تاریخچه و شیوه های اجرای مجازات اعدام

نویسنده: عبدالحمید ناصرپور
منبع: وبلاگ عبدالحميد ناصرپور
منتشر شده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۳

مقدمه

شدیدترین مجازاتی است که در قوانین جزایی پیش بینی شده است و به طور معمول نسبت به مجرمانی اعمال می شود که مهمترین جرایم را مرتکب شده و برای جامعه خطرناک و به یقین قابل اصلاح نخواهند بود مجازاتی است از درجه جنایی و در ماهیت رنج آور و رسوا کننده یا به اصطلاح «ترهیبی و ترذیلی » که هدف از آن بویژه طرد ابدی از جامعه است و در نتیجه با پایان دادن به حیات جنایتکار جامعه را از خطر بالقوه مصون می سازد.

اعدام در طول تاریخ از جهات مختلف به موازات سایر مسائل حقوق کیفری بسیار متحول شده است، چنانکه اغلب در قوانین قدیم ، جرایم بسیاری مشمول این می گردید و کیفیت اجرای آن بر حسب مورد ـ نوع وجرم و شرایط آن و گاه طبقه اجتماعی محکوم علیه ـ تفاوت داشت و شکنجه نیز یک رکن اصلی و لازم الاجرا قبل از اجرای آن بود؛ اما به تدریج قلمرو قانونی اعمال این به جرایمی از قبیل قتلهای عمدی و یا اقدام علیه امنیت کشور و بعضی جرایم بسیار مهم دیگر محدود شد و با حذف شکنجه محکوم علیه نحوه اجرای آن در انواع جرایم یکسان گردید و حتی الامکان به شکل ساده و ملایم خاتمه دادن به حیات تبهکار در آمد.

این سیر تحول در نتیجه پیشرفتهای فرهنگی وعلمی جوامع و با استعانت از کوششهای دانشمندان و مولفان طی اعصار مختلف تحقق یافته است. بنابراین اجرای اعدام از جمله مسائلی است که از دیرباز مورد بحث فلاسفه و دانشمندان و بخصوص کیفر شناسان بوده و در دنیای معاصر نیز به دلیل احترام به حیات انسانها و فلسفه و تمایلات انسان دوستی ، دامنه بحث آن ابعاد گسترده تری یافته است.

با توجه به این‏که هدف این نوشتار بررسى تاریخچه و شیوه اجراى اعدام است ابتدا به بررسى تاریخچه اعدام و سپس به برسی شیوه های مجازات اعدام خواهیم پرداخت . در قسمت تاریخچه، مجازات اعدام را در دوران‏هاى مختلف تاریخى مورد توجه داده و ملاحظه خواهیم کرد که اقوام و ملل در دوران‏هاى مختلف تاریخى چگونه با این مجازات برخورد مى‏کردند.

سپس دیدگاه ادیان الهى در مورد اعدام مورد بررسى قرار گرفته و آشکار میگردد که هر قدر فاصله زمانى با رنسانس بیش‏تر مى‏شود دیدگاه‏ها درباره مجازات اعدام منفیتر شده و مکاتب به جای به جای مجازات اعدام ، تبعید، زندان ومجازات های بازدارنده واصلاح کننده را پیشنهاد می کنند و بعد از ان به بررسی جداگانه شیوه هایی از اعدام پرداخته و در پایان اشاره به مواردی از آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص و صلب و رجم می نمایم.

عبدالحمید ناصرپور

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی

زمستان ١٣٨٨

فصل اول

سابقه تاریخی مجازات اعدام
گفتاراول

اعدام در دوران‏هاى مختلف تاریخى

در بررسى مجازات اعدام در دوران‏هاى مختلف مناسب است به این مسئله توجه شود که تاریخ را از این حیث به دوره‏انتقام فردى (دوره جنگ‏هاى خصوصى) دوره دادگسترى خصوصى و دوره دادگسترى عمومى تقسیم کرده‏اند.1

با بررسى متون تاریخى و تحلیل‏هاى حقوقى مى‏توان به این نتیجه رسید که در هر منطقه یا هر دوره‏اى که امکان اعمال حاکمیت دولت مطرح نبوده مجازات‏ها بیش‏تر به صورت انتقام فردى و به وسیله جنگ‏هاى خصوصى اعمال می‏شد؛ به گونه‏اى که گاه در مقابل قتل یک نفر از یک قبیله ده‏ها نفر از قبیله قاتل به وسیله قبیله مقتول کشته مى‏شدند و چه بسا موجب ادامه انتقام قتل جنگ و خون‏ریزى در سالیان متمادى مى‏شد ولى در هر دوره یا منطقه‏اى که دولت اعمال حاکمیت مى‏کرد براى اعمال مجازات‏ها از روش‏هاى نسبتا معتدل‏ترى استفاده مى‏شد گرچه در بعضى از دوران‏هاى تاریخ این مجازات‏ها بسیار خشن و وحشیانه بوده‏است.

به هر حال در این نوشتار به بررسى سابقه تاریخى مجازات اعدام در اقوام و ملل گذشته؛ یعنى بابل ، آشور و پارس در زمان حکومت هخامنشیان، ساسانیان ، صفویه و قاجاریه و ژاپن و اروپاى بعد از رنسانس پرداخته می‏شود:

1 بابل

علاوه براین‏که از نظر پیشینه تاریخى قوم بابل مقدم بر اقوام دیگر است قانون حمورابى هم که بر این قوم حاکمیت داشته نیز از قدیمى‏ترین قوانینى است که در تاریخ بشر به ثبت رسانده است. آن‏چه از قوانین بابل بر جاى مانده همین قانون است.2

در قانون حمورابى موارد فراوانى از مجازات‏هاى خشن به چشم مى‏خورد که از جمله آن‏ها مجازات اعدام است حتى مجازات اعدام براى برخى از اعمالى که ظاهرا اهمیت چندانى ندارد در نظر گرفته شده‏بود؛ به گونه‏اى که توجیه چنین مجازات‏هایى براى این اعمال – باتوجه به بعضى موارد که احکام بسیار عالى و ممتازى را پیش‏بینى می‏کند؛ به ویژه در حقوق مدنى که نشان دهنده روح بلند و بینش عمیق حمورابى و اطرافیانش نسبت به موضوعات حقوقى است غیرممکن یا دشوار است.

1 . پرویز صانعى حقوق جزاى عمومى ج‏1 ص‏45 و محمد صالح ولیدى حقوق جزاى عمومى ج‏1 ص‏196.

2 . در توضیح قانونى حمورابى باید گفت این قانون منسوب به حمورابى ششمین و بزرگ‏ترین پادشاه اولین سلسله پادشاهان حاکم بر بابل بود که چهار هزار سال قبل از این از سال 2123 تا 2080 قبل از میلاد سلطنت کرد. ستل حمورابى که هم اکنون در موزه Louvre پاریس نگه‏دارى مى‏شود در حفریات شوش در سال 1902 به دست آمده است. این ستل در ابتدا در شهر سیپ پار بود و یکى از فاتحین عیلام نه قرن پس از مرگ حمورابى آن را مانند غنیمت جنگى یا علامت فتح به شوش برد. بر ستل مزبور قوانین حمورابى کنده شده است. این قوانینى که مرکب از 282 ماده است به طریقى آمرانه و به صورت جملات شرطى انشا شده است؛ بدین صورت که «اگر کسى چنین کند چنان باید بشود».

ر . ک: ویل دورانت تاریخ تمدن ج‏1 ص‏260 و حسن پیرنیا ایران باستان ج‏1 ص‏119 و 120.

——————————————————————————————————————————–

برخى از جرم‏هاى مستوجب اعدام در قانون حمورابى به‏طور خلاصه چنین است:

ماده 3: «شخصى که بر اثر شهادت دروغ او دیگرى را اعدام کرده‏اند باید کشته شود».

ماده 7: «اگر کسى اموال نقره‏اى یا طلایى یا کنیز یا غلام یا گاو یا گوسفند یا هر چیز متعلق به غیر را از فرزند یا برده وى بدون حضور شاهد یا بدون تنظیم سند خریدارى کرده یا به رهن یا وثیقه قبول کند چنین کسى را به نام دزد باید کشت».

ماده 14: «بچه دزدى مستوجب مجازات اعدام است».

ماده 15: «تحریک به اخفا و فرار بردگان مشروط به این‏که از شهر خارج شوند مستوجب اعدام است».

ماده 19: «پناه دادن برده فرارى در منزل و عدم تحویل وى به مأموران، مجازات اعدام را در پى خواهد داشت».

ماده 21: «اگر کسى دیوار منزل دیگرى را سوراخ کند و وارد منزل او شود عامل را باید در جلو همان دیوار کشته و در همان سوراخ مدفون سازند».

ماده 25: «سرقت از منزل شاه یا معبد یا اقدام به راه‏زنى مستوجب مجازات اعدام است».

ماده 33: «اخذ رشوه از طرف نظامیان مستوجب اعدام است».

ماده 108: «مجازات کم‏فروشى و گران‏فروشى، غرق کردن در آب است».

ماده 109: «عدم معرفى و تسلیم مخالفان در حال توطئه به شاه مستوجب مجازات اعدام است».

ماده 116: «هرگاه شخصى از دیگرى طلبکار بوده و براى وادار کردن بدهکار به اداى دین او را محبوس نماید و بدهکار بر اثر غفلت طلبکار فوت شود در صورتى‏که پدر بدهکار علیه طلبکار اقامه دعوا کند در این صورت پسر طلبکار را در عوض متوفا گرفته و می‏کشند».

ماده 129: «زناى با زن شوهردار اعم از این‏که مرد متأهل باشد یا مجرد این است که دست و پاى هر دوى آن‏ها را بسته در آب می‏اندازند».

ماده 130: «مجازات هتک ناموس به عنف در جرم مشهود مستوجب اعدام مرد مى‏گردد».

ماده 133: «خیانت زن به شوهر خود و عدم وفادارى به وى مستوجب غرق کردن در آب است».

ماده 155: «رابطه جنسى پدر شوهر با عروس خود درصورتى که شوهرش با وى هم‏بستر شده باشد موجب غرق کردن پدر شوهر در آب است».

ماده 157: «هم‏بستر شدن پسر با مادر خود پس از مرگ پدر موجب سوزاندن هر دوى آن‏ها در آتش است».

ماده 229: «اگر معمار خانه‏اى براى کسى بسازد و آن را محکم نسازد و خانه خراب شود و صاحب خانه را بکشد سازنده مزبور را باید کشت».

ماده 230: «در مورد فوق در صورتى‏که خرابى خانه مستوجب فوت پسر صاحب‏خانه شود فرزند سازنده خانه را باید کشت»1

2 – آشور

قوانین آشورى همان‏گونه که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده‏است به‏طور کلى ابتدایى‏تر و جنبه دنیایى آن کم‏تر از قوانین حمورابى است با این‏که ظاهرا از حیث زمان بر قوانین آشور مقدم بوده است. کیفرهاى قانونى در قوانین آشور درجات مختلفى داشت از قبیل نمایش دادن شخص گناه‏کار در میان مردم، واداشتن وى به کارهاى سخت، شلاق زدن از بیست تا صد ضربه، بریدن گوش یا بینى، خصى کردن، زبان بریدن ، چشم در آوردن ، شکم دریدن و سر بریدن.

در قوانین سارگن دوم مجازات‏هاى دیگرى از قبیل زهر خوراندن و سوزاندن پسر یا دختر شخص گناه‏کار در قربان‏گاه معبد نیز آمده‏است ولى شواهدى در دست نیست که این قوانین در هزاره آخر قبل از میلاد مسیح اجرا شده باشد. زنا ، هتک ناموس و بعضى از اشکال دزدى را معمولا با اعدام مجازات مى‏کردند. گاهى نیز متهم را با داورى خدایان کیفر مى‏دادند یا گناه‏کار را پا بسته در آب میانداختند و سر نوشت وى را به دست آب مى‏سپردند.2

3 – پارس

در مورد قوم پارس ابتدا مجازات اعدام را در دوران حاکمیت هخامنشیان و ساسانیان بررسى کرده و پس از آن به طور اختصار مجازات اعدام را در دوران صفویه و قاجاریه مرور می‏کنیم:

الف) دوران هخامنشیان

ظهور سیاسى قوم پارس با حاکمیت پادشاه هخامنشى آغاز شد. با این‏که از جهاتى چند این دوران به عنوان دوران

1 . ر . ک: محمد آشورى عدالت کیفرى از دیدگاه حمورابى نشریه مؤسسه حقوق تطبیقى شماره 7 ص‏46-1.

2 . ویل دورانت تاریخ تمدن ج‏1 ص‏319.

————————————————————————————–


افتخار ایران مطرح می‏شود و وجود قوانین مختلف در آن زمان نشان دهنده تمدن کهن و فرهنگ غنى ایران است ولى از جهت قوانین کیفرى قوانینى شدید و خشن اعمال مى‏شد که طبق گفته ویل دورانت بعضى از مجازات‏هاى اعمال شده آن‏چنان بود که عقل نمى‏تواند آن را باور کند.1

در زیر به بعضى از مجازات‏ها و کیفیت آن‏ها در زمان هخامنشیان اشاره می‏شود:

یکى از روش‏هاى مجازات اعدام در زمان هخامنشیان گذاشتن سر محکوم بر سنگ و خرد کردن آن بوده است. پلوتارک در مورد زنى خیانت‏کار که استاتیرا زن اردشیر دوم پادشاه هخامنشى را مسموم کرده بود چنین می‏نویسد:

«بالأخره این زن روزى اجازه گرفت به خانه‏اش برود. قراولان شاهى او را گرفته موافق قوانین پارسى که براى زهر دهندگان مقرر است با زجر او را کشتند؛ یعنى سرش را روى سنگ گذاشته کوبیدند تا خرد شد و صورتش پهن گردید».

یکى دیگر از طرق ، کندن پوست بود:

«کمبوجیه یکى از قضات شاهى را که براى صدور یک حکم غیر عادلانه رشوه گرفته بود با کندن پوست به قتل رساند».2

ویل دورانت مطلب فوق را با شرحى جالب توجه بیان مى‏کند:

«مجازات دهنده و گیرنده رشوه هر دو اعدام بود. کمبوجیه فرمان داد تا زنده زنده پوست یک قاضى فاسد را کندند و بر جاى نشستن قاضى در محکمه گستردند. آن‏گاه فرزند همان قاضى را بر مسند قضا نشانید تا پیوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود».3

در ادامه ویل دورانت به مجازات‏هاى آن دوره اشاره کرده می‏نویسد:

«بزه‏هاى کوچک را با شلاق زدن کیفر مى‏دادند … گناه‏هاى بزرگ‏تر را با داغ کردن ناقص کردن عضو دست و پا بریدن، چشم کندن یا به زندان افکندن و کشتن مجازات می‏کردند… ولى خیانت به وطن، هتک ناموس، لواط، استمنا ، سوزاندن مردگان، تجاوز به حرمت کاخ شاهى ، نزدیک شدن با کنیزکان شاه یا نشستن بر تخت وى یا بى ادبى به خاندان سلطنتى کیفر مرگ داشت.

1. همان ص‏419. 2.ویل دورانت همان ج‏1 ص‏418.

3. همان ص 418 و 419.

—————————————————————————

در این‏گونه حالات گناه‏کار را ناچار میکردند که زهر بنوشد یا او را به چهار میخ مى‏کشیدند یا به مى‏آویختند – در حین کشیدن معمولا سر مجرم به طرف پایین بود – یا سنگ‏سارش مى‏کردند یا جز سر تمام بدن او را در خاک مى‏کردند یا سرش را میان دو سنگ بزرگ مى‏کوفتند و یا مجازاتى که عقل نمى‏تواند آن را باور کند به نام مجازات «دو کرجى» کیفر مى‏دادند».

ویل دورانت در توضیح و تشریح مجازات «دو کرجى» مى‏نویسد:

«پلوتارک نقل مى‏کند که سربازى به نام مهرداد در حال مستى گفته بود که کشتن کوروش صغیر در جنگ کوناکسا کار وى بوده است و شاه را نرسد که این کار بزرگ را به خود نسبت بدهد. اردشیر دوم که این را شنید فرمان داد تا آن سرباز را با مجازات «دو کرجى» به این طریق اعدام کنند:

دو کرجى چنان انتخاب شود که درست بر یکدیگر منطبق شود. گناه‏کار را که مقصود شکنجه کردن اوست در یکى از دو کرجى مى‏گذارند و کرجى دیگر را چنان بر وى قرار مى‏دهند که جز سر و دست‏ها تمام بدن وى در میان آن دو کرجى بماند. آن‏گاه به وى غذا مى‏دهند و اگر از خوردن آن خوددارى کرد با داخل کردن میخى به چشم وى او را به این کار وا مى‏دارند. چون خوراک خورد بر سر و صورت او مخلوطى از شیر و عسل مى‏پاشند و از همین شربت به وى مى‏نوشانند. در این حین کرجى‏ها را چنان نگاه مى‏دارند که رویش به جانب خورشید باشد.

به این ترتیب مگسان بر وى هجوم می‏آورند و او را در میان خود مى‏گیرند چون خوراک خورده ناچار کارى مى‏کند که همه کسان دیگر که مى‏خورند و مى‏آشامند چنان مى‏کنند. از پلیدى‏هاى وى حشرات و کرم‏هایى تولید مى‏شود و به اندرونه وى راه مى‏یابد و همه تن او را مى‏خورد. چون پس از چند روز دانستند که آن مرد گناه‏کار به راستى مرده است کرجى فوقانى را برمى‏دارند و در آن حال دیگر گوشتى بر تن وى دیده نمى‏شود چه حشرات پلید که گویى از اندرونه وى برخاسته‏اند همه جاى او را خورده‏اند. به این ترتیب بود که مهرداد پس از هفده روز شکنجه دیدن جان داد».1

ب) ساسانیان

مجازات‏ها و به خصوص مجازات اعدام در دوران ساسانیان نیز تفاوت چندانى با دوران هخامنشیان نداشت بلکه در مراحلى خشونت‏بارتر از زمان هخامنشیان بود؛ براى مثال مجازات‏هاى بدنى بسیار شدیدى از قبیل اعدام ، کور کردن ، حبس و تازیانه متداول بوده‏است؛ به ویژه در مورد جرایمى که علیه پادشاه یا حکومت صورت مى‏گرفت از قبیل جاسوسى و خیانت به کشور مجازات اعدام توأم با شکنجه و آزار شدید بدنى هم‏چون بریدن بینى و گوش و زبان قبل از اجراى اعدام یا مثله کردن، به چهار میخ کشیدن، زنده به گور کردن و نظایر آن را در پى داشت.

——————————————

1. ویل دورانت تاریخ تمدن ج‏1 ص‏913 .

——————————————

اگر کسى مرتکب تقصیر نسبت به خدا دین پادشاه و کشور م‏ی شد مستحق اعدام بود… مجازات اعدام با دار زدن ، گردن زدن، سنگ‏سار کردن، پوست کندن و بستن مجرم به اسب سرکش یا انداختن او به زیر پاى پیل و امثال آن به عمل مى‏آمده است. در تاریخ مختصر مشیرالدوله در مورد مجازات دختر پادشاه حران که به پدر خود خیانت کرده و شهر را به شاپور اول تسلیم کرده بود مى‏نویسد: «مورخین خارجى نوشته‏اند دختر را به امر شاه به جلاد سپرد. جلاد گیسوان دختر را به دم اسب سرکش بست و اسب را رها کرد».

سنگ‏سار کردن نیز در دوره ساسانى معمول بوده است. جزاى قتل عموما با شمشیر انجام می‏گرفت. بعضى جنایات مثل خیانت به دولت یا دین را با دار زدن مجازات مى‏دادند. گاهى بعد از مصلوب کردن براى عبرت ناظران پوست مجرم را کنده و پر از پر کاه کرده بر دروازه شهر مى‏آویختند.

ج) صفویه

با این‏که حکومت صفویه ظاهرى مذهبى داشته و از جهاتى چند خود را طرف‏دار اجراى احکام دین نشان میداد در عین حال اجراى مجازات‏ها در مواردى خشن و وحشیانه بود. کاررى در «سفرنامه» خود مى‏گوید:

«راه‏زنان را با جسارت و بیرحمى و بدون شفاعت مجازات مى‏کنند و به طرق مختلف از پاى در مى‏آورند. 1

تنبیه و مجازات متداول این است که دو پاى راه‏زن را به چهار شتر می‏بندند و سینه وشکم وى را از بالا به پایین چاک مى‏زنند و براى عبرت بینندگان شتر را در تمام محلات و چهارسوى شهر مى‏گردانند و یا سر راهزن را در سوراخ تنگ دیوارى به در مى‏کنند به طورى که سر در یک طرف و بدن در طرف دیگر دیوار بماند و قادر به حرکتى نباشد و براى مسخره چپقى در دهان او مى‏گذارند تا بدین ترتیب تعذیب و کشته شود…».2

«آدم‏خوارى در عهد صفویه براى کشتن گناه‏کاران و کسانى که به حق یا ناحق گرفتار آتش خشم امرا می‏شدند معمولى بود. دژخیمان دست به کار مى‏شدند. سر بر یدن، پوست کندن، در آتش سوختن، دست و پا و گوش و بینى بریدن و چشم کندن و در پوست گاو کشیدن و امثال این‏ها جزو کیفرهاى معمولى بوده…».

یکى دیگر از مجازات‏هاى زمان صفویه این بود که:

«سوراخ کردن پاهاى محکوم و وارونه آویزان کردن وى بر درخت به گونه‏اى که سرش به سوى زمین باشد تا بمیرد و در صورت عدم موت شکمش را با شمشیر می‏دریدند و او گرفتار یک مرگ تدریجى و دردناک مى‏شد؛ زیرا در این صورت روده‏هاى وى بر صورتش مى‏ریخت و او مى‏بایست آن‏ها را در شکم خود فرو برد و سرانجام با وضع فجیعى جان مى‏سپرد».

1. کاررى سفرنامه کاررى ص‏137 به بعد. به نقل از مرتضى راوندى سیر قانون و دادگسترى در ایران ص‏228.

2. ویل دورانت همان ج‏6 ص‏894 – 896 .

————————————————————————————-

د) قاجاریه

مجازات‏هاى زمان قاجاریه در خشونت کم‏تر از دوران صفویه نبود بلکه با به کار بستن ابزار جدید مجازات‏هاى خشن‏ترى را نیز اعمال مى‏کردند.

«تا همین اواخر معمول بود که مجرمین را مصلوب میکردند در دهانه توپ مى‏گذاشتند، زنده به‏گور مى‏کردند؛ شى‏ء تیزى به قسمت سفلاى بدن آن‏ها فرو مى‏نمودند؛ مانند اسب به پاى آن‏ها نعل مى‏کوبیدند و سر دو درخت که خم کرده بودند مى‏بستند و آن‏گاه درختان را رها مى‏کردند تا به حالت فنرى و با فشار زیاد به وضع طبیعى خود برگردند و بدن متهم دریده شود؛ شمع آجین مى‏کردند و زنده زنده پوست مى‏کندند».

سرانجام مجازات‏هایى از قبیل کور کردن بریدن گوش و بینى، سر بریدن، شکم پاره کردن، مثله کردن، زنده در آب جوشان انداختن، شمع آجین کردن، زنده لاى دیوار دفن کردن و غیره از مجازات‏هاى زمان قاجاریه است .

این شمه‏اى است از اعمال خشونت در مجازات‏هاى اعدام در اعصار مختلف که بر ایران گذشته است.

اعمال خشونت در اجراى مجازات‏ها؛ به‏ویژه مجازات اعدام نه در ایران بلکه در دیگر کشورهاى جهان امرى عادى بود؛ زیرا راحت‏ترین وقطعی‏ترین وسیله براى اعمال حاکمیت تلقى مى‏شد.

4 – ژاپن

در کتاب «تاریخ تمدن» آمده‏است:

«تازیانه زدن کیفر تخلفات کوچک بود و مجازات مرگ به جرایم بسیار تعلق مى‏گرفت. امپراطور شومو کیفر مرگ را ملغی ساخت و آیین دادرسى را بر شفقت نهاد اما پس از او بر شمار جنایات افزوده شد و امپراطور کونین نه تنها کیفر مرگ را مجددا برقرار ساخت بلکه دستور داد دزدان را در منظر عام چندان تازیانه بزنند که به هلاکت برسند. مجازات اعدام انواعى داشت: خفه کردن، سر بریدن ، دار زدن ، چار شقه کردن ، سوزاندن و در روغن جوشانیدن.

اى یه یاسو به لغو دو مجازات کهن‏سال فرمان داد: یکى این بود که محکوم را به دو گاو می‏بستند و با راندن گاوها به دو سو بدن او را دو شقه مى‏کردند.

مجازات دیگر آن بود که محکوم را در منظر عام به تیر می‏بستند و از ره‏گذران مى‏خواستند که به نوبت بدن او را اره کنند»1

1. همان ج‏9 ص‏77 .

—————————

5 – اروپا

الف) رنسانس

ویل دورانت در کتاب خود در بحث «قانون در عصر رنسانس» تحت عنوان «زندگى مردم سال 1517 تا 1564» چنین آورده است:

«سیاست‏مداران و قانون‏گذاران که از مبارزه باخوى بشرى به ستوه آمده بودند سهولت کار خود را در آن میدیدند که با وضع قوانین بى‏رحمانه تبه‏کاران را کیفر دهند و مردم را با تماشاى شکنجه و اعدام ایشان به عبرت وا دارند.

اعدام ممکن بود فقط به‏وسیله عمل نسبتا کم‏آزار قطع سر انجام بگیرد اما این مجازات معمولا امتیازى بود که به زنان و مردان نجیب زاده ارزانى مى‏شد و کیفر آدم‏هاى بى سر و پا چوبه دار بود. بدعت گذارى و شوهرکشى را با توده آتش پاسخ مى‏دادند. هنرى هشتم در سال 1531 قانونى گذراند که به موجب آن مى‏توانست براى تنبیه زندانیان ایشان را در آب بجوشاند ….

یکى از شهردارهاى سالزبورگ فرمانى صادر کرد به این مضمون: «کسى که جعل اسناد می‏کند باید بر توده آتش بسوزد یا در آب جوش بمیرد و کسى که سوگند دروغ مى‏خورد باید زبانش را از پشت گردنش بیرون آورد و نوکرى که با دختر یا همسر و یا خواهر اربابش زنا کند باید سرش را قطع کنند یا به دارش بیاویزند».

در ادامه ویل دورانت می‏نویسد:

در همان شهر چندین نفر را به گناه این‏که روز جمعه گوشت خورده و از توبه استنکاف کرده بودند سوزاندند و آن‏هایى که توبه کرده بودند فقط به دار آویخته شدند. معمولا جسد مردگان را براى عبرت زندگان بردار باقى می‏گذاردند تا آن‏که کرکسان گوشت آنان را مى‏دریدند و مى‏خوردند…».

ایشان در تأثیر این‏گونه مجازات‏هاى خشن در مردم می‏نویسد:

«مردم از این کیفرهاى وحشیانه ترسی نداشتند و چه بسا که از شرکت در تماشاى اعدام‏ها و شکنجه‏ها لذت مى‏بردند و گاهى نیز دست کمک به سوى جلادان دراز می‏کردند.

هنگامى که «مونته کوکولى» در زیر شکنجه اعتراف کرد که به فرانسوا پسر عزیز کرده فرانسواى اول سم داده یا قصد داشته سم بدهد دست و پاى او را به چهار اسب بستند و از چهار سو بدنش را شقه کردند. (لیون 1536) چنان‏که روایت شده است:

«مردم بقایاى جسدش را ریز ریز کردند دماغش را بریدند چشم‏هایش را از کاسه در آوردند فک‏هایش را خرد کردند و سرش را در گل‏ولاى کشیدند تا پیش از مرگش او را هزار بار کشته باشند».1

————————————-

1. همان ص‏80

———————–

ب) پس از رنسانس

پس از رنسانس (قرن هجدهم) نه تنها از شدت مجازات‏ها کاسته نشد بلکه در مواردى و در بعضى از کشورها وحشیانه‏تر از سابق ادامه یافت. ویل دورانت در بررسى تحلیلى کیفیت مجازات در انگلستان سال‏هاى 1714 تا 1756 بیان می‏دارد:

«کیفرهاى وحشیانه در ملأ عام مردم را درنده خو مى‏ساخت. به موجب قانونى که در سال 1790 لغو شد زنى را که به خیانت یا کشتن شوهرش محکوم مى‏شد زنده می‏سوزانیدند ولى عرف و عادت اجازه مى‏داد که قبل از سوزانده شدن خفه شود.

شکم مردانى را که به جرم خیانت محکوم می‏شدند هنگام اعدام که هنوز جان به تن داشتند مى‏دریدند و امعا و احشاى آنان را در برابر دیدگانشان مى‏سوزاندند. سپس آن‏ها را سر مى‏بریدند و تکه‏تکه مى‏کردند.

در همه محلات لندن چوبه‏هاى دار بر پا شده بود و بر بسیارى از آن‏ها لاشه‏هاى محکوم را می‏آویختند تا جان دهد. به محکومان براى آن‏که کم‏تر درد کشند گاهى عرق مى‏نوشانیدند و مأمور اعدام اگر خوش‏خو و مهربان بود پاهاى آنان را مى‏کشید تا زودتر بمیرند

این مجازات‏ها که با خشونت کامل صورت مى‏گرفت در انگلستان و دیگر کشورهاى اروپایى با همین شدت اعمال می‏شد.

«… بد نام کردن دیگران حتى اگر جز حقیقت هم چیز دیگرى گفته نمى‏شد مجرم را مستوجب مجازات مرگ و ضبط اموالش مى‏کرد. حمل تپانچه به‏طور پنهانى داراى مجازات مشابهى بود ولى در مواردى چند این قوانین به شدت اجرا می‏شدند. یک نفر به جرم این‏که وانمود مى‏کرد کشیش است به دار آویخته شد و یکى دیگر به جرم دزدیدن لباس کشیشى که آن را به مبلغ یک و یک چهارم فرانک فروخت به همان سرنوشت دچار شد.

شخص دیگرى که نامه‏اى به پاپ کلمنس یازدهم نوشته و او را متهم کرده بود که با ماریا سوبسکا روابطى دارد سر از تنش جدا شد حتى تا سال 1762 استخوان‏هاى زندانیان روى چرخ شکنجه خرد می‏شد یا محکومین به دم یک اسب برانگیخته بسته شده و روى زمین کشیده مى‏شدند».1

1. همان ج‏1 ص‏435 .

————————

گفتاردوم

مجازات اعدام در ادیان مختلف آسما نى

هر یک از ادیان آسمانى براى بر قرارى عدالت و ایجاد رابطه مطلوب میان انسان با خدا و انسان‏ها با یک‏دیگر قوانینى را آورده‏اند،1 لیکن در صورتى این قوانین قابل عمل خواهد بود که داراى ضمانت اجرایى مناسبى باشد و این ضمانت اجرایى گاهى اخروى و گاهى دنیوى است، لذا هر یک از ادیان آسمانى مجازات‏هایى را براى اطمینان از اجراى قوانین خود مطرح کرده‏اند که از جمله این مجازات‏ها اعدام است. البته این مجازات در بعضى از ادیان، مثل یهودیت، چشم‏گیر است و در بعضى دیگر، مثل مسیحیت، نادر یا غیر موجود می‏باشد.

براى این‏که کمیت و کیفیت این مجازات را در هر یک از ادیان معروف آسمانى بشناسیم، مناسب‏ترین راه، مراجعه به کتب آسمانى این ادیان است. قبل از هر چیز باید یادآور شد که عملکرد حکام و سلاطینى که به نام دین حکومت کرده و در دوران حکومت خود مجازات‏هایى را وضع نموده‏اند، نباید به حساب اصل دین گذارده شود و این مجازات‏ها جزء مجازات‏هاى آن دین تلقى گردند، بلکه آن‏چه ملاک است کتاب آسمانى آن دین است.

اینک به بررسى پاره‏اى از مجازات‏هاى اعدام در ادیان یهود، مسیحیت، زرتشت و اسلام پرداخته و نظریات محققان را در این باره مطرح می‏کنیم:

1- دین یهود

همان‏گونه که گذشت، بهترین منبع براى بررسى مجازات‏ها در ادیان، کتب مقدس آن‏ها مى‏باشد و مناسب است در ارتباط با مجازات اعدام در یهودیت به تورات مراجعه کنیم، اما پیش از مراجعه به تورات، نظرى به نوشته‏هاى ویل دورانت و قضاوت وى در ارتباط با مجازات‏هاى موجود در شریعت موسى خواهیم داشت. او می‏نویسد:

«… فرمان نهم – از ده فرمان شریعت موسى – آن بود که … کاهنان عنوان قضاوت را داشتند و هر کس را که از اطاعت احکام کاهنان سرپیچى مى‏کرد به اعدام محکوم مى‏کردند. در پاره‏اى از حالات، حکم را به خدا وا مى‏گذاشتند، اگر بزه مشکوک بود به او دستور می‏دادند که آب زهر آلود بنوشد … آدم‏کشى، ربودن اشخاص، بت پرستى، زنا، زدن والدین، دشنام دادن به ایشان، دزدیدن بندگان یا نزدیکى با چهارپایان به حکم یهوه مجازات اعدام داشت. … کیفر جادوگرى نیز اعدام بود،…». یهوه راضى بود که در مورد آدم‏کشى، خود مردم به اجرا کردن قانون برخیزند:

«ولىّ خون، خود قاتل را بکشد، هرگاه به او برخورد کند، او را بکشد».

1. از نوشته‏هاى بعضى از دانشمندان بر می‏آید که آنان قوانین مذهبى را محدود به قوانینى کرده‏اند که به دنبال ایجاد رابطه بین انسان و خدا هستند و به روابط افراد با هم چندان نظر ندارند،

پروفسور گارو از دانشمندان حقوق جزاى فرانسه در این باره چنین مى‏گوید:

«هدف اصلى از حقوق جزاى مذهبى حمایت از عقاید مذهب و بسط قواعد آن بوده است و احکامى که مقامات مذهبى در مجازات مجرمین صادر کرده‏اند اکثراً مربوط است به جرایمى که مجرمین در امکنه مقدسه مرتکب شده‏اند؛ مانند کلیساها، صومعه‏ها، قبرستان‏ها و هم‏چنین بى‏حرمتى به مقدسات و زناکارى و رباخوارى و نقض قسم یا نقض عهد و سوگند دروغ …».

ر. ک: پروفسور گارو، مطالعات نظرى و عملى در حقوق جزا، ترجمه سید ضیاءالدین نقابت، ج‏1، ص‏111 و 112.

———————————————————————————————

سرانجام ایشان نتیجه می‏گیرد:

«به‏ طور کلى باید گفت که اساس مجازات، قانون قصاص و معامله به مثل بوده است… شریعت موسى که لااقل پانزده قرن پس از قانون حمورابى تدوین شده از لحاظ جنایى مزیتى بر آن ندارد و از جنبه قضایى باید گفت که رنگ ارتجاع و بازگشت به تسلط ابتدایى کهنه دارد».1

البته اگر چه کیفرها در شریعت موسى شدید است – چنان‏که خواهیم دید – لیکن ویل دورانت در مواردى بین آن‏چه در شریعت موسى است و آن‏چه به قول وى کاهنان به نام دین انجام می‏داده‏اند خلط کرده و آن‏را جزء دین قرار داده است؛ زیرا در هیچ جایى از تورات یافت نمى‏شود که مثلاً در صورت مشکوک بودن بزه باید به متهم دستور داد تا آب زهر آلود بنوشد.

در هر حال، مواردى از احکام اعدام مذکور در شریعت موسى جالب توجه است که در زیر به آن‏ها اشاره می‏شود:

در این شریعت، بدعت فردى، بدعت گروهى، دعوت به بدعت و حتى خواب بدعت، مجازات مرگ دارد:

«آن مرد یا زن را که این کار بد – عبادت خدایان غیر – را در دروازه‏هایت کرده‏است، بیرون آور و آن مرد یا زن را سنگ‏سار کن تا بمیرند

در مورد دعوت به بدعت مقرر مى‏دارد:

«… و اگر برادرت که پسر مادر تو باشد یا پسر یا دختر تو یا زن هم آغوش تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد تو را در خفا اغوا کند که برویم و خدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختید عبادت نماییم … البته او را به قتل برسان

درباره خواب بدعت نیز مقرر مى‏دارد:

«… اگر در میان تو نبى یا بیننده خواب از میان شما برخیزد و آیت یا معجزه‏اى براى شما ظاهر سازد و آن آیت یا معجزه واقع شود که از آن تو را خبر داده است، گفت: «خدایان غیر را که نمی‏شناسى پیروى نماییم و آن‏ها را عبادت کنیم» سخنان آن نبى یا بیننده خواب را مشنو… و آن نبى یا بیننده خواب کشته شود؛ زیرا که سخنان فتنه انگیز بر یهوه… گفته است .

1. ویل دورانت، همان، ج‏1، ص‏393.

———————————


2- دین مسیحیت

بر خلاف دین یهود که مجازات‏هاى فراوانى را ضامن اجراى قوانین خود کرده‏است، در دین مسیحیت به مجازات‏هاى بسیار معدودى برمى‏خوریم که براى مثال مجازات اعدام را شاید تنها در ارتداد که به عنوان شدیدترین جرم مطرح است، بتوان یافت. در انجیل یوحنا آمده‏است:

«اگر کسى در من نماند مثل شاخه بیرون انداخته مى‏شود و مى‏خشکد وآن‏ها را جمع کرده در آتش مى‏اندازند و سوخته مى‏شود»1

در دیگر موارد، برخوردها بیش‏تر ارشادى است تا تهدیدآمیز و پیش‏بینى در قوانین جزایى. در اسفار عهد جدید حضرت عیسى در جواب کسى که سؤال مى‏کند که چگونه زندگى کند تا حیات ابدى براى او باشد مى‏گوید: «اگر مى‏خواهى در حیات ابدى داخل شوى به وصایا عمل کن … مرتکب قتل و زنا و سرقت نشو و به دروغ شهادت مده، به پدر و مادرت نیکویى کن و به نزدیکان خود محبت نما2

در انجیل آمده است که زنى مرتکب زنا شده‏بود و او را نزد حضرت عیسى آوردند و به او گفتند: اى پیامبر، این زن مرتکب زنا شده و موسى وصیت به رجم وى کرده‏است، شما چه مى‏گویى؟ حضرت عیسى قول حضرت موسى را نقض نکرد، بلکه فرمود: «اگر در بین شما کسى است که مرتکب گناهى نشده‏است او را با سنگ رجم کند.» در این‏جا وقتى مردم به نفس خود رجوع کردند همگى خود را گناه‏کار یافتند و یکى پس از دیگرى خارج شدند و تنها عیسى ماند و آن زن، آن‏گاه عیسى به جاى مجازات کردن زن، وى را نصیحت و سپس او را آزاد کرد.3

با توجه به موارد فوق، ملاحظه مى‏شود که قوانین مذهب مسیح بیش‏تر اخلاقى بوده و از اعمال مجازات‏هاى خشن اثر کم‏ترى در این دین یافت مى‏شود

به هر حال، آن‏چه مبناى قوانین مسیحیت است اخلاق است و همان‏گونه که مشاهده شد مجازات مرگ تنها در مورد ارتداد مطرح بود که البته این مجازات اختصاص به دین مسیحیت نداشته و در تمامى ادیان آسمانى، بلکه ادیان و مذاهب غیر الهى نیز یافت مى‏شود. به موجب قوانین یونانى هر کس مرتکب asebeia یا پرستش خدایانى غیر از خدایان اصیل پانتئون یونان مى‏شد، عملش یک گناه بزرگ به حساب مى‏آمد. به اتکاى چنین قانونى بود که سقراط را مجبور به نوشیدن جام شوکران کردند .

با قانونى شدن مجازات مرگ از سوى کلیسا، اعمال مجازات اعدام در آیین مسیحیت راه یافت و به‏تدریج روحانیان مسیحى با به دست گرفتن قدرت، جزء ملاکان در آمدند و براى حفظ قدرت خود از اجراى مجازات‏هاى شدید ابایى نداشتند.

1. انجیل یوحنا،5، 6.

2. انجیل متى، 5، 17.

3. انجیل یوحنا،8، 4 – 11.

————————-

البته همان‏گونه که قبلاً گفته شد این مجازات‏ها را نباید به حساب مذهب مسیح آورد، بلکه این مجازات‏ها بنا به صلاحدید روحانیان مسیحى بود که براى جلوگیرى از بدعت‏ها که به ظن و گمانشان موجب روى گرداندن مردم از دین مى‏شد و در نتیجه حاکمیت کلیسا و روحانیان تضعیف می‏گشت، وضع شده‏بودند، والّا در مذهب مسیح مجازات اعدام براى بدعت وضع نشده و در انجیل نیز آورده‏نشده‏است.

3 – دین زرتشت

در مورد احکام جزایى زرتشت، باید به جزء سوم اوستا که کتاب «وندیداد» نام دارد و حاوى احکام شریعت زرتشت است مراجعه کرد. وندیداد در اصل «وى – یو داد» به معناى قانون ضد دیو است، گویا مقصود از این عنوان آن است که قوانین آن ضد پلیدى‏ها، بدی‏ها و بزه‏هاست.

از مهم‏ترین مجازات‏هاى تجویز شده در وندیداد کیفر «تازیانه» است. در دین زرتشت انسان وقتى از قول و قرار و تعهد خود تخلف ورزد، دیومیترا در وى نفوذ کرده، او را به نقض قول و عهد شکنى وامى‏دارد و این اعمال مانند آن است که از دیو سر زده باشد و این دیو است که باید به کیفر برسد و چون کیفر حبس و اعدام در دیو بى‏اثر است، باید به‏وسیله تازیانه مجازات شود تا زجر کشیده و از تن گناه‏کار بیرون رود و به همین دلیل تازیانه وسیله عمومى مجازات در وندیداد است.1

در عین حال در مواردى چند، مجازات اعدام نیز وضع شده است که به دو نمونه اشاره می‏شود:

1 – براى ترک ازدواج – بدون زن وخانواده و فرزند ماندن – مجازات اعدام تعیین شده است.

2 – کسى که میت را بدون دانستن آیین مربوط به آن غسل دهد مجازات اعدام، آن هم با زجر در انتظارش خواهد بود.

در بند 49 از یکى از باب‏هاى وندیداد در جواب این سؤال که: اى دادار سزاى آن‏که شریعت نیاموخته غسل دهد چیست؟ آمده: «پس اهورا مزدا گفت: مزدا پرستان با زنجیر او را ببندند … لباسش را بکنند وسرش را پوست تا پوست ببرند و بدنش را به مخلوق لاشخور … بدهند».2

در عین حال، مجازات اعدام موجود در اوستا و مذهب زرتشت کم‏تر از آن‏چه در مذهب یهود مطرح است می‏باشد، ولى ویل دورانت بر خلاف این نظر معتقد است که:

«کیفر گناهان جسمانى در شریعت زرتشت، مانند شریعت یهودى بسیار سخت بود. استمنا با دست را با شلاق زدن مجازات مى‏کردند. کیفر لواط و زنا آن بود که زن یا مردى را که مرتکب چنین گونه اعمال مى‏شدند، بکشند؛ زیرا از مار خزنده و گرگ زوزه کش بیش‏تر مستحق کشتن هستند… زنان شوهردار یا دوشیزگان را که از راه زنا باردار مى‏شدند و درصدد سقط جنین بر نمی‏آمدند ممکن بود ببخشند، چه بچه انداختن در نظر ایشان بدترین گناه بود و مجازات اعدام داشت».3

—————————————————-

١-. ویل دورانت، همان، ج‏4، ص‏1043.

2. همان، ص‏1044.

3. ر. ک: ویل دورانت، همان، ج‏4، ص 1046 – 1055.

———————————————–

گرچه بعضى از مجازات‏هاى سنگین در اوستا ذکر شده است، ولى در نهایت، چه از حیث کمى و چه کیفى به مجازات‏هاى مذکور در تورات نمى‏رسد و ذکر این نکته نیز لازم است که باید بین مجازات‏هاى عهد ساسانى که پیرو مذهب زرتشت بوده و مجازات‏هاى مقرر در مذهب زرتشت، تفکیک قائل شد و مجازات‏هاى مقرر در عهد ساسانى را به حساب زرتشت و اوستا نگذاشت.

4 دین اسلام

در دین اسلام همانند ادیان دیگر آسمانى مجازات اعدام در مواردى مقرر شده است. یکی از جاهایی که مجازات اعدام مقررشده است ، در قتل عمدى شخصى می باشد که مستحق قتل نیست .

بنابر آیه شریفه «انّ النفس بالنفس»1 ؛ «جان در مقابل جان»

و «فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم»2 «و اگر کسى تجاوزى بر شما روا داشت شما هم به همان اندازه وى را مورد تجاوز قرار دهید»

و «ولکم فى القصاص حیاة یا اولى الالباب»3 «و اى صاحبان خرد براى شما در قصاص، حیات و زندگى است»، قصاص قرار داده شده و بدین ترتیب در صورت وجود اولیاى دم و درخواست آنان چنین حکمى صادر و اجرا خواهد شد.

در عین حال، چنین حکمى را نباید از احکام آمره پنداشت، بلکه اولیاى دم مى‏توانند در مقابل گرفتن عوض و یا بدون عوض، جانى را مورد عفو و بخشش قرار دهند، حتى در آیاتى از قرآن که حکم قصاص مطرح شده‏است بلافاصله شارع اولیاى دم را توصیه به عفو کرده است.4

در جرایم دیگری نیز حکم اعدام در اسلام پیشبینی شده است که در ذیل به برخی از آنها ( نقل از لمعه دمشقیه شهید اول ) اشاره می شود :

١ زنای مرد محصن یا زن محصنه که مجازات آن سنگسار است .

٢ زنای به عنف که مجازات آن قتل زانی اکراه کننده است.

٣ زنای با محارم نسبی که مجازات آن قتل است.

۴ زنای با زن پدر که مجازات آن قتل زانی است.

۵ زنای غیر مسلمان با زن مسلمان، که مجازات آن قتل زانی است.

۶ در زنای جلدی اگر حد جاری شده باشد و باز تکرار شود در مرتبه چهارم مجازات آن قتل است.

٧ لواط که مجازات آن برای فاعل و مفعول کشتن با شمشیر یا خراب کردن دیوار بر سر او یا پرتاب کردن از مکان بلند یا سنگسار کردن یا سوزاندن است.

——————————————————————————————————————

1. مائده آیه 45. 2. بقره آیه 194.

3. همان، آیه 179. 4. همان، آیه 28.

—————————————————————————-

٨ در تفخیذ اگر حد جاری شود و باز تکرار شود در مرتبه چهارم ( بعضی ها گفته اند در مرتبه سوم ) مجازات آن قتل است.

٩ مساحقه اگر حد جاری شود و باز تکرار شود در مرتبه چهارم مجازات آن قتل است.

١٠ قذف اگر حد جاری شود و باز تکرار شود در مرتبه چهارم مجازات آن قتل است

١١ دشنام به پیامبر(ص) یا امامام معصوم(ع) که مجازات آن قتل است .

١٢ ادعای پیامبری که مجازات آن قتل است .

١٣ تردید در پیامبری حضرت محمد (ص)، در صورتی که بر ظاهر اسلام باشد، که مجازات آن قتل است .

١۴ جادو گر، اگر مسلمان باشد ، که مجازات آن قتل است.

١۵ نسبت زنا دادن به مادر پیامبر اسلام که مجازات آن قتل است .

١۶ در شرب خمر اگر حد جاری شود و باز تکرار شود در مرتبه سوم ( بعضی ها گفته اند در مرتبه چهارم ) مجازات آن قتل است.

١٧ مسلمانی که شراب خواری را حلال بشمارد ، اگر مرتد فطری باشد ، کشته می شود.

١٨ مسلمانی که خرید و فروش شراب را حلال بشمارد ، توبه داده می شود. اگر خود داری کرد کشته می شود .

١٩ اگر کسی چیزی را که مسلمانان اتفاق بر حرمت آن دارند ( مردار ، خون ، گوشت خوک ) را حلال بداند اگر بر فطرت اسلام بدنیا آمده باشد ، کشته می شود .

٢٠ در سرقت اگر حد جاری شود و باز تکرار شود در مرتبه چهارم ، مجازات آن قتل است.

٢١ محاربه که مجازات آن کشتن یا به دار آویختن است .( در قوانین جزایی ایران مصادیق فراوانی برای آن ذکر شده است).

٢٢ در ارتداد اگر مرتد ، مرتد فطری باشد، مجازاتش قتل است .

شیوه هایاجرای اعدام در اسلام عبارت اند از :

١ سنگسار

٢ قطع سر باشمشیر.

3- آتش زدن.

4- صلب.

5- خراب کردن دیوار بر مجرم.

6- پرتاب کردن از بلندی با دست و پای بسته.

لازم به ذکر است که از شش شیوه اجرای مجازات اعدام، فوق فقط یک مورد در قرآن آمده است که مجازات صلب می باشد(سوره مائده ، آیه 33) و همچنین در قرآن واژه قتل ( سوره مائده ، آیه 33) هم به صورت مطلق بیان شده است.

در مورد جرایمی که مجازات آن اعدام می باشد هم باید بیان نمود که از بیست دو مورد ذکر شده در بالا فقط یک مورد آن در قرآن آمده است که جرم محاربه و افساد فی الارض(سوره مائده ،آیه 33) است.

بقیه موارد (5 مورد دیگر نوع اعدام و 21 مورد جرایمی که مجازات آن اعدام است) در روایات و احادیث آمده است که برخی از این احادیث مورد اختلاف بین فقها و مراجع می باشد.

گفتار سوم

مجازات اعدام در مکاتب

در این گفتار سعی می شود به اختصار مجازات اعدام را در مکاتب مختلف برسی نماییم.

1- مکتب کلاسیک:

مکتب کلاسیک ( نظریه پردازانی چون ژان ژاک روسو ، بکاریا و بنتام ) در مواردی خاص مجازات اعدام را تأیید کرد ، ولی در نهایت به دنبال تعدیل مجازات ها و جایگزین کردن زندان ها بوده وبه مجازات های خشن تاخته است .

2- مکتب عدالت مطلق:

مکتب عدالت مطلق ( نظریه پردازانی چون کنت و ژوزف دومیستر ) به صورتی مطلق با این مجازات برخورد کرده و آن را در صورت لزوم ، اجتناب ناپذیر دانسته اند .

3- مکتب اثباتی :

مکتب اثباتی (نظریه پردازانی چون لمبروزو ، انریکو فری و گاروفالو ) به جای مجازات ، اقدامات تأمینی را برای درمان مجرمین که بیمار اجتماعی بودند و بدون اراده بدین سوی کشیده شدند، مطرح کرد ، گرچه در مواردی خاص نیز بنیان گذاران این مکتب مجازات اعدام را پذیرفته اند.

4- مکتب دفاع اجتماعی:

مکتب دفاع اجتماعی ( نظریه پردازانی چون آدولف پرن ، گراماتیکا و مارک آنسل ) مجازات اعدام را مورد هجوم شدید قرار داده و به طور مطلق چنین مجازاتی را وحشیانه و غیر منطقی به حساب می آورد .

گفتار چهارم

وضعیت مجازات اعدام در کشور های مختلف جهان

در این گفتار به یک برسی آماری از وضعیت مجازات اعدام در قاره ها مختلف بسنده می کنیم و در پایان برسی هر قاره وضعیت اعدام در چند کشور از آن قاره را به طور مثال ذکر می کنیم و از ذکر نام همه کشور ها خودداری می کنیم .

ابتدا چون وضعیت اعدام در قاره ها بر اساس یک سری از رنگ ها تقسیم بندی شده است به راهنمای این رنگاه می پردازیم:

رنگ آبی: کشور هایی که در آنها مجازات اعدام به طور کلی حذف شده است.

رنگ زرد: کشور هایی که هنوز مجازات اعدام در آنها وجود دارد ولی تا 10 سال پیش اعدامی از آنها گزارش نشده است .

رنگ سبز : کشور هایی که مجازات اعدام در آنها برای تمام جرایم، به جز حرایم تحت شرایط خاص حذف شده است

رنگ قرمز : کشور هایی که در آنها مجازات اعدام وجود دارد.

قاره آفریقا: (55 کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

آفریقا

درصد

5/15

2/30

0

3/58

فراوانی

15

19

0

21

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور آفریقایی را ذکر می کنیم :

آبی: 1- لیبریا 2- سنگال 3- نامیبیا 4- روآندا 5- آفریقای جنوبی.

قرمز: 1- کامرون 2- زیمبابوه 3- سودان 4- لیبی 5- نیجریه .

سبز: —-

زرد:1- الجزایر 2- کنگو 3- مراکش 4- تونس 5- تانزانیا .

قاره آسیا: (49 کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

آسیا

درصد

3/11

46

2/18

4/19

فراوانی

11

29

2

7

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور آسیایی را ذکر می کنیم :

آبی: 1- ارمنستان 2- ترکمنستان 3- آذربایجان 4- کامبوج 5- فیلیپین.

قرمز: 1- ایران 2- چین 3- فلسطین 4- لبنان 5- ژاپن .

سبز: 1- اسراییل 2- قرقیزستان.

زرد: کره جنوبی 2- مالدیو 3- سری لانکا 4- برنئی 5- برمه .

قاره اروپا : (50 کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

اروپا

درصد

4/46

6/1

1/9

3/8

فراوانی

45

1

1

3

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور اروپایی را ذکر می کنیم:

آبی: 1- فرانسه 2- آلمان 3- ایتالیا 4- اسپانیا 5- سوئیس 6- انگلستان 7- هلند 8- سوئد.

قرمز : 1- بلاروس.

سبز : 1- لتونی.

زرد : 1- روسیه 2- ترنس نیستریا 3- جمهوری ترکیه از قبرس شمالی

آمریکا شمالی و کارائیب: (25 کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

و کارائیب

درصد

3/10

6/20

1/9

8/2

فراوانی

10

13

1

1

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور اروپایی را ذکر می کنیم:

آبی: 1- کاندا 2- مکزیک 3- پاناما 4- نیکاراگوئه 5- هندوراس .

قرمز : 1- کوبا 2- جامایکا 3- گواتمالا 4- ایالات متحده آمریکا ( البته در بعضی از ایالت ها اعدام وجود ندارد و در برخی هم محدود به جرم قتل با شرایط ویژه خاص است )

سبز : 1السالوادور .

زرد : 1- گرنادا.

قاره اقیانوسیه: (16کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

اقانوسیه

درصد

3/11

0

2/18

3/8

فراوانی

11

0

2

3

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور اقیانوسیه ای را ذکر می کنیم:

آبی: 1- استرالیا 2- نیوزیلند 3- جزایر مارشال 4- جزلیر سلیمان 5- نائو.

قرمز : 0.

سبز : جزایر کوک 2- فیجی .

زرد : 1- تونگا 2- پاپوا گینه نو 3- نائورو .

آمریکای جنوبی: (12 کشور)

قاره

آبی

قرمز

سبز

زرد

آمریکای جنوبی

درصد

2/5

6/1

5/45

8/2

فراوانی

5

1

5

1

در ذیل برای هر رنگ به عنوان نمونه چند کشور آمریکای جنوبی را ذکر می کنیم:

آبی : 1- کلمبیا 2- اکوادور 3- ونزوئلا 4- پاراگوئه 5- اروگوئه.

قرمز : 1- گویان.

سبز : 1- آرژانتین 2- برزیل 3- شیلی 4- پرو 5- بولیوی .

زرد : 1- سورینام.

به طور کلی وضعیت مجازات اعدام در تمام کشور های جهان را می توان به صورت ذیل ترسیم نمود :

رنگ کشور ها

فراوانی

درصد

آبی

97

47

قرمز

63

4/30

زرد

36

4/17

سبز

11

3/5

جمع

207

100

(منبع جداول و آمارار ذکر شده سایت ویکی پدیا )

فصل دوم

نگا هی بر شیوه های اجرای اعدام


شیوه های اعدام

مجازات مرگ موضوعی است که فعالین حقوق بشر را در سالهای اخیر به خود مشغول کرده است و فعالیت های زیادی در سراسر جهان برای توقف این شکل از مجازات در حال انجام است. در حال حاضر بیش از 97 کشور به طور کامل این مجازات را حذف کرده اند و برخی دیگر از کشورها نیز با تغییر قوانین این مجازات را تنها در شرایط خاص و برای جرائم خاصی اجرا می کنند. اما هنوز نزدیک به 63 کشور در جهان از مجازات مرگ به طور مستمر برای مجازات محکومان استفاده می کنند که در این میان سهم کشورهای عربی و ایران (به همراه چین) در اجرای مجازات مرگ بیش از سایر کشورهاست.

در کنار مبارزات فعالین حقوق بشر برای حذف مجازات مرگ بخشی از مبارزه آنها برای انسانی کردن شکل این مجازات ها نیز هست چرا که در بسیاری از کشورها هنوز از روشهای خونین و دردناکی برای اجرای این شکل از مجازات استفاده می شود. روشهایی همچون سنگسار، دارزدن و گردن زدن در بسیاری از کشورهایی عربی و ایران هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.

شیوه های اعدام که در دنیا مرسوم بوده و هست عبارتند از :

١ صندلی الکترونیکی

٢ تزریق مرگبار

٣ گاز مرگبار

۴ دار زدن

۵ سر بریدن

۶ سوزاندن

٧ سنگسار

٨ خراب کردن دیوار بر روی مجرم

٩ پرت کردن از بلندی

١٠ صلب

١١تیر باران

12- ساتی

13- شمع آجین

در ذیل به برسی این شیوه ها می پردازیم:

گفتار اول

صندلی الکترونیکی

1- تاریخچه صندلی الکتریکی:

1881: دکتر Albert Southwick دندان پزشک و مهندس سابق کشتی بخار , درBuffalo, New York یک روز دید که چگونه فردی که در اثر نوشیدن مشروبت الکلی مست بود در اثر لمس کردن یک ژنراتور برق کشته شداو متعجب شد که آن فرد چه قدر سریع و بدون درد کشته شد و با خودش فکر کرد روش خوبی برای اعدام افراد پیدا کرده است. او این موضوع را با یکی از دوستانش که نفوذ زیادی در دولت داشت به نام سناتور David McMillan در میان گذاشت.سناتور که فکر میکرد این روش بی درد میتواند در مقابل کسانی که خواستار منسوخ شدن مجازات اعدام هستنند، بایستد این موضوع را با فرماندار David B. Hill در میان گذاشت. Hill هم از شورای قانون گذاری ایالتی خواست تا راه جدید اعدام ا که شاید جای چوبه دار را بگیرد بررسی کنند. راهی که به نظر آنها راهی انسان دوستانه برای اعدام مجرمین بود و این فکر اولیه اختراع صندلی الکتریکی بود.

در همین سال گروهی ار طرف شورای قانون گذاری ایالتی برای بررسی انسان دوستانه‌ترین روش اعدام انتخاب شد.که آنها باید روش های مختلف اعدام و همجنین مزایا و معایب آنها را بررسی و به شورای قانون گذاری ایالتی گزارش میدادند.

1888: Elbridge T. Gerryو Dr. Southwick و Matthew Hale ماموریتشان را که به آن ها محول شده بود انجام دادند.در این گزارش راههای مختلف اعدام و همچنین اعدام توسط جریان برق و امتیازات این روش بررسی شده بود ولی هنوز هیچ گونه آزمایشی انجام نشده بود.

4/6/1888: مجلس قانون گذاری New York مرگ بوسیله جریان برق را تصویب کرد. انجمن Medico-Legal در New York مامور شد که راهی را برای اعدام بوسیله جریان برق پیشنهاد بدهد.

1893: اولین فرد محکوم به اعدام با صندلی الکتریکی نیز William نام داشت.William Taylor در این سال اعدام شد و در اعدام او نیز نقصی بوجود آمد.او هم وقتی جریان برق به او وصل شد نمرد و بعد از قطع برق جلاد فهمید ولتاژ کافی نبوده.آنها William Taylor را روی تخت گذاشتند و با کلوروفرم و مورفین او را زنده نگاه داشتند.یک ساعت و نه دقیقه بعد آنها دوباره او را روی صندلی نشاندند و این بار ولتاژ قوی تری به او وصل کردند و او این بار مرد.

در سال 1896 ایالت Ohio نیز این نوع اعدام را پذیرفت.در 1898Massachusetts هم این روش را اجرا کرد. 1906 در New Jersey 1908درVirginia و1910 در North Carolina و بزودی در بیش از بیست ایالت این قانون به اجرا در آمد.

1899: اولین زنی که توسط صندلی الکتریکی اعدام شد Martha M. Place نام داشت که در زندان sing sing حکمش اجرا شد.او به خاطر قتل دختر خوانده اش به اعدام محکوم شده بود.یکی از شاهدان میگوید او در حالی که لباسی سیاه به تن داشت و یک الکترود به سرش و دیگری به پایش وصل بود اعدام شد.در ضمن دکتری که باید مرگ او را تایید میکرد هم یک زن بود

1990:این بار بدترین اتفاق از ابتدای استفاده از صندلی تا کنون رخ داد.وقتی که حکمJoseph Tafero در فلوریدا اجرا شد. به گفته شاهدین دود و شعله آتش از سر معدوم که با چشم بند و کلاه پوشیده شده بود بلند شد.وقتی شعله‌های دوازده اینچی از دو طرف سر او بلند شد جریان برق را قطع کردند.Tafero به سختی چند نفس عمیق کشید و رییس زندان دستور داد که جریان برق را دوباره و سه باره به او وصل کنند تا اینکه او کشته شد. ظاهرا مجری اعدام با هدف خاصی اسفنج خیسی را که باید بر سر معدومین بگذارند را بدون اینکه خیس کند بر روی سر Tafero گذاشته بود.

2- طرز کار صندلی الکتریکی:

بعد از این که مجرم را به اتاق اعدام آوردند او را بر روی صندلی الکتریکی بوسیله نوارهای چرمی که از قفسه سینه٬ران٬ پاها و بازوهای متهم میگذرد محکم میبندند.بعد دو الکترود مسی اضافه میشود.یکی از این الکترود ها را به یکی از پاهای مجرم که قبلا تراشیده شده میبندند.الکترود مسی دیگر را به نوعی کلاه خود که روی سر مجرم گذاشته میشود وصل میکنند.سر و پای مجرم را به خاطر اینکه گذر جریان الکتریکی راحتتر باشد میتراشند.البته قبل از آن الکترود ها را با آب شور یا نوعی ژله مخصوص مرطوب میکنند تا هم جریان راحت تر عبور کند و هم از آتش گرفتن جلوگیری کند. بعد از آن صورت مجرم را بوسیله پارچه سیاه یا یک تکه چرم میپوشانند.بعضی مواقع روی مجرم را نیز بوسیله یک پارچه میپوشانند. سپس جلاد دکمه‌ای را که بر روی تابلو کنترل قرار دارد فشار میدهد تا شک اول را به مجرم وارد کند.ولتاژی حدود 1700 تا 2400 ولت که حدود سی ثانیه تا یک دقیقه به او وصل میشود.که زمان ومقدار ولتاژ به صورت خودکار تنظیم میشود.البته جریان باید زیر 6 amps باشد تا بدن مجرم نپزد. معمولا دود از سر و پای مجرم که الکترود به آن وصل است بلند میشود.بعد از آن دکتر بالای سر او میرود تا از مرگ وی مطﻤﺌﻦ شود(این کار در بعضی از ایالات به طور خودکار انجام میشود).اگر مجرم نمرده بود شک بعدی را این بار قوی تر وارد میکنند.سومین وچهارمین شک نیز در صورت لزوم داده میشود .به طور متوسط این کار دو دقیقه طول میکشد و معمولا دو بار شک میدهند.اولین شک که معمولا یک دقیقه طول میکشد مغز و سیستم عصبی بدن را از بین میبرد و همچنین باعث فلج شدن اکثر ماهیچه‌های بدن میشود.در مدت عبور جریان از بدن تمامی ماهیچه ها منقبض میشوند.این اتفاق عملا تنفس و ضربان قلب را متوقف می‌کند.شک دوم نیز همین عواقب را به دنبال دارد. بعد از اعدام دمای بدن فرد حدود 60 درجه سانتی گراد میشود.این دما باعث از بین رفتن پروتیین های بدن وپختن بعضی از ارگان ها میشود.واکنش فیزیکی بدن در مقابل این درجه حرارت و عبور جریان عبارت اند از بالا و پایین شدن شدید قفسه سینه٬صدای خرخر حنجره٬کف کردن دهان و بالا آورن خون٬سوختن مو و پوست و در آخر بیرون آمدن مدفوع از بدن. بعد از این که بدن خنک شد آن را کالبد شکافی میکنند.البته به نظر برخی از دکترها در اکثر مواقع مغز نیز در این فرایند پخته میشود. طبق گفته قاضی Brennan بعضی مواقع کره چشم فرد معدوم از حدقه بیرون میزند و به روی گونه اش میپاشد.در اکثد اوقات پوست بدن قرمز تیره میشود و بعضی از اعضای بدن آماس می‌کند و پوستش کشیده میشود.بعضی اوقات نیز سر یا جاهای دیگر مجرم آتش میگیرد و طبق شهادت شاهدین اکثرا بوی سوختگی درسراسر اتاق اعدام میپیچد. خیلی از پزشکان معتقدند که مجرم تمامی این وقایع را احساس می‌کند و Harold Hillman میگوید احساس مجرم مانند احساس کسی است که در قرون وسطی او راشلاق میزدند سپس در روغن جوشان می انداختند.چون تمام عضلات معدوم منقبض میشود او نمیتواند فریاد بزند.Willie Francis هفده ساله که در سال 1946 از اعدام جان سالم بدر برد میگوید “در دهانم مزه کره بادام زمینی احساس کردم.سر و پای چپم به شدت میسوخت و من در مقابل فقط میتوانستم بالا و پایین بپردم”البه یک سال بعد او را با موفقیت اعدام کردند. 1

دیوان عالی ایالت نبراسکای آمریکا تنها ایالتی که در آن اعدام با استفاده از صندلی الکتریکی، روش اصلی اعمال مجازات مرگ است ادامه این روند را ممنوع اعلام کرد.

بعد از چند دهه چالش و انتقاد از روش اعدام با صندلی الکتریکی به عنوان یک مجازات وحشیانه سرانجام دیوان عالی ایالتی نبراسکا اعدام به این روش در این ایالت را رسماً پایان داد و اعلام کرد که اعمال این روش برابر با شکنجه بوده و خلاف قانون اساسی آمریکاست.

نبراسکا تنها ایالت آمریکا بود که اعدام با استفاده از صندلی الکتریکی را اجرا می‌کرد و این روش را به عنوان تنها راه اعدام مجرمین برگزیده بود.

قاضی «ویلیام کانلی» در حکم خود نوشت: زندانیان محکوم نباید برای مرگ شکنجه ببینند و مهم نیست که جرم آنها چه باشد.

۹ایالت دیگر آلاباما، آرکانزاس، فولوریدا، ایلینونر، کنتاکی، اوکلاهاما، کارولینای جنوبی، تنسی و ویرجینا هنوز هم اعدام با استفاده از صندلی الکتریکی را به عنوان یک گزینه اعدام برای متهم در قوانین خود دارند اما استفاده از ترزیق مرگ‌آور معمول‌ترین روش اعمال اعدام در ۳۶ ایالت دیگر آمریکاست.

«دریل هولتون» آخرین نفری بود که در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۷ در ایالت تنسی با روش صندلی الکتریکی اعدام شد.

وی در سال ۱۹۹۷ به قتل ۴ کودک اعتراف کرده بود و به جای تزریق مرگبار صندلی الکتریکی را به عنوان روش اعلام خود برگزیده بود.

1. http://inventors.about.com/library/weekly/aa102497.htm

———————————————————————

گفتار دوم

تزریق مرگبار

تزریق کشنده به کشتن افراد از طریق تزریق بیش از حد دارو یا سم گفته می‌شود این روش بیشتر به عوان نوعی از اعدام استفاده می‌شود ولی گاهی اوقات از آن در اتانازی نیز استفاده می‌شود. این روش به عنوان جانشین روش‌های دیگر اعدام از جمله تیربارن و دار زدن و خفگی با گاز،با عنوان روش انسانی تر مطرح شده‌است

تاریخچه

تاریخچه پیشنهاد تزریق مرگبار به عنوان نوعی از اعدام به اواخر قرن نوزدهم برمی گردد.آلمان نازی در دوره جنگ جهانی دوم از این روش بصورت گسترده در کنار روش‌های دیگر کشتار استفاده می‌کردند

روش

مواد سدیم ساپیونتال(داروی بیوش کننده)،پانکرودیم برمید(فلج کننده وباز دارنده تنفس)،و پتاسیم کلرید (باز دارنده ضربان قلب ) به ترتیب به فرد اعدامی تزریق می‌شود. یک دستگاه ثبت ضربان قلب به شخص اعدام شونده متصل می‌باشد تا زمان مرگ مشخص شود.

مخالفان:

مخالفان استفاده از این روش معتقدند هستند که این روش همیشه کم درد نمی‌باشد و در برخی مواردآسیب‌های جسمانی و ذهنی فروانی به همراه دارد.سازمان عفو بین الملل ، پزشکان و پرستاران که دراین اقدام همکاری می‌کنند راناقض سوگند نامه پزشکی خود خوانده است. یک پژوهش منتشر شده در آمریکا نیز نشان می‌دهد که درصد میزان تأثیر ماده بیهوش کننده متناسب با وزن و قد افراد تغییر می‌کند ودر نتیجه برخی از افراد سنگین وزن ممکن است تا پایان مرحله اعدام بیهوش نشوند ودرد داشته باشند. برخی از افراد پیشنهاد دادند که تنها از ماده بیهوش کننده به جای ترکیب سه ماده استفاده شود ولی مسئولین امر با رد این موضوع اعلام کردند که درصورت استفاده از یک ماده ممکن است اعدام ۴۵ دقیق طول بکشد درحالی که متوسط زمان اعدام بوسیله تزریق سه ماده تنها ۱۱ دقیقه می‌باشد.

طرفداران:

برخی ازمقامات قضایی آمریکا معتقدند که این روش انسانی ترین روش اعدام در بین روش‌های موجود می‌باشد مقامات قضایی جمهوری خلق چین ضمن تآکید به استفاده هرچه بیشتر از این روش اعلام کردند که این روش انسانی تر از روش معمولی اعدام درچین یعنی تیر باران باشد1

1.http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C_

———————————————————————————————-

اعدام از طریق تزریق مواد مرگبار ممنوع :

اعدام از طریق مواد مرگبار در ایالت فلوریدای امریکا پس از اینکه مرگ یک قاتل با این روش 34 دقیقه به طول انجامید و به تزریق دوز دوم داروی مرگبار کشید به تعلیق درآمد.
چند ساعت پس از این اتفاق، در کالیفرنیا یک قاضی دستور داد اعدام از طریق تزریق مواد به دلیل اجرای بسیار ضعیف آن توسط نیروهایی که آموزش کافی ندیده اند متوقف شود زیرا منجر به انجام عملی ظالمانه و عذاب آور علیه مجرمان می شود.
مدتی بیش از دو برابر میزان معمول 15 دقیقه یی، یعنی 34 دقیقه طول کشید تا آنجل دیاز پنجاه و پنج ساله که به دلیل قتل صاحب یک کافه در سال 1979 به اعدام محکوم شده بود پس از تزریق وریدی مواد کشنده به بازویش بمیرد و حتی گروه انجام این تزریق مجبور شد برای دومین بار میزان جدیدی از دارو را به او تزریق کند. دکتری که عمل تزریق را انجام داد از بیان اینکه آیا او پیش از مرگ زجر کشیده یا نه، خودداری کرد اما وکیل دیاز اعلام کرد که وی تا بیست دقیقه پس از انجام تزریق حرکت می کرده و سعی داشته کلماتی به زبان بیاورد.

فلوریدا از سال2000 با این اعتقاد که شیوه انسانی تری برای اعدام انتخاب می کند، با کنار گذاشتن صندلی الکتریکی به استفاده از تزریق مواد کشنده برای اعدام روی آورد. پیش از آن در دو مورد جداگانه اعدام با صندلی الکتریکی شعله های آتش از سر محکومان برخاسته بود و این باعث شده بود که آن شیوه اعدام ناعادلانه ارزیابی شود.

مخالفان محکوم کردن مجرمان به مجازات مرگ اساس قانونی تزریق مواد سمی برای اعدام متهمان در ایالات امریکا را به چالش می طلبند. 6 ایالت تا به حال تزریق مواد کشنده را تا انجام تحقیقات در مورد آنچه در فلوریدا رخ داد معلق یا متوقف کرده اند، در حالی که طی 30 سال گذشته 84 درصد اعدام ها در امریکا با این روش انجام شده اند. جیمی فلنر ناظر حقوق بشر این پروسه را به طرز باورنکردنی ظالمانه شمرد: «پس از اتفاقاتی که در پروسه اعدام تاکنون رخ داده، ایالات دیگر نمی توانند با روش های جاری خود زندانیان را اعدام کنند چرا که این شیوه دردناک و زجرآور است.».

مقامات چین اعلام کرده اند که از این پس، زندانیان محکوم به اعدام تیرباران نمی شوند بلکه با تزریق مایع مرگ آور کشته خواهند شد.

روند اعدام در سالهای اخیر در چین معمولا به این شکل بوده است که فرد متهم بعد از محاکمه و محکوم شدن به مرگ در عقب یک وانت در سطح شهر گردانده می شود و نهایتا با شلیک یک گلوله به سرش در ملا عام اعدام می شود.

حرکت به سوی مرسوم کردن اعدام با استفاده از تزریق مرگبار، از 10 سال پیش در چین آغاز شده است، اما جیانگ شینگ چانگ، قائم مقام دادگاه عالی خلق می گوید اکنون این روند تسریع می شود و تزریق مرگبار به عنوان شیوه اصلی اعدام در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

او می گوید که استفاده از این روش، انسانی تر است، اما تزریق مرگبار دقیقا به این دلیل که گفته می شود روشی بی رحمانه است، در دادگاههای آمریکا با مخالفت روبرو شده است.

اجرای حکم اعدام در چین به تنهایی، از مجموع کلیه کشورهای دیگر جهان بیشتر است.1

گفتار سوم

اعدام بوسیله گاز مرگبار

در این روش محکوم به مرگ ، درون اتاق مخصوص ، به صندلی بسته میشود . کف اتاق محفظه ایست که درون آن قرصهای سیانید پتاسیم (KCN) قرار میگیرد . اعدام کننده ها سه نفر هستند و هر یک کلیدی را میزنند و در نهایت با زدن کلید سوم ، اسید سولفوریک از طریق لوله ای که به محفظه متصل است ، وارد ظرف حاوی قرصهای سیانید شده و گاز مرگبار سیانید هیدروژن تولید میشود :

2KCN(s) + H2SO4(aq) → 2HCN(g) + K2SO4

قبل از اعدام به شخص گفته میشود که با شروع اعدام چند نفس عمیق کشیده تا سریعتر از هوش برود و درد کمتری را تحمل کند . بعد از تمام شدن اعدام از گاز آمونیاک برای تمیز کردن اتاق گاز استفاده میشود : HCN + NH3 → NH4 + CN2

———————————————————————————————–

1.سایت بی بی سی.

2. http://www.clarkprosecutor.org/html/death/methods.htm

——————————————

گفتار چهارم

دار زدن

یکی از روش‌های اعدام است که باعث شکستن ستون فقرات و گردن و در نتیجه آسیب شدید بصل النخاع میشود و موجب ایست دستگاه تنفسی بدلیل فلج شدن ششها میشود. البته اگر طول طناب کم انتخاب شده باشد، شکستن گردن اتفاق نمی‌افتد و وی با خفه‌شدن کشته می‌شد و در حالتی که طول طناب بسیار زیاد باشد،‌ سر از بدن جدا خواهد شد.

روش های دار زدن محکومین در ایران و جهان

با توجه به اینکه این روزها دارزدن محکومان در ایران بسیار متداول شده است

برای اینکه بتوانیم دارزدن در ایران را بررسی کنیم در ابتدا بهتر است که نگاهی به روشهای موجود دار زدن در جهان بیندازیم. روش های اصلی دار زدن در جهان را می توان بدین گونه دسته بندی کرد :

روش سقوط کوتاه یا بدون سقوط : که در آن محکوم ارتفاع کمی را سقوط می کند. در این روش به خاطر وزن بدن که به صورت معلق قرار گرفته است طناب دور گردن محکوم سفت می شود و با فشار به گردن فرد وی را خفه می کند. معمولا در این روش مرگ بر اثر خفگی یا قطع شریان حیاتی رخ می دهد و به این خاطر مرگ آنی نخواهد بود ومحکوم تا زمانی که از هوش برود و بمیرد مدتی را درد می کشد. برای اجرای این روش معمولا طول طناب کوتاه است و در زیرپای فرد چرخ قرار می دهند و یا وی را بر روی یک چهارپایه قرار می دهند و بعد آن را از زیر پای فرد خارج می کنند.

روش معلق کردن: در این روش محکوم به جای آنکه سقوط کند توسط یک وسیله و یا ماشین به بالا کشیده می شود. در این روش معمولا از جرثقیل و یا قرقره برای بالا کشیدن محکوم استفاده می شود. این روش اگر به صورت سریع انجام شود ممکن است مرگ بر اثر شکستگی گردن باشد ولی عموما مرگ بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی فرد می باشد و معمولا فرد تا زمان مرگ که مدتی به طول می انجامد در بین زمین و آسمان دست و پا می زند.

پیش از این در آمریکا از این روش به این شکل استفاده می شد که طناب را از یک قرقره عبور می دادند و سر دیگر طناب را به شی سنگینی متصل می کردند و در زمان اجرای حکم شی سنگین را رها می کردند تا سقوط کند و فرد را به شدت به بالا می کشید. بدین ترتیب مرگ در اثر شکستگی گردن رخ می داد.

روش سقوط استاندارد: در این روش محکوم که طناب به دور گردن وی آویخته شده است از ارتفاع مشخصی که معمولا چیزی در حدود 1.5 تا 4 متر است سقوط می کند.این روش ، درواقع همان سقوط کوتاه است که اندکی پیشرفته تر شده است اما با این حال هنوز این ارتفاع از طناب منجر به شکستن گردن افراد نمی شود و در اکثر موارد در این روش نیز فرد بر اثر قطع شریان حیاتی و یا خفگی جان می دهد. گاها بلند بودن زیاد طناب نیز منجر به قطع گردن افراد می شود. نمونه ای از این اتفاق در مورد اوا دوگان الوین آخرین زنی که در ایالت آریزونا در سال 1928 به دار آویخته شد رخ داد و در هنگام اجرای حکم گردن وی ناگهان از بدنش قطع شد و در سالهای اخیر نیز اتفاق مشابهی برای برزان تکریتی برادر ناتنی صدام رخ داد و وی نیز در حین اعدام سرش از تنش جدا شد.

روش سقوط بلند یا مشخص: در این روش میزان سقوط فرد براساس وزن و قد و فیزیک فرد محاسبه می شود تا سقوط منجر به شکستن گردن وی شود. این روش در واقع برای رفع مشکلات روش سقوط استاندارد توسط ویلیام ماروود درسال 1872 ابداع شد. این روش دارزدن را کمی انسانی تر می کند و می تواند مرگ را برای محکوم کمی آسان ترکند. در این روش ارتفاع سقوط به شکلی انتخاب می شود که بر اثر سقوط گردن محکوم شکسته و بر اثر قطع نخاع فرد بیهوش شده و با مرگ سریع بمیرد.

برای این روش در ابتدا جدولی از وزن و طول طناب ابداع شد که بر اساس وزن محکوم طول سقوط را مشخص می کردند کم کم با گذشت زمان این جدول تغییراتی کرد و فاکتورهای دیگری نیز در انتخاب ارتفاع سقوط وارد شدند تا این اطمینان حاصل شود که مرگ فرد بر اثر سقوط از آن ارتفاع تنها منجر به شکستگی گردن وی شود

. در حال حاضر در اجرای این روش علاوه بر انکه ارتفاع سقوط را بر اساس وزن و قد محاسبه می کنند. بلکه مسائل مانند بیماری مفاصل و سایر مشکلات فرد را نیز بررسی کرده و سپس مشخصات سقوط را برای فرد تخمین می زنند. برای اینکار در کشورهایی مثل امریکا پیش از اجرای حکم فرد سلامت فرد و مشخصات وی را بررسی می کنند.

همانطور که دیدم روشهای متفاوتی در جهان برای اعدام وجود دارد که هر یک به مرور زمان و برای بهبود و سریعتر کردن و کم درد کردن فرآیند مرگ تکمیل شده اند. اما متاسفانه در کشور ما عموما برای دار زدن محکومین از روش سقوط کوتاه و معلق کردن استفاده می شود. اعدام های در زندان معمولا به روش سقوط کوتاه هستند یعنی فرد از جایی آویزان می شود و طناب به دور گردن و زیر پای او چهارپایه ای که معمولا ارتفاع آن از یک متر تجاوز نمی کند قرار می دهند و بعد با برداشتن چهارپایه منجر به سقوط وی می شوند و این سقوط معمولا کمتر از یک متر است و مرگ در این حالت بیشتر بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی رخ می دهد و محکوم مدتی را تا مرگ درد می کشد. اما در اعدام هایی که در ملا عام انجام می شود عموما از جرثقیل استفاده می شود و از روش معلق کردن، که در آن فرد به جرثقیل متصل می شود و بعد در هنگام اجرای حکم محکوم توسط جرثقیل به بالا کشیده می شود این روش نیز منجر به قطع شدن گردن نمی شود و مرگ بر اثر فشار طناب بر گردن محکوم و قطع شریان های حیاتی وی می باشد. معمولا فرد بعد از بالا کشیده شدن مدتی را در بین آسمان و زمین دست و پا می زند تا سرانجام بعد از چند ثانیه جان بدهد.

گفتار پنجم

سر بریدن

در این نوع اعدام سر فرد از ناحیه گلو با چاقو بریده می شود و یا با ساطور یا تبر از پشت سر ضربه محکمی وارد می‌شود. برای انجام سر بریدن محکومان و مجرمان دستگاهی نیز ابداع شده به نام .

گیوتین، وسیله اى براى اعدام

در زمان انقلاب فرانسه، اعدام با گیوتین انسانى ترین و عادلانه ترین شیوه اجراى مجازات مرگ شناخته مى شد. در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳، انقلابیون فرانسوى دستگاه گیوتین مخصوصى را در پلاس دولارولوسیون (میدان انقلاب) کار گذاشتند. این دستگاه به مشهورترین گیوتین تاریخ و قربانى آن، لویى شانزدهم، به مشهورترین قربانى گیوتین تبدیل شدند.

استفاده از گیوتین براى اعدام را نخستین بار دکتر ژوزف اینیاس گیوتین پیشنهاد داد و به همین خاطر نام او روى این دستگاه باقى ماند. دکتر گیوتین در تاریخ ۱۰ اکتبر سال۱۷۸۹ به «اتاژنرا» (شورایى متشکل از نمایندگان کلیسا، اشراف و عوام) پیشنهاد داد که باید سر تمامى محکومان به مرگ به شیوه اى انسانى و عادلانه قطع شود تا مشخص شود که تفاوتى میان انسان ها نیست. در آن زمان گردن زنى انسانى ترین شیوه اعدام به شمار مى رفت و در بسیارى از کشورها براى اعدام اشراف زادگان به کار گرفته مى شد. زندانیان معمولى یا دار زده مى شدند یا در آتش مى سوختند. در واقع ایده مرگ انسانى و سریع و یکسان براى همه با تفکر انقلابى آن زمان هماهنگى داشت. به این ترتیب مجمع اتاژنرا در تاریخ ۲۵ مارس ۱۷۹۱ طى لایحه اى گردن زنى را تنها شیوه درست اعدام معرفى کرد و این لایحه یک سال بعد به تصویب رسید و به قانون بدل شد. اما این قانون یک مشکل داشت که جلاد رسمى پاریس به نام سانسو به آن اشاره کرد و آن این بود که سر همه محکومان را نمى شود با شمشیر از تن جدا کرد. در واقع گردن زنى نیاز به دژخیمى داشت با قدرت زیاد، دستى بدون لرزش و چشمى تیزبین تا این که سر محکوم با یک ضربه از تن جدا شود. بعداً مشخص شد که سانسو درست گفته است، چرا که در دوران حکومت وحشت و ترور در فرانسه تعداد اعدام ها آن قدر افزایش یافت که جلادان از پس همه آنها برنمى آمدند. بنابراین مشخص شد که براى این کار به یک ماشین مخصوص نیاز هست و پس از مشاوره با دکتر آنتوان لویى، دبیر آکادمى جراحى، سفارش ساخت ماشین داده شد. در ابتدا این ماشین را «لواسون» مى خواندند، اما بعداً نام گیوتین بر آن گذاشته شد. نخستین دستگاه شبیه گیوتین، پانصد سال پیش از آن به نام هالیفکس گیبِت در سال ۱۲۸۶ در شهرى در یورکشر ساخته شد و استفاده از آن تا سال ۱۶۵۰ هم ادامه داشت. سپس مردى اسکاتلندى به نام جیمز داگلاس ارل اهل مورتون این دستگاه را دید و در سال ۱۵۵۶ در ادینبرا سفارش ساخت آن را داد که بعداً به نام «دوشیزه» معروف شد و استفاده از آن تا سال ۱۷۱۰ادامه پیدا کرد. علاوه بر این، در تاریخ آمده است که در سال ۱۷۰۲ در شهر میلان ایتالیا اعدامى با دستگاهى مشابه صورت گرفته و در تابلوهاى نقاشى مربوط به میانه دهه اول ۱۵۰۰ در شهر نورنبرگ دستگاهى شبیه گیوتین دیده مى شود. اولین دستگاه گیوتین براى انقلابیون فرانسوى را مهندسى آلمانى به نام توبیاس اشمیت ساخت و آن را با اجساد بیماران بیمارستان بیسرته در تاریخ ۱۷ آوریل سال ۱۷۹۲ امتحان کرد. اولین محکومى که با این دستگاه اعدام شد نیکولا ژاک پلتیه بود که به جرم سرقت توام با خشونت دستگیر شده بود و در ۲۵ آوریل ۱۷۹۲ در پلاس دوگرِو اعدامش اجرا شد. همانطور که انتظار مى رفت دستگاه درست کار کرد و سر محکوم با یک ضربه قطع شد. به زودى گیوتین در تعداد زیاد ساخته و به تمام شهردارى هاى فرانسه فرستاده شد، و حتى مدل هایى از آن به عنوان اسباب بازى بچه ها ساخته شد و به بازار آمد. همچنین در ابتدا آزمایشاتى با تیغه زاویه ۴۵ درجه و تیغه گرد انجام شد و مشخص شد که تیغه زاویه دار کارایى بیشتر و بهترى دارد. حکومت ترور در دهم اوت آغاز شد و بلافاصله تجارت گیوتین هم بالا گرفت. در دوره ۱۳ ماهه میان مه ۱۷۹۳ و ژوئن ۱۷۹۴ بیش از۱۲۲۵ نفر در پاریس اعدام شدند. محکومان عادى در پلاس دوگرو و محکومان سیاسى در پلاس دوکاروسل گردن زده مى شدند. تمام اشراف فرانسه طى انقلاب این کشور به وسیله گیوتین اعدام شدند. در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ براى اعدام لویى شانزدهم یعنى معروف ترین قربانى گیوتین دستگاهى مخصوص را براى اولین بار در پلاس دولارولوسیون کار گذاشتند. زنان معروفى چون مارى آنتوانت و شارلوت کورده هم در این محل اعدام شدند. شارلوت در محاکمه اى کوتاه به جرم قتل ژان پل مارا، یکى از رهبران انقلاب، محکوم شد. وقتى در غروب ۱۷ ژوئیه سال ۱۷۹۳ او را بر روى گارى اسبى به میدان آوردند تا اعدام کنند، از سانسو خواست اجازه دهد نگاهى به گیوتین بیندازد، چرا که تا آن زمان گیوتین ندیده بود. شارلوت دختر ۲۴ ساله شجاع و جذابى بود که بسیارى پس از مرگش او را شهید خواندند. در ۲۸ ژوئیه همین سال روبسپیر و ۲۱ تن از پیروانش نیز در همین مکان و به وسیله گیوتین اعدام شدند. از این پس فرانسه تنها کشورى نبود که از گیوتین براى اعدام محکومان خود استفاده مى کرد. بسیارى از کشورها به دلیل سرعت و انسانى بودن این شیوه اعدام را بهتر از دیگر شیوه هاى اعدام تشخیص دادند و به استفاده از این دستگاه روى آوردند. از جمله این کشورها مى توان به بلژیک، چند ایالت از آلمان، یونان، سوئیس، سوئد و ویتنام اشاره کرد که تا اواسط قرن بیستم استفاده از گیوتین را کنار نگذاشتند. در ساخت تمامى گیوتین ها الگویى واحد استفاده مى شد، اما گیوتین هاى مدرن روى سکو قرار نمى گرفتند و مستقیماً روى زمین قرار مى گرفتند. این امر پیشرفت بزرگى محسوب مى شد، چرا که محکومان معمولاً آن قدر دچار وحشت مى شدند که بالا کشیدن آنها از چند پله و آوردن به روى سکو کار دشوارى بود. تیغه گیوتین از فولاد بود و معمولاً به آن وزنه هاى سربى اضافه مى شد تا وزن آن به حدود ۴۰ کیلوگرم برسد. تیغه با این وزن فاصله ۷ فوت را در یک سوم ثانیه طى مى کند و پس از فرود آمدن روى فنرى مى افتد که آن را دوباره به بالا مى فرستد. 1

کسانی حساب کرده‌اند پس از قطع سر انسان با تیغۀ گیوتین، خون موجود در جمجمه تا ده ثانیه برای فعالیت مغز کفایت می‌کند و محکوم در این لحظات همچنان صداها را می‌شنود و درک می‌کند

گفتار ششم

سایر موارد

1- سوزانیدن در آتش:

یک روش اعدام است که در هند، یونان، روم، ایران و مصر باستان رواج داشته‌است. در هند باستان، این نوع اعدام به نام جآوهر، ساتی، ریزهج انجام می‌شده‌است. در قرون وسطا معمولاً برای اعدام جادوگران، آن‌ها را در آتش می‌سوزانیدند.ژاک دو مولای، ژان هوس، ژاندارک، پاتریک هامیلتون، ویلیام تیندال، میشل سرویت، گیوردانو برونو، از مهم ترین افرادی هستند که در آتش سوزانیده شده‌اند.

2- سنگسار:

یک نوع مجازات مرگ است که از طریق پرتاب سنگ (که‌ به‌ صورت گروهی انجام می‌شود) به طرف هدف صورت می‌گیرد.

این نوع اعدام ابتدا در یونان و رم باستان شروع شد،‌ و بعد در ادیان یهودیت و اسلام وارد گشته است.
در این کشورها کسی که‌ به‌ سنگسار محکوم می‌شود باید در پارچه‌ای سفید پوشانیده‌ شده‌ اگر مرد است تا لگن خاصره‌ و اگر زن است تا کمر او را در خاک دفن می‌کنند و سپس با سنگ‌هایی که‌ یکباره‌ محکوم را نمی‌کشد بلکه‌ به‌ تدریج و با تحمل درد موجب مرگ وی می‌شود به‌ پرتاب سنگ به‌ سوی شخص قربانی می‌پردازند.

سنگسار قدیمی‌ترین مجازات مرگ است که به ابتدایی‌ترین شیوه انجام می‌گیرد. در این مجازات از پیش پا افتاده‌ترین وسیله‌ای که در دسترس بوده، یعنی از سنگی که پیش‌پا افتاده بوده برای انجام مجازات استفاده می‌شده است.

سنگسار، بر عکس دیگر شیوه های اعدام، مجازاتی است که اجرای آن به تخصص ویژه برای اجرای مجازات نیاز ندارد. افزون برآن، ابزار و وسیله خاصی برای اجرای آن لازم نیست. بدین ترتیب، این مجازات مرگ به شیوه ساده که نیاز به تهیه مقدمات اجرا نداشته بلافاصله پس از صدور حکم قابل اجرا بوده است. قربانی را به بیرون از شهر برده و در بیابان او را سنگسار می‌کردند.

شیوه انجام این مجازات بقدری ساده است که حتی کودکان نیز می‌توانند در آن شرکت کنند. بنابراین، می‌توان گفت که سنگسار شیوه‌ای از مجازات اعدام است که امکان بیشترین مشارکت همگانی جمع را فراهم می‌آورد.

اگر دیگر شیوه‌های اعدام امکان تماشای همگانی را فراهم می‌آورد، مجازات سنگسار امکان مشارکت فعالانه همگان را در اجرای مجازات فراهم می‌آورد.

به همان اندازه که شیوه اجرای مجازات سنگسار برای شرکت کنندگان ساده است، برای قربانی‌ سنگسار دشوار و شکنجه‌زا است. سنگسار در حقیقت شکنجه‌بارترین شیوه اجرای مجازات مرگ است. در این مجازات، اعمال شکنجه همراه با بیان نفرت و طرد مجرم از جامعه تا حد مرگ شدت می‌یابد.

شکنجه جسمی سنگسار که بالاترین حد شکنجه در مجازات مرگ است، تنها بخشی از مجموعه شکنجه‌ای است که بر مجرم وارد می‌شود. ضربه‌های ناشی از پرتاب سنگ چنان است که مرگ ناگهانی نیست، بلکه ذره ذره به وقوع بپیوندد. قربانی سنگسار به‌گونه‌ای شکنجه روانی نگرانی از مرگ و لحظه‌شماری برای مرگ خود را دارد. در کنار آن، قربانی به وضوح شاهد است که نفرت بیش‌ازحد افراد جامعه است که او را به دست مرگ می‌سپارد. با هر ضربه سنگ، حکم طرد و نفرت به شدید‌ترین وجهی برای او اجرا می‌گردد. همدستی جمع نه تنها در اجرای حکم مرگ او، بلکه در بیان نفرت و شکنجه کردن او باعث می‌گردد که قربانی در آخرین لحظات زندگی اوج تنهایی و ذلت را تجربه کند.

3- خراب کردن دیوار بر سر مجرم:

این مجازات در اسلام برای بعضی از جرم ها از جمله لواط در نظر گرفته شده است و همان طور که از نامش پیدا می باشد به این صورت است که دیواری را بر سر مجرم خراب می کنند به طوری که یا به وسیله مصالحی که بر سر او فرود می آید کشته شود یا بر اثر خفگی .

4- پرتاب کردن از بلندی با دست و پای بسته:

این مجازات نیز در اسلام برای بعضی از جرم ها از جمله لواط در نظر گرفته شده است و در این جا هم همان طور که از نامش پیدا می باشد به این صورت است مجرم را از یک مکان بلندی به پایین پرتاب می کنند تا بمیرد

5- صلب:

صلب هم از جمله مجازات های اسلامی می باشد ، که در بعضی جرایم از جمله محاربه اجرا می شود و به این صورت می باشد که مجرم را طوری به دار می آویزند که بستنش موجب مرگش نشود یعنی در اینجا طناب به گردن او انداخته نمی شود و تا سه روز باید بر دار بماند اگه در اثنای این سه روز مرد او را پایین می آورند و اگر بعد از سه روز زنده ماند دیگر نمی توان آن را کشت .

6- تیر باران:

یکی از راه های اجرای مجازات اعدام است . شخص محکوم به اعدام را معمولا با طناب به یک تیرک عمودی می بندند و بعد از قرائت حکم و به فرمان فرمانده جوخه آتش گلوله باران میشود . البته کیفیت اجرای تیر باران در کشورهای مختلف متفاوت است و با قوانین مختلفی اجرا میشود .اشخاص محکوم به مرگ با تیرباران معمولا نظامیان میباشند کند

7- ساتی:

مراسم ساتی در هند باستان زن را پس از مرگ شوهرش می‌سوزانیدند که به این رسم ساتی گفته می‌شد. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی می‌شد. هر چند بیشتر ساتی‌ها به صورت داوطلبانه انجام می‌گرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وامی داشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب می‌شد. سال‌ها بعد با به قدرت رسیدن فرمان‌روایان مسلمان در هند ساتی نمادین به وجود آمد که در این مراسم زن بیوه در کنار شوهر مرده خود زانو می‌زد و کلماتی را که نشانه وفاداری اوست بر زبان می‌آورد؛ بدون این که مجبور به سوزانیدن خود باشد.1


8- شمع آجین:

نوعی اعدام است. در این نوع اعدام، سینه فرد را با نیزه و یا وسائل دیگر سوراخ نموده و شمع را در بدن او قرار می‌دادند.

(سوراخ کردن بدن اعدامی برای قرار دادن شمع)

———————————————————————————

1- . www.parsnice.com.

————————————

فصل سوم

آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص ، رجم ، قتل ، صلب ، اعدام مورخ 27/6/82


نحوه اجرای احکامی که منجر به سلب حیات انسانی می شود

شرایط اجرا

ماده 1 – دادگاه بدوی صادر کننده حکم موظف است پس از قطعیت حکم و ابلاغ آن حسب مورد به محکوم علیه یا وکیل وی ، رونوشتی از حکم قطعی را طی نامه ای که متضمن تصریحات لازم باشد به همراه اسناد مربوط برای اجرای به مرجع قضایی مجری حکم ارسال کند .

تبصره – منظور از مرجع قضایی مجری حکم واحد اجرای احکام کیفری است که تحت نظر دادستان یا معاون وی می باشد و در حوزه هایی که تا کنون دادسرا تشکیل نگردیده تحت نظر رییس حوزه قضایی یا معاون وی است .

ماده 2 – حکم قصاص نفس پس از احراز قطعیت آن توسط دادگاه بدوی صادر کننده رأی و نیز طی مرحله استیذان از ولی امر مسلمین و تنفیذ آن از سوی رییس قوه قضاییه ، با اذن ولی دم یا اولیاء دم به موقع اجراء گذاشته خواهد شد .

ماده 3 – هر گاه یکی از مقامات قضایی در موردی که قانون تجویز نموده است تقاضای تجدید نظر درحکم قطعی را بنماید ، اجرای حکم تا اتخاذ تصمیم نهایی در این مورد به تأخیر می افتد .

ماده 4 – به استثناء مورد قصاص نفس ، چنانچه محکوم به اعدام ، قتل ، رجم ، صلب و یا قطع عضو به عنوان حد پس از لازم الاجرا شدن حکم و قبل از اجرای آن در خواست عفو نماید ، به دستور دادگاه صادر کننده حکم اجرای آن تا اعلام نتیجه از سوی کمیسیون عفو و بخشودگی به تأخیر خواهد افتاد . کمیسیون مزبور موظف است به این تقاضا و رسیدگی و در اسرع وقت نتیجه را به دادگاه اعلام کند .

ماده 5 – عروض جنون ، ارتداد و یا بیماری محکوم یا مستحاضه بودن محکوم علیها مانع اجرای حد یا قصاص یا اعدام نیست . لیکن ، در مورد محکوم مریض چنانچه طبق نظر و تجویز پزشک قانونی و یا پزشک معتمد و تأیید قاضی صادر کننده حکم بدوی یا دادستان مربوط مرض وی در حدی باشد که مانع انجام تشریفات اجرا مقرر در این آیین نامه باشد ، اجرای حکم تا رفع مانع به تأخیر می افتد .

ماده 6 – در ایام بارداری و نفاس زن حکم اعدام یا حد یا قصاص نفس اجرا نمی شود . همچنین است بعد از وضع حمل چنانچه به تجویز پزشک قانونی یا پزشک معتمد و تأیید قاضی صادر کننده حکم یا دادستان مربوط ، اجرای حکم موجب لطمه به سلامتی طفل به سبب قطع شیر مادر باشد که در این صورت اجرای مجازات تا رسیدن طفل به سن 2 سالگی به تعویق خواهد افتاد .

تشریفات اجرا

ماده 7 – پس وصول حکم قطعی و دستور اجرای آن از سوی دادگاه صادر کننده ، مرجع قضایی مجری حکم موظف است حداقل 48 ساعت قبل از زمان اجرای حکم مراتب را به مقامات و اشخاص زیر اطلاع داده و از آنها بخواهد جهت انجام وظیفه محوله در محل اجرای حکم حاضر شود :

الف – قاضی صادر کننده حکم بدوی ، در صورتی که حضور وی به موجب قانون لازم باشد .

ب – رییس اداره زندان یا قائم مقام وی برای تهیه مقدمات اجرای حکم و حفظ نظم در داخل محوطه زندان و یا همکاری با مأمورین نیروی انتظامی و یا برای تسلیم زندانی در صورتی که حکم در خارج از محوطه زندان اجرا می شود .

ج – فرمانده نیروی انتظامی محل یا قائم مقام وی .

د – پزشک قانونی یا پزشک معتمد (‌چنانچه در محل پزشک قانونی نباشد ) برای معاینه محکوم و نیز اعلام نظر را جع به وضعیت جسمانی وی قبل از اجرا و معاینه جسد پس از اجرای حکم .

هـ – یکی از روحانیون یا افراد بصیر برای انجام تشریفات دینی و مذهبی و اگر محکوم به یکی از ادیان رسمی شناخته شده باشد ، نماینده رهبر دینی مربوط یا نماینده وی . در هر صورت ، عدم حضور این افراد مانع از اجرای حکم نمی باشد .

و – منشی دادگاه برا ی قرائت حکم قبل از اجرا .

ز – اولیاء دم مقتول یا وکیل آنها .

ح – وکیل محکوم علیه . عدم حضور وکیل یاد شده مانع از اجرای حکم نمی باشد .

ط – شهود ، در صورتی که حضور شهود به موجب قانون لازم باشد .

تبصره 1 – در صورتی که بنا به جهاتی حضور تماشاچی یا طبقات خاصی در محل اجرای حکم به مصلحت نباشد ، بنا به تشخیص دادستان ، مأمورین انتظامی از ورود آنان به محل اجرای حکم جلوگیری به عمل می آورند . در نقاطی که دادسرا تشکیل نگردیده است ، تشخیص این امر به عهده رییس حوزه قضایی است .

تبصره 2 – تأمین محل اجرای حکم در خارج از محوطه زندان به عهده نیروی انتظامی است .

ماده 8 – قبل از اجرای حکم ، پزشک قانونی یا پزشک معتمد به اتفاق قاضی مجری حکم به محبس محکوم رفته ، او را معاینه و اعلام نظر می کند . در صورتی که از نظر جسمی مانعی برای اجرای حکم نباشد قاضی مجری حکم به محکوم اطلاع می دهد چنانچه تقاضای ملاقات با اشخاصی را دارد اظهار نماید . در صورت تقاضای ملاقات ، اشخاص مورد نظر محکوم علیهبه شرطی که قبول تقاضا موجب تأخیر اجرای حکم نشود – به محل حبس دعوت می شود .

ماده 9 – پس از حضور فرد یا افراد مورد تقاضا ، رییس زندان یا قائم مقام وی ترتیب ملاقات محکوم را با آنان می دهد . محکوم حق دارد هر گونه مطلبی را در حضور مرجع قضایی مجری حکم یا بدون حضور وی به ملاقات کنندگان کتباً یا شفاهاً اظهار کنند . فقط رییس زندان یا قائم مقام وی باید در جریان ملاقات و بیان اظهارات حاضر باشد . در صورت ضرورت از یک نفر مترجم استفاده خواهد شد .

ماده 10 – روحانی یا فرد بصیر دعوت شده ، باید اقدامات زیر را انجام دهد :

1- تذکر به محکوم مبنی بر توبه .

2- تذکر به محکوم مبنی بر اینکه چنانچه وصیتی دارد اعلام نماید .

3- تذکر به محکوم برای غسل میت و تحنیط و تکفین خود در مورد قصاص نفس و رجم .

تبصره 1 – نظارت بر انجام امور فوق با مقام قضایی مجری حکم است و عنداللزوم خود اقدام تذکر به محکوم خواهد نمود .

تبصره 2 – مأمورین زندان و یا نیروی انتظامی حسب مورد به محکوم اجازه می دهند تا با آب صدر و آب کافور و آب خالص غسل نماید و سپس به ترتیبی که در خصوص اموات مقرر است و با رعایت موازین شرعی خود را با سه قطعه کفن ، تکفین و حنوط نماید . در این صورت ، پس از اجرای حکم و مرگ مرجوم و یا محکوم به قصاص بدون نیاز به غسل و کفن جدید با همان وضعیت بر او نماز میت خوانده و در قبرستان مسلمین دفن می گردد ، مگر اینکه محکوم قبل ازاجرای حکم غسل نکرده باشد که در این صورت غسل میت و سایر تشریفات مربوط به دفن میت در مورد وی انجام خواهد شد .

تبصره 3 – چنانچه محکوم وصیتی داشته باشد مقامات یاد شده نوشته جات و وصایای او را پس از ملاحظه مرجع قضایی مجری حکم و اعلام بلامانع بودن آن و پس از اجرای حکم ، بدون تأخیر به مقصدی که محکوم تأیین کرده است ارسال می دارد .

تبصره 4 – هزینه اجرای حکم مقرر در این ماده و تبصره های آن به عهده قوه قضاییه است .

ماده 11 – در صورتی که محکوم غیر مسلمان باشد قبل از اجرای حکم آداب دینی مذهبی لازم مطابق مقررات دین و مذهب وی به عمل خواهد آمد . عدم حضور رهبر دینی مربوط یا نماینده وی ، مانع از اجرای حکم نخواهد بود .

ماده 12 – اگر محکوم خوردنی یا آشامیدنی تقاضا کند مأمورین مکلف به تهیه آن هستند مگر اینکه تقاضای وی فقط برای تأخیر اجرای حکم باشد . تشخیص این امر با مرجع قضایی مجری حکم است .

ماده 13 – در مواردی که محکوم علیه در زندان است و حکم در خارج از محل زندان اجرا می شود ، صورت جلسه تهیه و به امضای مسؤل اجرای حکم ، رییس زندان یا قائم مقام وی ، پزشک حاضر در محل ، منشی دادگاه و فرمانده نیروی انتظامی محل یا قائم مقام وی می رسد . رییس زندان هویت زندانی را از حیث تطبیق مشخصات وی با آنچه در حکم دادگاه آمده است تأیید نموده و ذیل آن را امضا خواهد کرد .

نحوه اجراء

ماده 14 – اجرای قصاص نفس ، قتل و اعدام ممکن است بصورت حلق آویز به چوبه دار ویا شلیک اسلحه آتشین و یا اتصال الکتریسته و با به نحو دیگر به تشخیص قاضی صادر کننده رأی انجام گیرد .

تبصره – در صورتی که در حکم صادره نسبت به نحوه و کیفیت اعدام ، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد ، محکوم به دار کشیده می شود .

ماده 15 – زمان اجرای حکم ، اول طلوع آفتاب خواهد بود ، مگر اینکه دادگاه زمان خاصی را تعیین کرده باشد و اجرای حکم حسب مورد با مأمورین زندان یا نیروی انتظامی است ، ولی در مورد قصاص نفس ولی دم می تواند شخصاً محکوم را قصاص کرده یا وکیل بگیرد .

ماده 16 – مأمورین اجرای حکم موظفند قبل از اجرای حکم ابزار و عدوات و آلات اجرا را دقیقاً مورد معاینه و بررسی قرار داده و از استحکام و آماده بودن آنها برای اجرای حکم اطمینان حاصل کنند. وسایل مذکور نباید به گونه ای باشد زاید برآنچه اقتضای اجرای حکم است موجب شکنجه ، تعذیب و یا مثله شدن محکوم گردد همچنین ، کلیه عملیات اجرایی باید با کمال آرامش و بدون اعمال خشونت ، توسط افراد خبره انجام شود .

ماده 17 – نظارت بر صحت اجرا و رعایت تشریفات لازم و عدم تأخیر و تعطیل آن با مقام قضایی مجری حکم است . پس از رعایت تشریفات و شرایط مذکور ، محکوم تحت الحفظ به محل اجرای حکم آورده می شود و سپس با اجازه مقام قضایی مجری حکم ، منشی دادگاه متن حکم را با صدای بلند قرائت می کند و پس از آن بلافاصله به دستور مقام مذکور ، حکم طبق مفاد مندرج در آن به اجرا در می آید .

تبصره – چنانچه محکوم به قتل یا رجم قبل از اجرا منکر بزه انتسابی می شود و مورد مشمول ماده 71 قانون باشد(هرگاه کسی اقرار به زنا کند و بعد انکار نماید در صورتی که اقرار به زنایی باشدکه موجب قتل یا رجم استبا انکار بعدی حد رجم و قتل ساقط میشود در غیر اینصورت با انکار بعد از اقرارحد ساقط نمیشود) به دستور مقام قضایی مجری حکم از اجرای حکم خودداری می شود و مراتب به مرجع قضایی صادر کننده رأی اعلام می گردد .

ماده 18 – پس از اجرای حکم ، چنانچه به تشخیص پزشک قانونی یا پزشک معتمد اطمینان مرگ محکوم حاصل شود ، از محل اجرای حکم خارج و جسد تحویل پزشک قانونی می شود . چنانچه کسان محکوم جسد را مطالبه نمایند به تشخیص و دستور مقام قضایی مجری حکم تسلیم آنان می شود والا طبق مقررات شرعی و قانونی دفن خواهد شد . در فرض اخیر ، کلیه هزینه ها را از بیت المال پرداخت می شود .

ماده 19 – از اجرای حکم صورت مجلس تهیه شده و به امضای مقام قضایی مجری حکم ، رییس اداره زندان یا نماینده وی ، فرمانده نیروی انتظامی محل یا قائم مقام وی در صورت اجرای حکم در خارج از محل زندان ، پزشک قانونی یا پزشک معتمد ، منشی دادگاه ، اولیاء دم یا وکیل آنها و وکیل محکوم علیه ( در صورت حضور ) می رسد و در پرونده مربوط ضبط می‌گردد .

ماده 20 – در صورت صلاحدید مقام قضایی مجری حکم ، از مراسم اجرای حکم توسط مسؤلین زندان یا مأمورین انتظامی حسب مورد فیلمبرداری یا عکس برداری شده و عکس ها یا فیلم ها در پرونده محکوم بایگانی می شود و خبر اجرای حکم با ذکر نوع جرم و خلاصه رأی دادگاه در روزنامه ها منتشر می گردد . در موارد استثنایی که به تشخیص رییس قوه قضاییه یا مقامات مجاز از طرف ایشان مصلحت ایجاب کند ، عکس محکوم در حال اجرای حکم توسط رسانه های گروهی برای اطلاع عموم انتشار می یابد .

تشریفات خاص اجرای حد رجم

ماده 21 – قبل از اجرا ، مرجع مجری حکم در صورت تشخیص قاضی صادر کننده حکم مردم را از زمان اجرای حکم آگاه می سازد و در هر حال لازم است حد اقل سه نفر از مؤمنین در زمان اجرای حد حضور داشته باشند .

ماده 22 – مأمورین نیروی انتظامی یا زندان حسب مورد موظف اند بدواً محل اجرای حد را به کیفیت مقرر در ماده 102 حفر نموده و مقداری سنگ به اندازه های مقرر در ماده 104 همان قانون در محل اجرای حکم آماده کنند . قاضی مجری حکم بدواً اقدامات انجام یافته به شرح فوق را بررسی نموده و پس از تأیید دستور اجرای حکم را خواهد داد .

ماده 23 – چنانچه محکومیت به رجم بر اساس اقرار محکوم باشد هنگام اجرای حکم بدواً قاضی صادر کننده رأی سنگ می زند و سپس دیگران . ولی اگر محکومیت بر اساس شهادت شهود باشد اول شهود سنگ می زنند و سپس قاضی یاد شده .

تبصره 1 – منظور از قاضی صادر کننده رأی ، قاضی صادر کننده رأی بدوی است مگر اینکه شعبه تشخیص دیوان عالی کشور با نقض حکم دادگاه بدوی ، حکم به رجم داده باشد که در این صورت رییس شعبه مذکور یا یکی از اعضای شعبه به تشخیص رییس شعبه اقدام به زدن سنگ می نماید .

تبصره 2 – عدم حضور یا اقدام قاضی صادر کننده رأی و شهود برای زدن اولین سنگ مانع اجرای حد نیست و در هر صورت حکم به دستور مقام قاضی مجری حکم اجرا می شود ، مگر اینکه زنای محکوم به شهادت شهود ثابت شده باشد و شهود در هنگام اجرای حکم فرار کنند و یا زنا به اقرار خود ثابت شده باشد و وی از گودالی که در آن قرار گرفته است فرار کند که در این دو مورد حد ساقط می شود و مقام قضایی مجری حکم دستور توقف اجرا را خواهد داد . همچنین است اگر مورد ، مشمول ماده 71 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 باشد که در این صورت مطابق تبصره ماده 17 این آیین نامه عمل می‌شود .

تشریفات اجرای خاص حد صلب

ماده 24 – در اجرای حد صلب محکوم را به چوبه دار که شبیه صلیب تهیه شده ، در حالتی که پشت به صلیب و رو به قبله بوده و پاهایش مقداری از زمین فاصله عمودی می بندند و به مدت سه روز تحت حفاظت و مراقبت مأمورین نیروی انتظامی به همان حال رها می کنند . پس از انقضای سه روز ، او را از چوبه دار پایین می آورند اگر فوت کرده باشد پس از انجام مراسم مذهبی دفن و در غیر اینصورت او را رها می کنند و چنانچه نیاز به ارائه خدمات پزشکی داشته باشد اقدامات درمانی بلامانع خواهد بود .

تبصره – چنانچه فوت مصلوب زودتر از سه روز محرز گردد ، پایین آوردن جسد برای انجام مراسم مذهبی و کفن ودفن قبل از انقضای سه روز بلامانع است .

البته همان گونه که بند ب ماده 195 قانون مجازات اسلامی گفته است نباید نحوه بستن موجب مرگ گردد


منابع:

1- گودرزی بروجردی محمد رضا تاریخ حقوق کیفری در اروپا انتشارات مجد 1385

2- صا نعی پرویز حقوق جزای عمومی ج 1 1382

3- ولیدی محمد صالح حقوق جزای عمومی جلد 11380

4- راوندی مرتضی سیر قانون و دادگستری در ایران

5- پروفسور گارو مطالعات نظری و عملی در حقوق جزا ترجمه سید ضیا الدین نقابت جلد 1

6- دار مستتر مجموعه قوانین زردتشت ترجمه موسی جوان انتشارات دنیای کتاب 1385

7- ویل دورانت (ویلیام جیمز)تاریخ تمدن جلد 1 و 4 سازمان انتشارات و اموزش اسلامی 1367

8- نور بها رضا زمینه حقوق جزای عمومی انتشارات داد افرین 1380

9- اشوری محمد عدالت کیفری از دیدگاه حمورابی نشریه موسسه حقوق تطبیقی شماره 7

10- ایین نامه نحوه اجرای احکام قصاص .رجم . قتل .صلب . اعدام و شلاق موضوی ماده 293 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور کیفری مورخ 27/6/1382

11- قانون مجازات اسلامی

12- . http://inventors.about.com/library/weekly/aa102497.htm

13- . http://www.clarkprosecutor.org/html/death/methods.htm

14- www.parsnice.com

15- لمعتین شهید اول.

11/100 امتیاز، از 1 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید