دلایل سرقت توسط كودكان

منتشر شده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱
در جوامع متعدد ارزش های متفاوتی حاکم است اما در تمام جوامع بر برخی ارزش ها توافق همگانی وجود دارد، یکی از این موارد زشت شمردن می باشد. بدین معنی که در تمام جوامع صفتی نکوهیده و نا پسند به حساب می آید و باید پس از شناسایی علل به درمان آن اقدام شود.
سرقت از نظر لغت به معنی مال و ثروت دیگری را به صورت پنهان و غیر مشروع و بدون اجازه مالک صاحب شدن است و به هر صورتی که انجام شود باعث تضیع حقوق دیگران می شود. معمولا سرقت توسط کودکان ابتدا از وسایل کوچک منزل مثل شیرینی و مداد رنگی و پول آغاز می شود، سپس به وسایل بیشتر و بزرگتری تعمیم می یابد، نوع اشیای دزدیده شده توسط کودکان معمولا به سطح اقتصاد و نوع فرهنگ و تربیت در خانواده بستگی دارد. از آنجا که با وجود انواع بزهکاری سرقت در بین کودکان و نوجوانان متداول ترین و بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است کارشناسان بر این عقیده اند که سرقت از سنین 13 سالگی دارای اهمیت خاصی است و در صورتی که نسبت به اصلاح و تربیت فردی که مرتکب سرقت شده در این سن اقدام به موقع صورت نگیرد با تکرار ، فرد جزو دزدان و سارقان حرفه ای خواهد شد و با توجه به اینکه حدود 80 درصد جرایم بزهکاران کمتر از 18 سال سرقت ثبت شده است، این افزایش را می توان ناشی از عواملی مانند رشد سریع جمعیت، رشد بی رویه مهاجرت به شهرهای بزرگ افزایش فقر در قشرهای آسیب پذیر جامعه، زندگی در حاشیه شهرها، بیکاری، اعتیاد و گرایش به امور مادی و تجمل پرستی دانست.
رابطه سرقت و :
از نظر جنسیت نیز سرقت در پسران و مردان نسبت به دختران و زنان بیشتر است و میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است که شاید علت آن وضعیت جسمانی، ترس و وحشت بیشتر زنان در مقایسه با مردان و احساس شرم آنان باعث شده تا زنان و دختران در مقایسه با مردان کمتر دست به سرقت بزنند.
چرا و نوجوانان دست به سرقت می زنند؟
سرقت های اطفال و نوجوانان به رقم ساده بودن، علل و دلایل بسیار پیچیده ای دارد. اما در عین حال مهمترین دلایل که درباره جرم سرقت در اطفال به آن اشاره می شود، نابسامانی در وضعیت خانوادگی و نیز مشکلات اقتصادی است که نوجوانان با آن روبه رو هستند و برای فرار از این موقعیت ها دست به سرقت می زنند. علل سرقت به طور کلی به سه دسته مادی، و طبقه بندی می شود.
1_ :
یکی از علل دزدی نیاز مادی است و عده ای از کودکان به دلیل آنکه زندگی فقیرانه ای دارند و نیازهای اولیه آنها در حد مطلوبی ارضا نمی شود دست به دزدی می زنند در این حالت عدم ارضای نیازها مادی از قبیل تغذیه ناکافی، لباس نا مناسب، نداشتن پول تو جیبی و اسباب بازی موجب می شود که کودک این نیازها را از طریق دزدی برآورده سازد.
2_ علل روانی :
ناکامی ها و مورد بی مهری و بی توجهی گرفتن کودک در خانواده موجب می شود که کودک به نوعی واکنش در برابر این کمبودها دست بزند. در این مورد سرقت که با لجبازی و دروغگویی هماهنگ است واکنشی نسبت به ناسازگاری کودک با محیط خانواده و انتقام جویی از والدین محسوب می شود.
3_ علل اجتماعی :
کودک دزدی را یاد می گیرد و پدر و مادر اولین الگو و سرمشق های آنها هستند. چنانچه والدین مرتکب دزدی شوند و کودک شاهد عمل آنها باشد، دزدی را می آموزد. همچنین کودک دزدی را از دوستان و هم بازی ها و همسایگان خود یاد می گیرد در این زمینه عواملی نظیر الگوهای غلط تربیتی، معاشرت با دوستان ناباب و ضعف مذهبی و سقوط ارزش های اخلاقی، محیط اجتماعی نا بسامان، کنترل نشدن رفتار کودکان، قحطی، بحران های حاصل از جنگ، سیل، زلزله و آتشفشان، زندگی در محله های جرم زا، مهاجرت، اعتیاد، فقر، تنگدستی، میل به خود نمایی و جدایی پدر و مادر، گرایش کودک را به دزدی زیاد می کند.
 
منبع : روزنامه حمایت
0/100 امتیاز، از 0 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید