمك مؤثري در تصميم گيري نسبت به توقف يا ادامه يا اصلاح برنامه ، خواهد كرد. بديهي است كه هدف اين سنجش وارزيابي ، انطباق دستاوردهاي حاصله خورده بدانيم.
ب  الگوي عملياتي فرآيند پيشگيري
الگوي عملياتي قدري اجرايي تر وكاربردي تر از الگوي علمي است. اين الگو در ده مرحله ذكر شده است كه هريك از اين مراحل به ترتيب ذكر وتوضيح مختصري نيز در مورد آنها داده خواهد شد .
مرحله اول ) تعريف مسأله « درحال حاضر در چه موقعيتي هستيم ؟ »
بايد درك روشني از مسأله وجود داشته باشد. اين درك بايد بيشتر مبتني بر تجزيه وتحليل باشد تا حدس وگمان . لازم است كه حتي در اين مرحله نيز سطحي از تمركز وجود داشته باشد . به عنوان مثال ، آيا مسأله جرائم مرتبط با سرقت خودرو است يا جرائم انجام شده بر روي خودروها در پاركينگ ها وغيره؟
مرحله دوم ) تعيين اهداف روشن – « به كجا مي خواهيم برسيم ؟ »
اقدامات انجام شده در نيروهاي پليس حاكي از آن است كه مشكلات بازري در تعيين اهداف در درون ادارات پليس وجود دارند . هريك از اهداف برنامه هاي پيشگيري از جرم بايد معيارهايي دقيق را در برداشته باشند كه براي ارزيابي مفيد باشند. اين اهداف بايد روشن ، قابل درك ، قابل اندازه گيري ( در صورت امكان ) وواقع بينانه باشند 
( به عنوان مثال قابل حصول باشند ). ضمناً اين اهداف بايد در صورت امكان يك چار چوب زماني را براي دوره اجراي برنامه تعريف نمايند. اين اهداف بايد به تمام شركاي برنامه منتقل ومورد پذيرش وموافقت آنها قرار گرفته باشند. بالاخره ، براي اجتناب از سرسري شدن تلاش ها ، بايد محدوديتي در شمار اهداف مختلف تعيين شده براي يك برنامه وجود داشته باشد. اين امر تا حد زيادي بسته به اين خواهد بود كه اهداف تا چه حدي مشابه ومكمل هم باشند. اما ، در بسياري از موارد مشاهده مي شود كه نيروهاي پليس تمايل به تركيب طيف متفاوتي از اهداف با هم در يك طرح داشته اند. پيشنهاد شده است كه هيچ طرحي بيش از دو هدف اصلي نداشته باشد.
مرحله سوم ) تعريف راهبردها وتاكتيك ها « چگونه بايد به هدف برسيم » ؟
ماهيت برنامه واهداف روشن به طور منطقي منجر به شناسايي راهبرد وتاكتيك هاي بالقوه بكار گرفته شده براي رسيدن به آن خواهد گرديد.
مرحله چهارم ) تعيين منابع « چه كسي برنامه را اجرا وچه كسي هزينه آن را خواهد پرداخت ؟ »
پس از تعيين اهداف وتاكتيك هاي اجراي برنامه ،لازم است كه منابع اجراي برنامه از جمله بودجه و نيروي انساني مشخص شود. در اين مرحله به سبب محدوديت منابع ممكن است تجديد نظر در منابع ضروري باشد.
مرحله پنجم ) تعيين فرآيند ارزيابي « چگونه بايد كاري را كه انجام مي دهيم ، اندازه گيري كنيم ؟ »
پيش از اجراي برنامه ، ضروري است كه رويه هايي براي مراقبت از اين امر كه برنامه به طور جامع مورد ارزيابي قرار گيرد ، برقرار شود . اين وظيفه كوچكي نيست. لازم است مشخص شود كه چه شاخص هايي بايد براي ارزيابي برنامه مورد استفاده قرار گرفته واين امر به نوبت خود ، شامل ارزيابي قابل دسترس بودن اطلاعات مورد نياز خواهد بود.
همچنين كسب اطمينان از اين امر لازم است كه سازمان وتشكيلات به نحوي مناسب است تا اجازه كسب وتجزيه وتحليل داده ها وانتشار اطلاعات را از طريق فرآيند نظارت و ارزيابي بدهد. در اين خصوص توجه به چند نكته لازم است. نخست سطح يا سطوح ارزيابي است كه در حال انجام است: به عنوان مثال ، آيا ارزيابي بايد در سطح كل نيروي پليس انجام شود يا در سطح منطقه ؟ مطلب دوم آن است كه نياز به يك بررسي در مورد سبك يا سنگين بودن ارزيابي وجود دارد ؛ صاحب برنامه نياز به توجه به اين امر دارد كه آيا نياز به يك ارزيابي « سريع وسطحي » دارد كه مي تواند نتايج سريع اما مستعد خطا را ارائه كند ، يا نياز به يك ارزيابي « تدريجي ودقيق » دارد كه دقيق تر بوده اما نياز به بررسي دارد. اين امر مسائلي مانند تعداد تكرار گزارش ها ، ميزان جزئي بودن آنها ، به چه كساني اين گزارش ها ارسال شودوغيره. وظايف متنوع مندرج در اين مرحله، اغلب بار سنگيني را بردوش مديران برنامه مي گذارد واين خطر وجود دارد كه اين مرحله مورد غفلت واقع شده يا از آنها صرف نظر شود. بايد مراقبت كافي به عمل آمده واطمينان حاصل شود كه اين مرحله مهم انجام شود وبه عنوان جزئي تفكيك ناپذير از برنامه به آن نگريسته شود . اين مرحله به نحو جزئي تر در ذيل آمده است.
مرحله ششم ) ارزيابي پيش از اجراي پروژه « آيا برنامه ارزشمند خواهد بود » ؟
به منظور آغاز كسب برخي برداشت ها از موفقيت هاي احتمالي برنامه ، بررسي عواملي كه ممكن است بر برنامه تأثير گذار باشند ، پيش از اجراي برنامه ضروري است . اين مرحله موضوع انتظارات جرم وبودجه بندي جرم را شامل شده وممكن است بررسي هايي در مورد عواملي مانند تأمين منابع ،مسائل محيطي ومحتوايي وساختار نيروي انساني را نيز در برگيرد. با جمع آوري اطلاعات مرتبط با مسائل مزبور اتخاذ تصميم منطقي در مورد احتمال موفقيت براي متولي برنامه امكان پذير خواهد شد . اين محور نيز از مواردي است كه كار اندكي در مورد آنها انجام شده است.
مرحله هفتم ) تصميم گيري – « آيا برنامه را اجرا كنيم يا خير ؟ »
دراين مرحله صاحبان ومديران برنامه مي توانند تصميم رسمي براي اجرا يا عدم اجراي برنامه اتخاذ كنند . ارزيابي پيش از اجراي برنامه مي تواند علائمي روشن ارائه دهد كه آيا احتمال موفقيت برنامه وجود داشته وبرنامه بايد اجرا شود يا اينكه برخي از اجراي برنامه بايد مجدداً بررسي واصلاح شود . به عنوان مثال ، تاكتيك ها ، منابع يا اهداف . ممكن است حتي پس از اصلاح نيز ارزيابي مقدماتي حاكي از آن باشد كه احتمال موفقيت برنامه بسيار كم است كه در اين صورت ممكن است اجراي برنامه لغو شود. هر تصميمي كه اتخاذ شود ، اگر اين فرآيند دنبال شود ، تصميم اتخاذ شده به عنوان يك تصميم رسمي نگريسته خواهد شد كه از ارزيابي پيش از اجراي برنامه كسب شده پيش از آنكه منابع زيادي در راه اجراي برنامه صرف شود.
مرحله هشتم ) اجراي برنامه – « برنامه را اجرا كنيم »
درصورتي كه تصميم بر ادامه برنامه باشد ، برنامه مي تواند براساس راهبردها وتاكتيك هاي اتخاذ شده قبلي ومنابع مشخص شده ، اجرا شود.
مرحله نهم ) نظارت در حين اجرا « چگونه انجام مي دهيم ؟»
درمورد دوره حيات يك برنامه قبلاً توضيح داده شد . براي شناسايي موقعيت فعلي يك برنامه ، لازم است كه روند اجراي برنامه به طور قاعده مند مورد نظارت قرار گيرد.
مرحله دهم ) ارزيابي نهايي – « برنامه را چگونه انجام داديم ؟ »
يك ارزيابي نهايي مي تواند براي ارزيابي مجموع نتايج برنامه انجام شود ، هرچند كه اگر برنامه در طول حيات خود مورد سنجش قرار گرفته باشد ، ارزيابي نهايي چندان عجيب نخواهد بود . از اين نظر ، ممكن است انجام نظر سنجي علمي در مورد برداشت جامعه از موفقيت برنامه انجام شود. زمان ارزيابي نهايي بسته به مدت زماني خواهد بود كه آثار اجراي برنامه در آن مدت ظاهر شده وقابل اندازه گيري شود. در برخي موارد نتايج اجراي برنامه فوراً معلوم مي شود درحالي كه در برخي ديگر از موارد لازم است كه ارزيابي برنامه مدت زمان بيشتر پس از خاتمه اجراي برنامه ، ادامه پيدا كند.
 الگوي عملياتي فرآيند پيشگيري از جرم
نتيجه
1.نمي توان به صرف انجام اقدامات پراكنده وغير منسجم ، توقع توفيق در پيشگيري از جرم را داشت ، بلكه هر برنامه پيشگيرانه اي در صورتي قرين موفقيت خواهد بود كه فرآيندي منطقي وعلمي در تكوين واجراي آن رعايت شود.
2.فرآيند پيشگيري از جرم با هدف گذاري آغاز وبا ارزيابي پايان مي پذيرد. هدف گذاري صحيح واولويت بندي مسائل جرم وهمچنين بررسي راهكارهاي مختلف و اجراي دقيق برنامه ها از اجزاي فرآيند پيشگيري از جرم هستند وبالاخره ارزيابي برنامه ها وبازخورد گيري از مداخلات مي تواند به تصحيح آنها كمك كند.
3.خود فرآيند پيشگيري از جرم را نيز نيابد كليشه اي تصور كنيم. مهم نيست كه اين فرآيند را در چند مرحله تعريف كنيم بلكه مهم آن است كه فرآيند تعريف شده حداقل هاي اشاره شده را دارا باشد . بخصوص اگر توجه داشته باشبم كه شرط اول موفقيت برنامه هاي اقتباس شده از جوامع ديگر، بومي سازي وانطباق آنها با امكانات ومقدورات وويژگي هاي جامعه خودي است.
*منابع و مأخذ در روابط عمومي موجود است
غلامرضا محمد نسل – استاديار گروه حقوق دانشگاه علوم انتظامي
منبع: فصلنامه حقوق دانشگاه تهران
0/100 امتیاز، از 0 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید