جنون و جرم

منتشر شده در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
نیمه دوم قرن 19 رو به پایان بود که نوشته‏هاى پزشک دانشمند ایتالیائى(لومبروزو) نظر دانشمندان حقوق و جزا را بخود معطوف داشت.او به کمک آزمایشها و مطالعات عمیقى که‏ در زندانها روى انواع مختلف مجرمین کرده بود براى نخستین بار،مردم گیتى را مخاطب‏ داد و گفت:« بیمار است و زائیده سرشت اوست.بیائید بیماران را شفا دهیم. بیماران را نباید آزرد»لومبروزو نشان داد که ساختمان بدنى همه‏ى بزهکاران یک‏نواخت‏ نیست و درجه بیمارى آنان مختلف است.پاره‏اى از آنان و عده‏اى(شهوى) و برخى مجرم عادى و عده‏اى اتفاقى هستند.
 
با پیدایش مکتب تحققى،علوم و خاصه علوم تجربى مقامى ارجمند یافتند و در بین این علوم دانش روان‏پزشکى از همه مهم‏تر بود.روان‏پزشکى براى کشف انگیزه ‏ و درجه بیمارى و بزهکارى مجرمان راه تازه‏اى باز کرد.براى آنکه خوانندگان گرامى تا اندازه‏اى از چگونگى بیماریهاى روانى که میتوانند زمینه و علل ارتکاب باشند آگاهى‏ یابند،در زیر،یکى از تقسیم‏بندیهاى بیماران روانى توضیح داده میشود:
 
1-گرفتاران ضعف روانى:آزمایش‏هاى پزشکى نشان میدهد که این‏گونه افراد براى زندگى و پیمودن مراحل آن آمادگى دارند.چیزى‏که هست،نیروى ارادى آنان‏ ضعیف است.آنان به همه چیز با دیده تردید مى‏نگرند.گوئى در ساختمان درونى آنان‏ مواد اولیه ایقان و اطمینان وجود ندارد.پا جلو نمیگذارند.جز با تردید بسوئى نمى‏ نگرند.در هر امرى انگیزه نادرستى و خائنانه‏اى مى‏بینند.مى‏کاوند تا بدى را بجویند ولى‏ جالب است که این تیپ بیماران عملا کمتر بسوى ارتکاب جرم کشانده میشوند.
 
2-هیستترى:این نوع بیماران را باید نمایشگران نامید.چه،بیش از آنکه بیمار باشند به بیمارى و داشتن دردهاى سهمگین تظاهر میکنند.گفته‏هاى آنان با کلمات و خودکشى آمیخته است در حالیکه هرگز مرتکب این دو جرم نمیشوند.
 
3-جنون مانى:اینان را میتوان بیماران خروشان نامید.بیشتر اوقات بانشاط هستند و مى‏خندند،همواره میخواهند با داد و فریاد و یا جنبش‏هاى سریع نظر دیگران را بسوى خود جلب کنند.گفتار آنان تند است همیشه شتاب‏زده و هیجانى هستند.با کوچکترین‏ انگیزه نشاطشان به اندوه و خشم برمیگردد.اندوه و خشم خود را نیز بزرگتر و مهتر مى‏نمایانند.براى ارتکاب بزه ضرب و جرح شدید آماده‏اند.ندرتا مرتکب قتل نیز میشوند. براى تفریط اموال و وارد آوردن خسارت مالى چیرگى دارند.
 
4-مالیخولیا:بیماران مالیخولیائى همواره اندوهگین و اندیشناک بگوشه‏اى‏ مى‏خزند.آهسته حرف میزنند.فعالیت آنان بطئى است.بیشتر خودکشى میکنند.
 
5-جنون جوانى:این‏گونه بیماران بویژه بیماران مبتلا به انواع هذیان‏ بیمارى ضعف عواطف و احساسات گرفتارند ضعف احساسات و سلامت نسبى قواى شعورى‏ آنان بویژه در آغاز بیمارى سبب میشود که نقشه قتل کسان و نزدیکان و دوستان مورد سوءظن‏ و کینه خود را بکشند و در آن باره طرحهاى استادانه بریزند.آزمایش و کشف جنون این‏گونه‏ بیماران بسیار دشوار است.براى پیدا کردن انگیزه ارتکاب جرم این دسته باید آزمایش روانى‏ را با مطالعه شرایط زمانى و مکانى وقوع بزه توام کرد.اینگونه بیماران از اعتراف بجرم باک‏ ندارند و هرگز بخاطر سود شخصى مرتکب قتل نمى‏شوند.چیزى‏که آنان را بسوى بزه رهبرى‏ میکند همانا احساسات نامتعادل و سوءظن است.
 
6-هذیانى‏ها:این دسته بیماران در اندیشه خود هذیان و خیال را بهم مى‏بافند و شکایت‏نامه‏ها و تهدیدنامه‏ها مى‏نویسند و موجب زحمت مردم و دادگسترى میشوند.همچون‏ ستمدیدگان،به اندیشه انتقام مى‏افتند. گاهى همهء بدبختیهاى خود را از اطرافیان و همسایگان از همه‏جا بى‏خبر میدانند و آنانرا هدف تیر انتقام قرار میدهند و در از بیان واقعیت باکى ندارند.
 
7-مصروعین:این دسته خطرناکترین بیماران هستند.بویژه افرادى که گرفتار بیمارى‏ همانند صرع هستند.آنان در رفتار و اعمال خود بى‏اراده هستند.گاهى هنگام ارتکاب بزه‏ فاقد حافظه میشوند بطوریکه اگر درباره‏ى چگونگى ارتکاى بزه و انگیزه آن از آنها پرسشى بشود نمیتوانند پاسخ بدهند،چیزى بیاد ندارند ولى برعکس گاهى حافظه آنها هنگام ارتکاب بزه‏ تیزتز است با این حال اعمال آنان خود بخود و بدون اراده انجام میشود ولى در این مورد هنگام‏ بازجوئى جزئیات عمل را بخاطر ندارند و در گفتن آنچه واقع شده آنچنان گویا هستند که‏ شنونده گمان میکند آنها تماشاگر حادثه بوده‏اند نه مرتکب آن.در حین ارتکاب جنایت‏ اعضاء و دستهاى آنان بدون اراده کار میکند و گوئى در اینحال کوچکترین اراده‏اى ندارند.
 
این دسته با گذشت زمان گرفتار کودنى-حمق-کندذهنى میشوند و در این هنگام است‏ که جزء گروه خطرناک بزهکاران در میآیند.ارتکاب بزه قتل و ایراد ضرب و جرح و آتش‏سوزى‏ براى این دسته کارى است ساده و آسان.
 
8-کژخوها:این گروه نیز در جرگه خطرناکترین بزهکاران هستند.اینگونه بیماران‏ از دوران کودکى شرور و بی باک هستند معمولا داراى هوش سرشارى هستند و هنگامیکه بى‏باکى‏ آنان با هوش سرشار بیامیزد خطرناک‏تر میشوند.از کودکى از مدارس رانده میشوند ناگزیر به ولگردى مى‏گروند.تکرار بزه پاى آنان را به باز میکند.در این دوره بر اثر معاشرت‏ با جانیان آموزش ارتکاب بزه را تکمیل میکنند.پس از آنکه ورزیده شدند باجتماع برمیگردند. این‏بار در بکار بردن وسائل ارتکاب،چیره‏تر هستند،به قتلهاى فجیع و سرقت مسلحانه و دزدیهاى‏ بزرگ با استفاده از جیپ و کامیون مى‏پردازند.اکثر قاچاقچیان تریاک و حشیش و ربایندگان دوشیزگان از این دسته هستند.
 
9-کندذهنها و کودنها:این دسته را کمبود شعور و ادراک از آموزش بازمیدارد و معمولا مدرسه را ترک میکنند و به ولگردى کشانده میشوند.در آغاز به دزدیهاى کوچک و ناچیز و آتش‏سوزى دست مى‏زنند.اغلب آلت دست بزهکاران کهنه‏کار میشوند و سردسته آنها معمولا باستعمال مواد مخدره اعتیادشان میدهد.ناچار مطیع اوامر رئیس باند شده و کورکورانه‏ دستورهاى او را اجرا میکنند.
 
10-مجرمین بالفطره:این گروه سردسته خطرناکترین بزهکاران هستند.آنان‏ سرشت کندذهنان و کژخویان را بهم آمیخته‏اند.در نظر آنان آدم‏کشى یک نوع تفریح و سرگرمى‏ است و از آن لذت میبرند.قادر به درک مقررات اجتماع نیستند.همچون جانوران بسوى طعمه‏ روان هستند.بعلت کندذهنى و ضعف شعور بآسانى دستگیر میشوند.معمولا به بیمارستان و یا زندان گسیل میشونددر آنجا نیز با کوچکترین غفلت پرستاران یا زندانبانان،مرتکب‏ قتل میشوند.
 
قابل انکار نیست که سرشت و ساختمان بدنى آنان هرگز نمیتواند تنها انگیزه ارتکاب‏ بزه باشد.و مکتب تحقیقى پایه خود را تنها بر این نظر متکى نساخته است.و مخالفین نظریه‏ سرشت و خوى جنایتکارى و باصطلاح«مجرم بالفطره بودن»فراوان‏اند.آنچه را میتوان مسلم‏ دانست، اینست که بهرحال حالات روانى مجرمین در نحوهء ارتکاب جرم فوق العاده مهم و مؤثر است و باید مورد توجه باشد.
 
و اکنون زمان آن رسیده که ‏گذاران و قضات شریف ما نیز با مطالعه و علاقه بیشتر و با بهره‏بردارى از تجربیات مللى که زودتر در این راه گام برداشته‏اند به روش جدید مجازات کنند و از زجر شکنجه انسانهاى بیمار بپرهیزند و ترتیبى اتخاذ نمایند که این مطرودین تیره‏بخت‏ اجتماع از راه آموزش و معالجه تا آنجا که ممکن است اصلاح شوند.و بالاخره وظیفه همه مردم‏ شرافتمند است که انگیزه‏هاى ارتکاب بزه را بشناسند و همت کنند تا آنها را ریشه‏کن سازیم.
 
« مجله ی حقوق امروز » اسفند 1341 – شماره 1
0/100 امتیاز، از 0 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید