بررسی جرم اهانت به مقدسات اسلام

منتشر شده در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱

چکیده : اسلام، یکی از عناوین مجرمانه است که درماده۵۱۳ قانون اسلامی به عنوان یک عمومی پیش بینی شده است ومی توان آن را جزء جرایم دینی ومذهبی دانست زیرادرفصل بیان شده که عموما چهره دینی مورد توجه
بوده است ( فصل دوم از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی ) امروزه پرونده های کیفری فراوانی دردادگاه های انقلاب ومراجع قضائی، به خصوص دادگاه هایی که به جرایم سیاسی ومطبوعاتی وجرایم ارتکابی روحانیو ن رسیدگی می کنند مطرح می گردند که متهمان آنها با همین عنوان مجرمانه تحت تعقیب قرارمی گیرند اما ابهامات زیادی که درخصوص احکام این جرم وجودداردکار را بر دادرسان دشوارد نموده ونیاز جدی به تحقیق پیرامون جوانب مختلف آن را مبرهن می سازد دراین مقاله سعی شده است با تکیه بر روایات ونوشته های فقهی، جوانب مختلف جرم اهانت به اسلام مورد تحقیق وبررسی قرارگیرد. مسائلی مانند اینکه آیا اسلام شامل مذاهب مختلف اسلامی است یا اختصاص به مذهب شیعه دارد یا فقط به مقدساتی اطلاق می شود که همه مسلمانان آنها را مقدس می دانند؟ رابطه جرم اهانت به اسلام وجرایمی همچون سب ودشنام به پیامبر وائمه معصومین وارتداد چیست؟آیا جهل به قانون وشبهات موضوعیه تاثیری درمسئولیت کیفری دارد یا خیر؟ ودراین زمینه از وضعیت قوانین ومقررات موضوعه نیز غافل نخواهیم ماند.
.واژگان کلیدی:
اهانت ، مقدسات اسلام، ارتداد، سب النبی، اهانت از طریق مطبوعات، مقدسات کفار، مقدسات اهل سنت، مقدسات مذهب شیعه،دشنام به ائمه معصومین، اهانت از روی شبهه.
مقدمه
اهانت یک عنوان مجرمانه کلی است که درماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامنی پیش بینی شده است ومصادیق فراوانی دارد. اما برخی از مصادیق اهانت به دلیل اهمیتی که دارند به صورت جداگانه یا با عنوان مجرمانه خاصی درقانون پیش بینی شده است مانند جرم قذف که جزءجرایم حدی است ( ماده ۱۳۹ قانون مجازات اسلامی ) اهانت به مقدسات اسلام یا انبیاء عظام یا ائمه طاهرین یا حضرت صدیقه طاهره ( ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی )، اهانت به بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران ومقام معظم رهبری ( ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی )، اهانت به رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن ( ماده ۵۱۷ قانون مجازات اسلامی )، اهانت به روسای سه قوه و کارمندان دولت ( ماده ۶۰۹)؛ اهانت به اطلاق یا زنان دراماکن عمومی یا معابر( ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی )؛ افتراء ( ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی )؛ نشر اکاذیب ( ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی )؛وهجو ( ماده ۷۰۰ قانون مجازات اسلامی )؛ برقراری مقررات خاص برای این اهانت ها، به جهت شخصیت مجنی علیه یا موضوع اهانت یا الفاظ به کار گرفته شده می باشد. بنابراین جز درمواردفوق، جرم اهانت به عنوان یک اهانت ساده تلقی شده که مجازات آن درماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است : (( توهین به افراد از قبیل فحاشی واستعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه ویا پنجاه هزار تایک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود)) البته استثناءشدن جرم قذف دراین ماده توجیه مناسبی نداردزیرا تنها عنوان قذف نیست که از عموم این ماده مستثنی می باشد بلکه همه عنوان ها یی که دربالا مورد اشاره قرارگرفت ، جزء مستثنیات هستند واز شمول ماده ۶۰۷ خارج می باشند .
یکی از مصادیق استثنا شده از شمول عنوان کلی اهانت مذکور درماده ۶۰۸ اهانت به مقدسات اسلام است که موضوع بحث این مقاله می باشد وعلت انتخاب این موضوع آن است که نظام سیاسی ما درابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، ودینی تحولات اساسی وفراوانی را به خود می بیند که اصطلاحا مردان سیاست آن را اصلاحات نام نهاده اند ودراین گذر، احزاب وگروه های سیاسی به خصوص درجراید وخطابه ها به نقادی دوران گذشته پرداخته ودید گاه ها ی حریف خود را به باد انتقادمی گیرند وطبیعی است که نقد دین واستنباط های دینی هم جایگاه ویژه ای دراین میان به خود اختصاص داده وچه بسا که بسیاری ازاین نقادی ها از حد اعتدال خارج شده ویا طرف مقابل ، آن را (( اهانت به مقدسات اسلام )) تلقی کند . گروهی بدون غرض ورزی وصرفا با هدف خیرخواهی به مناظره می پردازند وتفسیرهای مختلفی از دین ارائه می دهند که چه بسا با آنچه که حتی از مسائل اجماعی دین تلقی می شود مغایرت داشته باشد والبته دراین مواقع ، حریف برای مغلوب ساختن طرف مقابل ممکن است به ناروا اتهام اهانت به مقدسات دینی ونظایر آن را نثار رقیب خود سازد. گروهی نیز ممکن است با مطامع مادی یا سیاسی ویا به قصد مبارزه با ارزش های دینی، اهانت های ناروایی را متوجه مقدسات دینی نمایند . تشخیص این موارد بر عهده دستگاه قضا است که باید به عنوان نهادی بی طرف ، سره را از ناسره باز شناسدواز میان غبارهای جناحی وسیاسی، چهره عدالت را نمایان سازد .همچنین وکلای محترم دادگستری که سربازان فداکار عدالت هستند باید با جهد وتلاش خود یار ویاور دادرسان باشند اما این مهم هرگز جامه عمل نمی پوشد مگر اینکه قاضی ووکیل از عناصر عمومی واختصاصی اتهام ، آگاهی کامل داشته باشند که متاسفانه قوانین مدون ونوشته های حقوقی آن چنانکه شایسته است پرده ازاین ابهامات بر نداشته ودراین زمینه دچار نقص جدی هستند ودرنتیجه کار بر مجریان ومفسران قانون وبه خصوص این دو قشر شریف دشوار گشته است وچه بسا که واژه مبهم (( مقدسات اسلام )) دچار تفسیر های گوناگون واحتمالا سوء استفاده های ناروا قرارگیرد. درهرحال سعی ما برآن است که برای آشنایی بیشتر با این جرم ومسائل پیرامون آن کمی به کنکاش نشسته وابعاد مختلف آن را بررسی کنیم.
عنصر قانونی
قبل ازاینکه به بررسی این جرم بپردازیم،لازم است عنصر قانونی آن را درقوانین موضوعه یاد آور شویم. مهم ترین مستند قانونی این جرم ، ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی می باشد که برای اولین با راین جرم را وارد قانون مجازات اسلامی کرد، درحالی که قانون مجازات عمومی وقانون تعزیرات سال ۱۳۶۲ اشاره ای این جرم نداشتند.
این ماده مقرر می دارد: (( هرکس به مقدسات اسلام ویا هریک از انبیاءعظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره (س) اهانت نماید،اگر مشمول حکم سب النبی باشد اعدام می شود ودرغیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد ))
اما از آنجا که نحوه ارتکاب آن بیشتر از طریق مطبوعات وتوسط اهل قلم صورت می گیرد، قوانین مطبوعات همواره به این جرم توجه داشته و مقرراتی را در مورد آن بیان کرده اند که اهم آنها عبارت است از:
ماده واحده مصوب ۱۲/۱۲/۱۳۷۲ قانون اصلاح قانون مطبوعات :  ((الف- هرگاه درروزنامه یا هر نشریه دیگر به پادشاه یا اعضای خانواده سلطنتی ( پدر – مادر- ملکه- اولاد- برادر- خواهر پادشاه )ویا به اساس دین اسلام واصول احکام آن ومقام مقدس انبیاء ائمه اطهار اهانت وهتک حرمت شود.. فورا به ضبط اوراق منتشره وتوقیف مرتکب اقدام وظرف ۲۴ ساعت پرونده را نزد دادستان ارسال ودادستان فورا به دادگاه صلاحیت دار بفرستد.))
ماده ۱۳ قانون مطبوعات ۱۳۳۴ : ((هرکس مقاله ای مضر به اساس دین حنیف اسلام انتشار دهد به یک سال تا سه سال حبس تادیبی محکوم می شود))؛ ماده ۱۷ قانون مطبوعات ۱۳۳۱ نیز همین جرم را بیان کرده بود.
ماده ۲۰ قانون مطبوعات مصوب ۱۳۵۸ (( هرکس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام ومقدسات آن یا سایر مذاهب رسمی کشور اهانت کند به شش ماه تا ۲ سال حبس جنحه ای محکوم می شود.))
ماده ۶ قانون مطبوعات ۱۳۴۶ ( اصلاحی۷۹) (( نشریات جز درموارد اخلال به مبانی واحکام اسلامی وحقوق عمومی وخصوصی که دراین فصل مشخص می شوند آزادند:
۱٫٫
۷٫ اهانت به دین مبین اسلام ومقدسات آن .))
ماده ۲۶ قانون مطبوعات ۱۳۶۴ ( اصلاحی ۷۹) : (( هرکس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام ومقدسات آن اهانت کند ، درصورتی که به ارتداد منجر شود حکم ارتداد درحق وی صادر واجرا به ارتداد نینجامد طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد.))
واژه شناسی
واژه های (( اهانت ))و(( مقدسات اسلامی)) که عنوان مجرمانه جرم موضوع بحث را تشکیل می دهند نیاز به توضیح دارند. البته واژه اهانت دراینجا هم تابع بسیاری از قواعد اهانت ساده است اما واژه (( مقدسات اسلامی)) که به صورت مطلق درماده ۵۱۳ بیان شده است نیاز به توضیح بیشتری دارد که مناسب است مقداری ازبحث به آن اختصاص داده شود.
الف) معنای اهانت ؛ اهانت یا توهین ، واژه ای عربی است که از ریشه ((وهن )) به معنای سستی گرفته شده است (۱) پس اهانت به معنای سست کردن می باشد ومعنای حقوقی این واژه نیز با معنای لغوی آن سازگاری دارد واصطلاحا به سست گردانیدن وتحقیر وجود معنوی وحیثیت مجنی علیه گفته می شود ودراینجا اهانت به معنای آن است که یکی از شحصیت ها یا اشیاءیا اعتقادات مورد احترام دین اسلام تحقیر شود . برای تشخیص اینکه گفتار یا کرداری موجب اهانت شده است یا خیر، دراینجا هم باید به ملاک های عرفی مراجعه کرد وعرف دراینجا راهنمای قاضی خواهد بود درمورد اینکه اهانت تنها با فعل مادی مثبت محقق می شود(۲) یا با ترک فعل نیز قابل تحقق است (۳) اختلاف نظر وجوددارد که احتمال دوم قوی تر به نظر می رسد(۴) توهین ممکن است درقالب لفظ یا فعل باشد وتوهین لفظی متداول تراست ونمونه بارز آن فحاشی وبه کار بردن الفاظ رکیک می باشد.
اما به رغم این مشترکات ، اسلامی، دربرخی مقررات نیر تابع ویژگی های خاصی است. مثلا برخلاف توهین ساده که فقط توهین به افراد می باشد دراینجا مخاطب توهین کننده ممکن است ذات اقدس الهی، اشیاء واماکن مقدس، زمان های مقدس واعتقادات مقدس باشد. از نظر عرفی، توهین ساده به مردگان را جز درموارد خاص نمی توان کیفری نمود اما درتوهین به مقدسات بر خلاف توهین ساده جرمی قابل گذشت نیست وتعقیب آن هم نیازی به شکایت شاکی خصوصی نداردو.
ب) معنای مقدسات اسلامی، مقدسات جمع مقدسه است ومقدس به معنای پاک، پاکیزه ، منزه، مرد خدا که از منهیات بپرهیزد، پارسا وآنچه از نظر دینی مورد توجه وتقدیس قرارگیرد، آمده است (۵)
دراینجا هم مقدس، معنای لغوی خود را دارد وازاین جهت اختلافی وجود ندارد اما درمورد اینکه معنای مطلق آن مراد است تا شامل هرچیزی شود که مورد احترام است یا فقط به چیزهایی گفته می شود که از ارزش واحترام زیادی برخوردار هستند، اختلاف نظر وجوددارد. درقوانین موضوعه ، واژه مقدس برای موضوعات مختلفی به کار رفته است ، مانند ساحت مقدس روحانیت ( مقدمه قانون اساسی) اماکن مقدسه ( ماده ۴۶ قانون تعزیرات ۱۳۶۲)؛ مقام مقدس انبیاءائمه اطهار (ماده واحده قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب ۱۳۲۷)؛ مقدسات اسلامی (ماده ۲۰ قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵) ؛ لباس مقدس روحانیت ( ماده ۲۳ قانون باز سازی نیروی انسانی وزارتخانه ها )؛ اهداف مقدس انقلاب اسلامی ( ماده واحده قانون اجرای طرح نظام وتشکیلات اداری جمهوری اسلامی به مجلس شورای اسلامی مصوب ۱۳۶۰) ؛ دفاع مقدس( قانون نحوه واگذاری سهام دولتی ومتعلق به دولت به ایثارگران)؛ اهداف مقدس جمهوری اسلامی ایران ( ماده ۴۷ قانون مقررات استخدامی نیروی انتظامی) و.. این امور گرچه دارای احترام زیادی هستند وواژه مقدس نیز درمورد آنها به کاررفته است ، اما اهانت به آنها را نمی توان اهانت به مقدسات اسلام محسوب کرد. مثلا اهانت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، یا اهانت به دفاع مقدس یا اهانت به برخی اماکن مقدسه ونظایر اینها اهانت به مقدسات اسلامی تلفقی نمی شود(۶)
درنوشته های فقهی وحقوقی به ندرت تعریف جامعی از مقدسات اسلامی ارائه گردیده وبیشتر به مصادیق آن پرداخته می شود . تعریفی که یکی از حقوقدانان برای این واژه ارائه کرده است ، چنین می باشد: (( منظور از مقدسات اسلامی دردرجه اول ذات باری تعالی وپس ازآن همه مکان ها، چیزها واشخاصی هستند که از لحاظ موازین دین اسلام، مقدس وقابل احترام محسوب می شوند، مثل قرآن کریم، کعبه، مزار پیامبروامامان(ع) ویا شخصیت های مورد احترام سایر مذاهب که از نظر اسلام هم واجب التعظیم هستند، مثلا حضرت مریم یا هاجر یا شخصیت های اسلامی مثل حضرت ابوالفضل یا علی اکبر یا حمزه یازینب یا خدیجه.)) (۷)
ملاکی که دراین تعریف برای مقدسات اسلامی بیان گردیده آن است که موضوع آن از نظرموازین دین اسلام قابل احترام باشد اما می دانیم که بسیاری از چیزها از نظر اسلام قابل احترام می باشد اما اهانت به آنها مشمول عنوان(( اهانت به مقدسات اسلام )) نیست، مثلا احترام به پدر و مادر، احترام به معلم ، احترام به بزرگتر و.. از واجبات دینی می باشد که بر احترام به آنها تاکید شده است ولی اهانت به ایشان را نمی توان اهانت به مقدسات اسلام تلقی کرد. برای آشنایی بیشتر با مقدسات اسلامی لازم است به چند نکته توجه شود:
اولا اهانت به آنچه مورد احترام دین مبین اسلام است درصورتی مشمول اهانت به مقدسات اسلامی می شود که با عنوان خاصی درقانون پیش بینی نشده باشد، مانند سب النبی که مجازات خاصی دارد یا زنا درزمانهای متبرکه مانند اعیاد مذهبی ورمضان وجمعه ومکان های شریف مانند مساجد که هتک حرمت آنها به موجب ماده ۱۰۶ قانون مجازات اسلامی، مستوجب تعزیر می باشد.
ثانیا، احترام به امر مقدس باید به گونه ای باشد که اهانت به آن مستلزم اهانت به اسلام باشد ، مثلا آبرو وحیثیت مومن از نظر اسلام دارای ارزش واحترام زیادی است اما هتک حرمت مومن به معنای آن نیست که اسلام نیز مورد هتک حرمت قرارگرفته است ، همچنین بسیاری ازجرایم از نظر شرعی نیز حرام وممنوع هستند . بنابراین اگر شخصی مرتکب جرمی شود عملا محرمات شرعی را نیز انجام داده ودستورات شرعی را سبک شمرده است ، اما هرگز عمل او اهانت به مقدسات اسلامی محسوب نمی شود..
ثالثا، مقدس بودن آن چیز که مورد قبول همه مسلمانان یا مشهور آنان باشد، مثلا لزوم اجازه ولی برای ازدواج دختر باکره رشیده را مشهور فقها قبول ندارند ودر نتیجه اگر شخصی به سنت متداول مسلمانان اهانت کند، اهانت به مقدسات اسلام محسوب نمی شود اما احترام به قرآن مورد قبول تمامی مسلمانان است .
رابعا ، مقدس بودن آن چیز دردرجه ای از اهمیت باشدکه اهانت به آن، اهانت به اساس اسلام وارزش های مسلم اسلامی تلقی شود، مثلا قبور مومنین از نظر اسلام مقدس است اما اهانت به این قبور را نمی توان اهانت به مقدسات دانست .
خامسا ، برخی از چیزهایی که به عنوان مقدسات اسلامی تلقی می شود ممکن است سنت های عرفی یا اجتماعی یا اخلاقی باشد که مورد احترام نیزقرارگرفته است مثلا لباس عربی از آن جهت به عنوان لباس رسمی عالمان دینی درآمده است که رهبران دینی عرب بوده اند بنابراین لباس عربی فی نفسه، مقدس نیست تا اهانت به آن اهانت به مقدسات اسلامی محسوب شود واگر هم این لباس برتن یک روحانی، مقدس باشد ، مقدس بودن خود را از صاحب لباس می گیرد ودرحقیقت به شخصیت وی اهانت شده است . به علاوه، ظاهرا فقط علمای شیعه چنین لباسی را می پوشند نه تمامی علمای اسلام درتمام مذاهب اسلامی وکشورهای مسلمان.
سادسا، میان دین وآنچه که از دین فهمیده می شود بایدتفکیک کرد. قرآن وسنت پیامبر ، دین هستند اما تفسیر قرآن وروایت ، فهم عالمان دینی از دین است وآنچه که از دین فهمیده می شود لزوما دارای تقدس نیست ، حتی اگر تمام فقهایامشهور آنان برآن اتفاق نطر داشته باسند ، مثلا اینکه مسافر باید نماز خود را شکسته بخواند یا مرتد باید کشته شود یا هزاران مسئله دیگر که درکتاب های فقهی به عنوان مسلمات به حساب می آیند،برداشت دین می باشد که درحیطه دانش بشری قرارمی گیرد . بنابراین در(( مسئله مقدسات اسلام)) باید حساب این احکام فقهی ، یا کلامی یا فلسفی را از اصل دین جداکرد ونقد وبررسی وحتی اهانت به آنها را به منزله اهانت به مقدسات اسلام ندانست مگر اینکه درحد ضروریات دین ومذهبب باشد . البته تفکیک مرزدین ومعارف دینی دربسیاری موارد کار آسانی نیست وبه نظر می رسد درموارد شبهه نیز باید حکم به مقدس نبودن آنها کردزیرا به حکم روایت مشهور پیامبر(ص) که اصطلاحا قاعده (( درا) نامیده می شود درموارد شبهه ،حکم به سقوط مجازات ترجیح دارد.
باتوجه به آنچه گفته شد می توان درتعریف مقدسات اسلام چنین گفت (( مقدسات اسلام به اشخاص، اشیاءواموری گفته می شود که جزء ارکان یا ضروریات دین اسلام بوده وانکار آنها مستلزم انکاردین اسلام واهانت به آنها مستلزم اهانت به اساس دین اسلام باشد.)) دراین صورت مفهنم مقدسات اسلامی بسیار محدود گردیده وبه مصادیق خاصی منحصر خواهد شد وبه هرچیزی که مورد احترام اسلام باشد عنوان (( مقدسات اسلام )) اطلاق نمی گردد.
عصر معنوی
اهانت نیز همچون سایر جرایم عمومی نیاز به سوءنیت وتعمد درعمل دارد وعلاوه بر قصد آگاهانه نقض قانون جزاء هدف تحقیر هم به عنوان سوء نیت خاص، شرط تحقق جرم می باشد(۸) دراینجا هم قصد تحقیر ومسخره کردن وکوچک شمردن مقدسات اسلامی باید وجودداشته باشد وگرنه صرف آگاهی از مجرمانه بودن عمل کافی نیست .اما درخصوص عنصر معنوی اهانت به مقدسات دینی علاوه بر آنچه که درمورد جرم اهانت ساده مطرح است ، باید به نکات زیر نیز توجه داشت:
تحقق تحقیر درخارج : جرم اهانت به مقدسات از نظر عنصر معنوی، جرمی مقید است یعنی باید قصد نقض قانون وقصد تحقیر کردن مقدسات وجود داشته باشد بنابراین کسی که فاقد اراده است مسئولیتی ندارد، اما از نظر عنصر مادی یک احتمال آن است که همچون اهانت ساده ، جرمی مطلق باشد، یعنی تحقق آن منوط به وقوع تحقیر درعالم خارج نباشد، به خصوص اینکه مقدسات اسلام چیزی نیست که با اهانت یک یا چند نفر تحقیر شود. احتمال دیگر آن است که دراینجا جرمی مقید باشد یعنی تا آنچه که مورد اهانت قرارگرفته است دردید مردم تحقیر نشود جرمی محقق نخواهد شد به نظر می رسد احتمال دوم منطقی تر باشد اما بااین توضیح که اهانت درهر صورت موجب هتک حیثیت مقدسات اسلام می شود، یعنی لازمه اهانت به مقدسات، هتک حیثیت آنهاست وهتک حیثیت دراینجا به معنای آن نیست که مقدسات اسلامی حالت تقدس واعتبار خودرا ازدست بدهند ، بلکه آلوده کردن ساحت آنها مورد نظراست که بااهانت ، این آلوده کردن خود به خود محقق می شود. تفسیر دیگری که دراین زمینه می توان ارائه داد آن است که هتک حیثیت دردیدگاه مرتکب جرم، درنظر می باشد یعنی همین که شخصی به مقدسات اسلامی اهانت می کند معنایش آن است که مقدسات دینی درنظراو بی ارزش وموهون گردیده اسنت. بنابراین درهرصورت با اهانت به مقدسات، تحقیر آنها صورت می گیرد وبه عبارت دیگر، این نتیجه را باید مفروض ومسلم دانست ونیاز به اثبات هم ندارد . قرینه دیگری که این احتمال را تایید می کند آن است که درجرایم دینی وگناهان شرعی، قانون گذار اسلامی به نفس تجری هم اهمیت فراوانی می دهد وبسیاری از فقها صرف تجری وجرات بر ارتکاب گناه را قابل تعقیب می دانند(۹)
اهانت به مقدسات ازروی غضب : اهانت ساده چنانچه ازروی غضب صورت گرفته باشد دادگاه ممکن است به استناد ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی، مجازات متهم را تخفیف دهد ودرمورد اهانت به مقدسات به نطر می رسد که بایدمیان غضبی که منجر به سلب اراده می شود وغضبی که به این حد نمی رسدتفکیک نمود. علی بن عطیه روایت کرده است که نزد امام صادق(ع) بودم، شخصی که ازاو درمورد کسی سئوال کردکه از روی غضب مرتکب عملی می شود آیا خداوند اورا مواخذه می کند؟ امام فرمود (( خداوند بخشنده ترازآن است که بر بنده خوداین چنین سختگیری کند.)) (۱۰) این روایت رافقها درمورد اهانت به مقدسات نیز به کار برده اند اما آن را مقید به صورتی کرده اند که اراده مرتکب سلب شود)۱۱) بنابراین اگر شخصی از روی غضب وناراحتی به مقدسات اسلامی اهانت کند ودارای اراده باشد بازهم قابل تعقیب خواهدبود.
اهانت ازروی شهبه:
اهانت به مقدسات اسلامی ممکن است با انگیزه های مختلفی صورت گیرد مثلا به قصد دشمنی با اسلام یا به قصد مسخره کردن دین اسلام باشد وگاهی مرتکب با اعتقاد به انچه که می گوید یاانجا م می دهد، چنین فعلی را انجام داده یا سخنی را می گوید ، مثلا اعتقاد دارد که قرآن موجود همان قرآنی نیست که بر پیامبر نازل شده است بنابراین آنرا می سوزاند . آیا درصورت اخیر هم مجازات اهانت کننده مانند صورتهای قبلی است ؟ اصولا انگیزه ارتکاب جرم تاثیری درمسئولیت کیفری ندارد، مگر درمواردی که به صورت استثنا بیان شده باشد اما دراینجا نمنی توان گفت که مرتکب صرفا به انگیزه دفاع از معتقدات خود به مقدسات دینی اهانت می کند، بلکه این مورد از موارد شبهه می باشد اگر این مورد را با موارد مشابهی که فقها بیان کرده اند مقایسه کنیم ، دو احتمال را می توان مطرح کرد. یک احتمال آن است که صرف وقوع عنصر مادی جرم برای تحقق آن کفایت می کند ودرمورد عنصر معنوی نیز همین که مرتکب بداند که بیان چنین شبهاتی، اهانت به مقدسات محسوب می شود کفایت می کند. مرحوم محقق نجفی این نظریه را درمورد ارتداد پذیرفته است : (( اطلاق بسیاری از روایات مقتضی آن است که هرکس ضروری دین را انکار کند کافر باشد ولازم نیست که تحقیق شود آیا انکاراو ازروی شبهه بوده است یا خیر)) (۱۲)
برخی ازفقها نبودن شبهه را شرط می دانند(۱۳) بنابراین اگر مرتکب گمان می کند آنچه که میگوید یا عملی که انجام می دهد اهانت به مقدسات نیست یا جاهل به آن باشد نمی توان اورا به عنوان اهانت به مقدسات اسلام تعقیب کرد. این نظریه با قواعد حقوقی نیز سازگاراست ، زیرا جهلی که دراینجا وجوددارد جهل موضوعی است وجهل موضوعی رابیشتر فقها رافع مسئولیت کیفری می دانند به خصوص اینکه جرم اهانت نیازمند سوءنیت خاص است که همان قصد تحقیر می باشد حال آنکه چنین قصدی دراینجا وجودندارد. یک نظریه تفصیلی هم می توان دراینجا ارائه داد بدین صورت که هرگاه مرتکب دچار شبهه شده باشد به او فرصت کافی داده می شود تا به تحقیق بپردازد، چنانچه دراین فرصت از اعتقادات خود دست بکشد تحت تعقیب ومجازات قرارنمی گیرد وگرنه می توان اورا مجازات کرد . اشکالی که براین نظریه وارد است این است که متهم ممکن است پس از تحقیقات نیز کماکان بر اعتقاد خود باقی باشد ودراین صورت عامل شبهه کماکان وجوددارد واگر شبهه، رافع مسئولیت کیفری باشد دراینجا هم رافع مسئولیت خواهد بود.
داشتن اعتقاد باطل: ممکن است شخصی اعتقاد باطل داشته باشد وحتی به صورت کلی نیزبیان کند که بسیاری از اعتقادات اسلامی را قبول ندارد. اما صرف داشتن چنین عقیده ای را نمی توان اهانت به مقدسات اسلامی تلقی کرد، بلکه باید درخارج ، فعل یا لفظی نیز تحقق پیداکرده باشد که موجب هتک اعتبار معنوی مقدسات اسلامی شود اصل ۲۳ قانون اساسی رامی توان قرینه ای برای تایید این ادعا دانست (( تفتیش عقاید ممنوع است وهیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض ومواخذه قرارداد.)).
اهانت منجر به ارتداد
ماده ۲۶ قانون مطبوعات ، اهانت به مقدسات اسلام را درصورتی مشمول مجازات تعزیری می داند که منجر به ارتدادنشده باشد . بنابراین درمورد چنین اهانتی نیز لازم است کمی بحث کنیم تا تشخیص آن از اهانت به مقدسات اسلام درمعنای عام آن آسان گردد. ارتداد به معنای بازگشت از اسلام به سوی کفر می باشد که درقالب افعال یا الفاظ مختلفی صورت می گیرد وبسیاری ازاین الفاظ وافعال مورد اختلاف است وفقها درمورد اهات محض به مقدسات بودن یا ارتداد تلقی کردن آنها اتفاق نظر ندارند که درزیر به مهم ترین موارد اشاره می کنیم اما قبل از آن باید این نکته را متذکر شویم که اهانت منجر به ارتداد فقط ازسوی مسلمانان قابل تحقق است ، یعنی مرتکب درحین ارتکاب عمل باید بردین اسلام باشد.
انکار ضروری دین : اگر کسی ضروری دین را انکار کند مرتد است ، واین نظریه را بیشتر فقها قبول دارند(۱۴) اما درمورد اینکه مصادیق ضروری دین چیست اختلاف نظر وجوددارد . دکتر جعفری لنگرودی ، ضروری دین را چنین تعریف می کند : ((آنچه که جمیع فرق اسلامی آن را جزءمسائل دین اسلام دانسته اند مانند احترام به مالکیت خصوصی وتوحید ونبوت .)) (۱۵) یکی از مواردی که به عنوان مصداق ضروری دین شناخته شده است وجوب نماز وروزه می باشد. بنابراین اگر مسلمانی، وجوب نماز وروزه را انکار کند، مرتد است وصرفا به مجازات اهانت به مقدسات دینی محکوم نمی شود . برید عجلی گوید از امام باقر (ع) درمورد شخصی سئوال شد که شاهدان درمورد روزه خواری او شهادت داده بودند . اما فرمود ((ازاوسئوال می شود که آیا روزه خوردن را حرام می دانی؟ اگر پاسخ مثبت بدهد کشته می شود اما اگر پاسخ منفی بدهد امااورا تعزیر میکند.)) بعثت پیامبر ، اصول دین ، نبوت پیامبرانی که دین اسلام آنها را به رسمیت شناخته است آیات قرآن ووحدانیت خدارا ازمصادیق ضروری دین به حساب آورده اند.
انکار ضروری مذهب : مرحوم محققی نجفی گفته است که اگر شیعه ، ضروریات مذهب خود را انکار کند مرتد محسوب می شود هرچند آنچه را انکار می کند جزء ضروریات اسلام نباشد مانند اینکه امامت یکی از امامان یا مسئله متعد را انکار کند(۱۷) این گروه نیز به روایت های شرعی استناد می کنند مانند روایت محمد ابن مسلم که از امام محمد باقر(ع) درمورد شخصی سئوال می کند که یکی از امامان شیعه را انکار می نماید وامام درپاسخ می فرماید : (( هرکس یکی از امامان شیعه را انکار کند وازاو ودینش برائت بجوید خونش درآن حالت مباح است مگر اینکه برگردد یا به سوی خدا به خاطر آنچه گفته است توبه نماید.)) (۱۸)
انکار صداقت پیامبر : اگر مسلمانی شک کند که پیامبر درادعای پیامبری خود صداقت داشته است یا خیر وفضیلت پیامبر بر سایر مردم را انکار کند، گروهی از فقها مانند شهیدثانی درکتاب مسالک ومحقق اردبیلی حکم به قتل او داده اند وگروهی نیز این عمل رامصداق ارتداد دانسته اند (۱۹) این گروه به روایت های شرعی استناد کرده اند، مانند روایت ابن سنان از امام صادق(ع) که فرمود: (( هرکس درخدا ورسول و شک کند کافر است )) (۲۰) ویا روایت دیگری که می گوید حارث به امام (ع) عرض کرد اگر شخصی نزد پیامبر ( ص) بیاید وبه او بگوید به خدا قسم نمی دانم که توپیامبر هستی، آیا ازاو قبول می شود یا خیر؟ امام فرمود: (( ازاو پذیرفته نمی شود بلکه اورا می کشد.)) (۲۱)
درروایتی انکار فضیلت های پیامبر اسلام بر مردم دیگر نیز از مصادیق ارتداد محسوب شده است اما فقها به آن عمل نکرده اند . دراین روایت آمده است که امام صادق(ع) فرمود ، (( عبدالعزیز بن عمر مرا خواند. وقتی نزد او رفتم دیدم که دونفر پیش او هستند که یکی از آنها دیگری را مصدوم کرده است از من سئوال کرد حکم این دو نفر چیست ؟ گفتم :چه چیزی گفته اند؟ عمر گفت: یکی ازدونفر گفته است پیامبر برهیچ یک از بنی امیه درحسب برتری ندارد ودیگری گفته است که پیامبر برهمه مردم درهمه نیکی ها برتری دارد وحامی پیامبر ناراحت شده ودیگری را مصدوم کرده است . به او گفتم: کسی که گمان می کند یکی از مردم مانند پیامبراست کمش قتل می باشد.)) (۲۲)
مسخره کردن دین : مسخره کردن واهانت به ارزش های دینی را برخی از فقها چنانچه از سوی مرتکب مسلمان باشد از مصادیق ارتداد دانسته اند : (( هرفعلی که صراحتا بر مسخره کردن دین واهانت به آن ودست کشیدن از آن دلالت کند موجب ارتداد است مانند انداختن قرآن درنجاست وپاره کردن ولگد مال نمودن ونجس کردن کعبه یا ضریح های مقدس با نجاست، یا سجده بر بت وعبادت خورشید ونظایر اینها.)) (۲۳)
قول به جبر وتفویض جبریه به کسانی می گویند که معتقدند انسان درکارهای خود اختیاری ندارد وکارهای وی به دست خداست ودرمقابل این گروه تفویضیه هستند که اعتقاد دارند خداوند کارهای خودرا به مردم تفویض کرده است . گروهی از فقها ، این دو گروه را مرتد می دانند زیرا بااین گفتار خویش به ذات اقدس الهی توهین می کنند استناد کارهای مارا انجام می دهد سپس مارا عذاب می کند قائل به جبر شده است وهرکس گمان کند خداوند کار خلق وروزی را به حجت های خود واگذار کرده قائل به تفویض شده است وکسی که قائل به جبر باشد کافر است وکسی که قائل به تفویض باشد مشکرک می باشد.)) (۲۴)
اهانت منجر به سب النبی : ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی، اهانت به مقدسات اسلامی را درصورتی مشمول مجازات حبس می داند که مشمول حکم سب النبی نباشد بنابراین لازم است بدانیم اهانت به کدام یک از مقدسات اسلامی مشمول عنوان (( سب النبی )) است سب به معنای ناسزاگفتن ودشنام دادن است ونبی هم گرچه مطلق است وشامل همه انبیاءمی شود اما با توجه به قرینه های خارجی، منصرف به نبی مکرم اسلام می باشد. بنابراین سب نبی از نظر لغوی به معنای دشنام دادن به پیامبر اسلام(ص) می باشد اما درکتابهای فقهی به این معنای لغوی اکتفا نشده ودامنه آن توسعه پیدا کرده است دربرخی روایات آمده است که سب نبی منحصر درپیامبر اسلام نیست مانند روایت پیامبر(ص) که فرمود، (( هرکس پیامبررا دشنام دهد کشته می شود)) (۲۵) اما روایت دیگری هم از حضرت علی( مقدسات اسلامی) برخلاف آن وجوددارد: (( شخصی را که بگوید حضرت داود با زنی مجامعت کرده است محکوم به صد وشصت ضربه شلاق می کنم حدی برای اسلام وحدی برای نبوت.)) (۲۶) به همین دلیل فقها دراین زمینه اختلاف نظر پیدا کرده اند؛ گروهی پیامبران دیگر را نیز درحکم پیامبر اسلام دانسته اند ؛ (۲۷) وگروهی درآن مناقشه کرده اند هرچند این عمل را از مصادیق ارتداد دانسته اند (۲۸)
بیشتر فقها دشنام به حضرت زهرا(ع) را نیزاز مصادیق سب النبی می دانند وگروهی نیز آن را منحصر دز قذف وی د انسته اند، مگر اینکه دشنام به ایشان منجر به دشنام به پیامبر گردد اما درمورد دشنام به مادر وهمسر وفرزندان پیامبر، اختلاف نظروجوددارد وبه علامه حلی نسبت داده شده است که اعتقاد به این تسری دارد(۲۹)
درمورد الحاق سب یکی ازامامان معصوم ( ع) به سب پیامبر(ص) نیز اتفاق نظر وجوددارد ودراین مورد روایات فراوانی نیز دردست است مانند روایت عامری که گوید از امام صادق(ع) درمورد شخصی سئوال کردم که به علی(ع) دشنام می دهد وازاو برائت می جوید. امام فرمود: به خدا قسم خون او حلال است وهزارنفر آنها درمقابل یک نفر از شما ارزش ندارد.)) (۳۰)
البته روایت های مخالفی هم وجوددارد که فقها آنهارا حمل بر تقیه کرده اند
دین مرتکب
دراهانتی که منجر به ارتداد می شود بدون شک، دین مرتکب تاثیر دارد، یعنی مرتکب حتما بایدمسلمان باشد وعمل یا سخن او سبب بازگشت وی از دین اسلام باشد اما هرگاه اهانت به مقدسات اسلام به این حد نرسد، آیا دین مرتکب تاثیری داردیاخیر؟همچنین دین اسلام، دارای مذاهب مختلفی است که برخی مسائل واحکام یکدیگررا قبول ندارند، مثلا فردی که سنی مذهب است، امامت امامان شیعه را انکار می کند . حال اگر چنین شخصی به امامان شیعه اهانت کند، آیا مستوجب تعقیب کیفری است؟ وبالعکس شیعیان بسیاری از اعتقادات اهل سنت را انکار می کنند مثلا خلافت خلفای راشدین را نمی پذیرند پس اهانت شخصی که دارای مذهب شیعه است به یکی خلفای راشدین که از دید گاه فقهای اهل سنت از انسانهای مقدس به شمار می روند آیا قابل تعقیب کیفری می باشد؟ همانگونه که درمورد کافران این سئوال مطرح است که اگر کافری که اعتقاد به احکام اسلامی ندارد به آنها اهانت نماید قابل تعقیب می باشد یا خیر؟ مثلا یک مسیحی به روزه گرفتن که نزد مسلمانان از مسائل ضروری ومقدس می باشد اعتقاد ندارد حال اگر به این امر مقدس اهانت کند باید تعقیب ومجازات شود؟ برای پاسخ به این سئوال باید میان صورت های مختلف ، تفصیل داد وحکم هرمورد را جداگانه بررسی کرد..
مقدسات مذهب شیعه : ظاهرا مقدسات شیعه از مصادیق متیقن مقدسات اسلام است . بنابراین اهانت به این مقدسات از سوی هرکس که صورت بگیرد جرم است ، چه مسلمان باشد، چه کافر، چه شیعه باشد وچه غیر شیعه . دلیل این مدعا آن است که گرچه ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی واژه (( مقدسات اسلام )) را به صورت مطلق به کاربرده است اما اصل دوازده قانون اساسی مقرر می دارد (( دین رسمی ایران ؛ اسلام ومذهب جعفری اثنی عشری است ..)) دراین اصل ؛ دین اسلام با واو تفسیری به مذهب شیعه تفسیر شده است . بنابراین هرجا درقوانین منوضوعه این واژه به صورت مطلق به کاررود منصرف به مذهب شیعه خواهد بود. کسانی که درقلمرو جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنند موظف هستند به قوانین کیفری پای بند باشند واز ارتکاب جرایم پرهیز کنند ودراین زمینه تفاوتی میان کافر ومسلمان، شیعه یا سنی نیست این ادعا درصورتی کامل است که انحصار مقدسات اسلامی درمقدسات مذهب شیعه ، محرز ومسلم باشد ، اما با توجه به توضیحاتی که درادامه می آید چنین انحصاری محل تامل است وحتی قرینه های محکمی بر خلاف آن وجوددارد.
مقدسات مذاهب اهل سنت: اصل دوازدهم قانون اساسی پس از آنکه مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام می کند، چنین ادامه می دهد: (( مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی وزیدی دارای احترام کامل می باشند..)) اگر مقدسات را به امور محترم تفسبیر کنیم به موجب این اصل، اعتقادات واحکام مداهب دیگر نیز محترم هستند بنابراین اهانت به آنها اهانت به مقدسات اسلام محسوب می شود اما بعید به نظر می رسد که مقدسات اسلامی را بتوان شامل مقدسات انحصاری اهل سنت دانست : (( مقدسات اسلام، مذهب شیعه ومداهب سنی اعم از حنفی، مالکی، وحنبلی را شامل می شود(( (۳۱)
مقدسات کفار: دین اسلام به برخی از اعتقادات واحکام مورد قبول کافران کتابی احترام می گذارد وقرآن مجید نیز بسیاری از آنها را تقدیس کرده است ودرماده ۵۱۳ نیز عبارت(( هریک ازانبیاء عظام))براین مطلب صحه می گذارد به نظر می رسد آنچه که مربوط به مذاهب دیگر است اما اسلام آنها را جزء امور مقدس می داند مشمول ماده ۵۱۳ خواهد بود ونباید این موضوع را منحصر درپیامبران آنها نمود، مشروط براینکه اهانت به آنها ، مستلزم اهانت به مقدسات اسلامی نیز بشود علت اینکه اهانت به چنین مقدساتی، جرم محسوب می شودآن است که نتیجه اهانت به این مقدسات، اهانت به خدا ودین اوست وادیان قبلی هم درزمان خود مقدس و معتبر بوده اند . پس ازاین جهت تفاوتی میان اهانت به مقدسات اسلامی وغیر اسلامی وجود ندارد اما درمورد اموری که درزمان خود، مقدس بوده واکنون منسوخ شده اند وبازهم مورد عمل قرارمی گیرند به نظر می رسد با توجه به اینکه درحال حاضر مقدس محسوب نمی شوند بهتر است ضمن تفسیر مضیق قانون، آنهارا مشمول این ماده ندانیم مثلا اگر مسلمانی با نجس کردن کلیسا به آن اهانت نماید توهین به مقدسات اسلامی محسوب نمی شود زیرا کلیسا وعبادت درآن ازدیدگاه اسلامی، درحال حاضر امری مقدس نمی باشد.
البته این جرم به صورت جرم خاص درماده ۲۳ قانون مطبوعات ۱۳۳۴ پیش بینی شده بود: (( هرکس به وسیله مطبوعات به اقلیت های مذهبی مصرح درقانون اساسی یا نژادهای ساکن ایران برای تولید نفاق واختلاف ویا بغض وکینه میان سکنه مملکت اهانت نماید ویا آنان را به ایجاد دشمنی ونفاق نژادی ویا مذهبی تحریض کند به یک ماه تا شش ماه حبس تادیبی ویا پرداخت پانصد تا پنج هزارریال غرامت محکوم خواهد شد.))
مقدسات دین اسلام: احتمال دیگری که دراینجا مطرح می شودآن است که منظور از مقدسات اسلام، اموری باشدکه تمامی مذاهب اسلامی درمقدس بودن آن اتفاق نظر داشته باشند، مانند ذات اقدس الهی وحدانیت خدا، قرآن مجید، پیامبرو..بنابراین اموری که مقدس بودن آنها مورداختلاف مذاهب متعدداست مشمول ماده ۵۱۳ نمی شود. قرینه ای که برای این مطلب وجوددارد آن است که ماده ۵۱۳ پس از به کاربردن این واژه ، دو مورد از مقدسات اختصاصی مذهب شیعه را به صورت خاص بیان کرده است وآن اهانت به ائمه طاهرین وحضرت صدیقه طاهره است . بنابراین درمورد مقدسات اختصاصی مذهب شیعه فقط به همین دو مورد باید اکتفا کرد این احتمال با قواعد حقوقی از جمله قاعده تفسیرمضیق قانون به نفع متهم وقاعده شبهه وقاعده احتیاط نیز سازگار است واز بقیه احتمال ها نیز قوی تر می باشد.
باتوجه به آنچه گفته شد دین مرتکب نیز تاثیری درمسئولیت وی ندارد. بنابراین اگر کافری به مقدسات اسلامی اهانت کند قابل تعقیب است ، هرچند اعتقادی به آن نداشته باشد همان گونه که شیعه یا سنی بودن او نیز تاثیری ندارد. فقهنا درمورد مشابه این جرم یعنی سب پیامبر(ص) بر چنین مطلبی تصریح کرده اند وتفاوتی نگذاشته اند که سب کننده که کافر باشد یا مسلمان(۳۲) مستند ایشان روایتی از حضرت علی(ع) است که می فرماید(( یک زن یهودی پیامبررا شتم می کرد پس مردی اورا خفه کرد وپیامبر خون آن زن را مباح دانست.)) (۳۳) باتوجه به آنچه که گفته شد، مقدسات اختصاصی شیعه یا سنی را نمی توان مقدسات اسلامی محسوب کرد ومقدسات غیر اسلامی نیز چنانچه با مقدسات اسلامی رابطه لازم وملزومی داشته باشند درحکم مقدسات اسلامی هستند مرتکب جرم اهانت به مقدسات اسلامی ، تفاوتی ندارد که مسلمان باشد یا کافر ودرصورت اول نیز تفاوتی میان شیعه وغیر شیعه نیست هرچند این احتمال نیز غیر موجه نخواهد بود که اهانت شخص شیعی به مقدسات مذهب تشیع یا اهانت شخص سنی به مقدسات مذهب سنت، اهانت به مقدسات اسلامی باشد، زیرا مقدسات هر مذهبی نزد پیروان آن مذهب، همان مقدسات اسلامی است.
اهانت به مقدسات از طریق مطبوعات : طریق شایع اهانت به مقدسات اسلام ، اهانت از طریق مطبوعا ت می باشد که دراین زمینه به چند نکته باید توجه داشت:
الف) مسئولیت مدیر مسئول : به موجب ماده ۳۰ قانون مطبوعات ، هرگاه نشریه ای مطالبی مشتمل بر تهمت یا افتراء یا فحش والفاظ رکیک یا نسبت های توهین امیز را منتشر کند، مدیر مسئول آن جهت تعقیب ومجازات به محاکم قضایی معرفی می شوددراین ماده مشخص نشده است که مجازات مدیر مسئول چیست؟ یک احتمال آن است که مدیر مسئول نیز به مجازات مباشر اهانت به مقدسات اسلامی محکوم شود زیرا او نیز با انتشارمطلب توهین آمیز، مرتکب اهانت به مقدسات اسلامی شده است این احتمال ضعیف است زیرا شرایط این جرم درمدیر مسئول فراهم نیست وقصد اهانت یا به کاربردن الفاظ اهانت آمیز وجودنداشته است احتمال دیگر آن است که مدیر مسئول به عنوان معاون جرم قابل تعقیب باشد اما ایراد این احتمال نیز آن است که عملیات مدیر مسئول پس از تحقق اهانت است واصولا وحدت قصد میان نویسنده مطلب ومدیر مسئول وجود ندارد احتمال سوم که احتمال موجهی نیز به نظر می رسد آن است که مدیر مسئول ، مشمول ماده ۳۵ قانون مطبوعات قرارگرفته وبه جزای نقدی محکوم شود، ماده مرقوم آورده است : (( تخلف از مقررات این قانون جرم است وچنانچه درقانون مجازات اسلامی واین قانون برای آن مجازات تعیین نشده باشد متخلف به یکی از مجازات های ذیل محکوم می شود:
الف- جزای نقدی از یک میلیون تا بیست میلیون ریال
ب- تعطیل نشریه حداکثر تاشش ماه درمورد روزنامه ها وحد اکثر تا بک سال درمورد سایر نشریات .
ب) مرجع رسیدگی: درمورد نحوه دادرسی ومرجع رسیدگی به جرم اهانت به مقدسات که از طریق مطبوعات صورت می گیرد باید به ماده ۳۴ قانون مطبوعات نیز توجه داشت (( رسیدگی به جرایم مطبوعاتی با توجه به قوانین مربوط به صلاحیت ذاتی می تواند درمحاکم عمومی یا انقلاب یا سایر مراجع قضایی باشد .درهرصورت علنی بودن وحضور هیئت منصفه الزامی است .
تبصره – به جرایم مطبوعاتی درمحاکم صالح مراکز استان ها رسیدگی می شود .
به موجب این ماده لازم نیست که به جرایم مطبوعاتی منحصرا دردادگاه عمومی رسیدگی شود بلکه به جرایم روحانیون دردادگاه ویژه روحانیت، به جرایم علیه امنیت کشور دردادگاه انقلاب، به جرایم نظامیان دردادگاه نظامی وبه جرایم افراد دیگر دردادگاه عمومی رسیدگی می شود، هرچند این ماده درخصوص مراجع غیر دادگستری متعارض با اصل ۱۶۸ قانون اساسی می باشد زیرا درآنجا رسیدگی به جرایم مطبوعاتی منحصرا درصلاحیت دادگاه های داد گستری قرارگرفته است (۳۴)
نتیجه
اهانت به مقدسات اسلامی یکی ازجرایم پیش بینی شده درقانون مجازات اسلامی وقانون مطبوعات است که اگرچه دربسیاری از احکام ومقررات تابع اهانت ساده می باشد، اما قواعد خاصی نیز برآن حکمفرماست که این قواعد را باید درمنابع شرعی جستجو کرد. زیرا ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی ومستندات قانونی دیگر، واژه (( مقدسات اسلامی)) را به صورت کلی بیان داشته وتفسیر روشنی از آن ارائه نکرده اند . قضات نیز به دستوراصل ۱۶۷ قانون اساسی وماده ۲۱۴ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب درامور کیفری تکلیف دارند به منابع شرعی مراجعه کنند ازآنجا که به دست آوردن مقررات مختلف این مسئله از منابع شرعی برای همه قضات امکان پذیر نیست، بنابراین تحقیقی مبسوط دراین زمینه ضروری است تا راهنمای حقوقدانان وبه خصوص قضات محترم باشد. از آنچه که گفته شد می توان نتیجه گرفت برای تشخیص مقدسات اسلامی باید میان دین وآنچه که ازدین استنباط می شود تفکیک نمود وفقط آنچه را دین خالص است جزءمقدسات آورد، مثلا قرآن وسنت پیامبر، عین شریعت ودین است اما آنچه که به عنوان احکام فقهی وکلامی یا فلسفی از آیات قرآن وروایات ،استنباط می شود جزءدانش بشری است ودرنتیجه تقدسی هم ندارند، مگر اینکه ضروری دین یا مذهب شیعه باشد همچنین مقدسات یکی از مذاهب اسلامی را که مورد انکار مذاهب دیگر است نمی توان جزء مقدسات اسلام دانست ، هرچند درمورد مقدسات اختصاصی مذهب شیعه تردید وجود دارد زیرا مذهب شیعه، مذهب رسمی ایران است واز سویی احکام شرعی مذهب شیعه که مبنای تفسیر قوانین موضوعه می باشد باید از جانب همگان رعایت شود . اهانت به مقدسات اسلامی برخلاف اهانت ساده، فقط جرمی علیه افراد نیست بلکه اعتقادات ، احکام واشیاءنیز ممکن است موضوع این جرم قرارگیرند اما باید میان اینها واساس اسلام رابطه لازم وملزومی وجود داشته باشد به گونه ای که اهانت به آنها ، اهانت به اصل اسلام تلقی شود . نکته دیگر اینکه اهانت به مقدسات اسلامی درصورتی مشمول ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی خواهد بود که عنوان مجرمانه خاصی مانند سب النبی یا ازتداد پیدا نکندبنابراین تفکیک میان این عناوین نیز مهم است.

منابع:

۱٫ابن منظور ، لسان العرب ، داراحیاء التراث العربی ، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج۱۵٫
۲٫حسین میر محمد صادقی، جرایم علیه امنیت وآسایش عمومی ، نشرمیزان ، چاپ اول ۱۳۸۰، ص ۱۵۶
۳٫ابراهیم پاد، حقوق کیفری اختصاصی ( جرایم علیه اشخاص) انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۴۷ ص ۴۹۳٫
۴٫ عباس زراعت، شرح قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات) ج۱، نشر فیض ، چاپ دوم ۱۳۷۷، ص ۴۹۳٫
۵٫محمود معین ، فرهنگ فارسی،موسسه انتشارات امیر کبیر ، چاپ هشتم ،۱۳۷۱، ص ۴۲۹۱٫
۶٫معمولا حقوقدانان هنگام بحث پیرامون جرم اهانت به مقدسات اسلام، راه احتیاط را پیموده وبه مصادیق مشهور وغیر اختلافی بسنده می کنند: تشخیص مقدسات اسلام با نظر فقها وعرف است به طور قطع قرآن مجید وجود مبارک حضرت محمد ( ص) دخترگرامی ایشان حضرت فاطمه ( س) ودوازده امام شیعیان مرقد مطهر هریک از شخصیت های مزبور که زیارتگاه پیروان دین مبین اسلام وهمچنین مکه معظمه که زیارتگاه خداوند سبحان است از جمله مقدسات دین مبین اسلام می باشد( ایرج گلدوزیان حقوق جزای اختصاصی انتشارات دانشگاه تهران چاپ هفتم ، ۱۳۸۰ ص ۴۹۵).
۷٫میرمحمد صادقی، همان، ص ۱۶۴٫
۸٫زراعت ة همان ص۴۹۴
۹٫اکثر دانشمندان اصولی، شخص متجری را مستحق مذمت ومجازات می دانند، اما گروهی نیز وی را قابل مجازات ندانسته اند که مرحوم آخوند خراسانی از طرفداران نظریه نخست ومرحوم شیخ انصاری از مدافعان دیدگاه دوم است (ر.ک.: علامه حیدری، اصول الاستنباط ، ترجمه وشرح عباس زراعت وحمید مسجدسرائی ، انتشارات فیض ،چاپ هفتم ، ۱۳۸۰)
۱۰٫شیخ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ، ج۱۸ ، داراحیاؤ الثراث العربی ، بیروت ، بی تا ، ص ۲۶۴
۱۱٫شیح محمد حسن نجفی ، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام ، ج۴۱ ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، چاپ سوم، ۱۳۶۲ ، ص ۶۱۰
۱۲٫نجفی ، همان ، ص ۴۸
۱۳٫بهءالدین محمد بن حسن بن محمد فاضل هندی( اصفهانی) کشف اللثام ، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی ، قم۱۴۰۵ ق، ج۲ ص۴۳۶
۱۴٫مرحوم علامه حلی درخصوص تحقق ارتداد به وسیله انکار ضروری دین می فرماید: (( ارتدادگاهی باعمل حاصل می شود مانند سجده برتربت وپرستش خورشید وانداختن قرآن درنجاست وهرعملی که به صراحت برمسخره کردن دین دلالت کند وگاهی با سخن محقق می شود مانند سخنی که به صراحت برانکار چیزهایی دلالت کند وگاهی با سخن محقق می شود مانند سخنی که به صراحت برانکار چیزهایی دلالت کند که ثبوت آن جزء ضروریات دین اسلام است یا به صراحت بر اعتقاد به چیزهایی دلالت کند که حرمت آنها جزء ضروریات دین اسلام می باشد اعم ازاینکه ازروی عناد باشد یا اعتقاد یا مسخره کردن )) ( علامه حلی- قواعد الاحکام فی مسائل الحلال والحرام ، گردآوری شده درکتاب سلسله الینابیع الفقهیه توسط علی اصغر مروارید موسسه الفقه الشیعه ، بیروت ، چاپ اول، ق، ج۲۳، ص ۴۳۵)
۱۵٫ محمد جعفر لنگرودی ، ترمینولوژی حقوق کتابخانه گنج دانش ، چاپ چهارم ، ۱۳۶۸، ص ۴۱۷ ایشان درادامه ضروری مذهب را نیز چنین تعریف می کند: (( آنچه که به اتفاق شیعیان ، جزء دین اسلام است ضروری مذهب ( یعنی مذهب از نظرشیعه )محسوب است مانند عدل الهی وامامت که ضروری مذهب شیعه است )) البته برخی از احکام ومسائلی که ضروری دین است جنبه شرعی محض ندارد مانند ممنوعیت ضررزدن به دیگران یاوجوب احترام به مالکیت دیگران و..دراین موارد نمی توان گفت که هرکس ممنوعیت ضررزدن به دیگران یا وجوب احترام به مالکیت شحصی دیگران را تمسخر کند به مقدسات دینی اهانت کرده است بلکه منظور،ضروریاتی است که جنبه شرعی ودینی دارد مانند وجوب حج.
۱۶٫حرعاملی، همان ،ص ۱۷۹٫
۱۷٫نجفی ، همان ، ج۴۱، ص ۶۰۲
۱۸، حرعاملی ، همان ، ص ۵۶۵٫
۱۹٫ نجفی، همان ج۴۱ ص ۴۴۱ به موجب نظریه نخست ،مجازات منکر به محض انکارصداقت پیامبر ، قتل است اما درصورت دوم باید میان مرتد فطری وملی تفاوت گذاشت زیرا مرتد ملی برخلاف مرتد فطری بلافاصله کشته نمی شود بلکه ازاو درخواست می شود که توبه کند واگرتوبه نکرد کشته می شود همچنین باید میان زن ومرد قائل به تفکیک شد زیرا زن کشته نمی شود.
۲۰و۲۱ حرعاملی،همان، صص ۵۵۱ و۵۶۱
۲۲حرعاملی ، همان ، ص ۴۶۰
۲۳ . نجفی ، همان ، ج۴۱ ، ص ۶۰۰
۲۴٫حرعاملی ، همان ص ۵۵۷ شیعیان به پیروی ازائمه معصومین (ع) عقیده دارند که نه باید نظریه جبررا به کلی پذیرفت ونه نظریه اختیار را، بلکه باید راه میانه رفت (لاجبرولاتفویض بل امربین الامرین)
۲۵٫حرعاملی، همان ، ص ۴۶۰
۲۶٫ ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه ، گردآوری شده درسلسله الینابیع الفقهیه توسط علی اصغر مروارید، همان ص ۷۴
۲۷٫ حمزه بن علی زهره حلبی، غنیه النزوع الی علمی الاصول والفروع ، گردآوری شده درسلسله الینابیع الفقیهه توسط علی اصغر مروارید همان، ص ۲۰۴
۲۸٫ نجفی ، همانج ۴۱، ص ۴۳۷٫
۲۹٫جبعی العاملی( شهید ثانی )الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، الدواری، قم، بی تا، ج۹ص ۱۹۴٫
۳۰حرعاملی ، همان ، ص ۴۶۲٫
۳۱٫ گلدوزیان ، همان ، ص ۴۹۵٫
۳۲٫ نجفی، همان، ج۴۱، ص ۴۹۳ وعلیرضا فیض، مقارنه وتطبیق درحقوق جزای عمومی اسلام، وزارت ارشاد، چاپ اول، ۱۳۶۴،ج۱ ص ۱۱۰٫
۳۳٫ ابوعبدالرحمان احمد بن شعیب بن علی نسائی نیشابوری ، سنن، چاپ استانبول، ۱۹۸۱ م، ج۷، ص ۱۰۸٫
۳۴٫ماده ۵ قانون تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب مصوب ۱۳۷۳ رسیدگی به جرم اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ومقام معظم رهبری وجرایم علیه امنیت کشوررا درصلاحیت دادگاه های انقلاب دانسته است . اما جرم اهانت به مقدسات اسلام نه از مصادیق جرایم علیه امنیت کشور به معنای خاص آن است ونه با جرم اهانت به دو مقام یاد شده تطابق می کند. بنابراین رسیدگی به این جرم درصلاحیت دادگاه های عمومی است مگر اینکه از سوی نظامیان به عنوان جرم نظامی صورت گیرد که درصلاحیت دادگاه نظامی خواهد بودویا اگر از سوی روحانیون ارتکاب یابد، درصلاحیت دادگاه ویژه روحانیت می باشد.

نویسنده : دکتر عباس زراعت
عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه کاشان

منبع: وب سایت حقوقی لاوگستر

11/100 امتیاز، از 1 رای
 
به نظر شما این مطلب جالب، مفید یا آموزنده بود؟

نظر خود را با ما در میان بگذارید