زندان؛ بایدها و نباید‌ها

منتشر شده در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
زندانیان با از دست دادن شغل خود، باعث پایین آمدن سطح زندگی خویش می‌شوند و احتمال به دست آوردن شغل مناسب، بعد از كاهش می‌یابد. در نتیجه شدن فرد می‌تواند سبب از دست دادن ابزار مشروع كسب اهداف شود.‌
 
آموزش و یادگیری فنون ارتكاب و نیز تمایل به انجام و افزایش كیفیت و كمیت از سوی از جمله دیگر منفی است. در این خصوص آرنولد وهاگان، جامعه‌شناس به ضرب‌المثلی اشاره می‌كند كه می‌گوید: < آموزشگاه تبهكاری است.
 
تقریبا مشابه همین نتیجه را كاپلان و جانسون به دست آورده‌اند. آنها نشان داده‌اند كه مجازات‌های قبلی روی انحرافات بعدی تاثیر دارد. مجازات زندان همواره تاثیر مثبتی ندارد و می‌تواند در گسترش انحرافات موثر واقع شود. وقتی ما شخصی را كه برای اولین بار به رفتار انحرافی دست زده است، به زندان می‌اندازیم، او را در واقع وارد یك شبكه از روابط منحرفان می‌كنیم كه در میان آنها رفتار انحرافی تشدید و تشویق می‌شود؛ زیرا زندانیان به‌تدریج با یكدیگر روابط برقرار می‌كنند و درباره خصوصیات زندگی خود، كارهایی كه كرده‌اند، علت دستگیری و برنامه آینده با همدیگر صحبت می‌كنند. از این طریق به‌تدریج در میان آنها روابط به وجود می‌آید كه مانند هر رابطه دیگری در درون خود دارای یك مجموعه از قواعد و هنجارهای خاص خواهد بود. بدین معنا كه شخصی كه دست به كارهای خطرناك و جسورانه زده است، از شجاعت بیشتری نیز برخوردار است و خود را نسبت به دیگران برتر می‌پندارد. از این طریق میان افراد نسبت به توانایی‌ها و سابقه انحرافات، یك نوع سلسله مراتب و نوعی هنجار و مقیاس ارزشی به وجود می‌آید.‌
 
حال وقتی شخص جدیدی وارد این شبكه روابط اجتماعی می‌شود، مایل است با دیگران رابطه داشته باشد و از جانب دیگران پذیرفته شود، در نتیجه او هنجارها و مقیاس‌های ارزشی زندانیان را می‌پذیرد، خود را با آنها مقایسه می‌كند و مایل است از جانب آنها تشویق شود.‌
 
این مساله با نحوه طبقه‌بندی مجرمان بر اساس مدت ارتباط تنگاتنگی دارد. عده‌ای از زندانیان به علت آشنایی با جرایم دیگر به سوی آنها گرایش پیدا می‌كند و دراین زمینه جرایم مالی و سرقت بیشترین جاذبه را برای مجرمان دارد. از دیدگاه مذكور در مجموع زندان بدترین تاثیر آموزش خود را بر مجرمان بی‌تجربه و مبتدی بر جای می‌گذارد.‌
 
اولین اثر زندان در هزینه ارتكاب جرم، كاهش تاثیر حبس به عنوان مجازات در امر بازدارندگی فرد از ارتكاب جرم است. تغییر در ارزش‌های اجتماعی و به‌كارگیری شیوه‌های توجیه، از دیگر تاثیراتی است كه هزینه مجازات را كاهش می‌دهد.‌
 
یكی دیگر از تاثیرات زندان، تغییر نگرش زندانی نسبت به آیین و دستگاه قضایی است. مولم ،یك محقق امور اجتماعی و همكارانش در تحقیقات خود نشان دادند كه استراتژی توبیخ به طور معنادار بیشتر به عنوان یك رفتار ناجوانمردانه احساس می‌شود؛ یعنی در اعمال مجازات فرد خاطی، او از مسئولان مربوطه می‌رنجد و كار آنها را به عنوان كاری نامردانه ارزیابی می‌كند. از این رو تاثیر این توبیخ چندان زیاد نخواهد بود.‌
 
طرد اجتماعی یكی از اصلی‌ترین هزینه‌های مجازات زندان است. از این رو، در صورت واقع شدن آن، این هزینه مجازات برای ارتكاب مجدد جرم به‌شدت كاهش می‌یابد؛ زیرا فرد در اولین باری كه زندانی شده تا حدود زیادی این هزینه طرد را تحمل كرده است.‌
 
با توجه به مطالب ارائه شده، می‌توان گفت كه متاسفانه زندان بیش از آن‌كه مشكلات اخلاقی، اجتماعی، روانی و اقتصادی را حل كند، همچنان بر این مشكلات می‌افزاید. اعاده حیثیت، به سرخوردگی یاس و طغیان در جامعه ختم می‌شود. آنچه مسلم است امروزه ضرورت مجازات مجرم همچنان باقی است؛ اما اگر تنبیه ضروری است نباید برای اعمال آن حقوق مسلم انسانی زیر پا گذاشته شود. مهم‌تر این‌كه مجازات باید متناسب با جرم و میزان تقصیر مجرم در وقوع آن باشد. باید در جست‌وجوی راه‌حلی منطقی بود و جرم و پیامدهای آن را با در نظر گرفتن قربانی شدن مجرم در اثر اعمال مجازات بررسی كنیم.‌
 
در عصر حاضر نظام‌های كیفری باید كامل‌تر و امروزی شود تا محكومیت‌ها و اعمال آنها به گونه‌ای باشد كه اعتماد زندانی به آنها بازگردد و زندانی برای ایفای نقشی سازنده و مفید در جامعه آماده شود. زندان باید آخرین چاره باشد، آن هم برای كسانی كه تهدید آشكاری برای اجتماع هستند.‌
 
اكنون در بسیاری از نظام‌های جزایی، جایگزین‌های گوناگون برای محكومیت به حبس در نظر گرفته شده است. از جمله بازداشت در منزل، آزادی محدود، آزادی با مجوز و دیگر شكل‌های بازداشت ناپیوسته، مجازات تعلیقی كه دامنه آن از حبس تعلیقی تا عفو مشروط و طیف گسترده‌ای از اقدام‌های تعلیقی، آزادی تعلیقی و مشروط را در بر می‌گیرد.‌
 
جایگزین‌هایی برای محكومیت‌های توفیقی كه هم به سود خلافكار است و هم به سود جامعه، نظیر اجرای طرح خدمت به جامعه به جای رفتن به زندان، استفاده از مچ بندهای الكترونیكی به عنوان زنجیرهای نامرئی، نشان می‌دهد كه در قرن حاضر در كیفرشناسی علمی ‌خود به دنبال راه‌هایی می‌گردد كه در آن اثری از زندان نباشد و به جای زندانی كردن مجرم از شیوه‌های جایگزین دیگری استفاده نماید.‌
 
اگر بتوان از محیط‌هایی به غیر از زندان و با نام‌هایی دیگر و در فضایی مناسب و شیوه‌هایی نظارتی متفاوت، از مجرمانی كه اولین بار مرتكب جرمی‌ شده‌اند نگهداری كرد، می‌توان در كاهش ارتكاب جرم مجدد به صورت موثر گام برداشت. طبقه‌بندی صحیح مجرمان بر اساس سابقه و مدت حبس نیز در این زمینه تاثیر مناسبی خواهد داشت. ‌‌
 
آموزش مهارت‌های لازم به صورت نظری و عملی به مدیران، كاركنان اداری و زندانبانان ضرورت دارد تا آنها بتوانند در كنار مددكاران اجتماعی به آماده‌سازی زندانیان برای بازگشت به زندگی در جامعه كمك كنند.پذیرفتن این‌كه زندانیان هنوز عضو جامعه هستند و باید به آنان اجازه داد تا از طریق حقوق شهروندی خود، از آن برخوردار شوند، از ضروریات دیگر است؛ چراكه مفهوم حقوق زندانیان پیش شرط اصلی همه سیاست‌های كیفری است كه مدعی عقلانیت و پیشگیری از جرم با توجه به امنیت همگانی و كیفیت زندگی شهروندان است. از دیگر راهكارها در این زمینه، كاهش تراكم زندانی تا حد استانداردهای موجود در زندان‌ها، گسترش امكانات آموزشی، تربیتی و… مانند امكان ملاقات‌های بیشتر، استفاده از خدمات مددكاری و دادیاری و استفاده از شیوه‌های جایگزین به جای زندانی كردن است.‌به طور كلی برای حل مسائل مربوط به زندانیان نیاز است رهیافتی خلاقانه برای اجرای آن بیندیشیم و نیز روش‌هایی را جایگزین آن كنیم كه در عین تنبیه مجرم، امكان بازآموزی او را فراهم آوریم تا شهروندی مسئولیت پذیر و مفید به جامعه تحویل دهیم.‌
نویسنده: سعید بهرامی
منبع : سایت حقوق افغانستان
0/100 امتیاز، از 0 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید